ما در چه وضعیتی هستیم
مواظب راهزنان مسیر تغییر، باشیم
در بخش نخست این مطلب درباره تغییر، ویژگیها و انواع آن گفتیم؛ اینکه انقلاب اسلامی، از اساس حرکتی برای تغییر به سمت جلو و در راستای ایجاد مقدماتی برای آن تغییر بزرگ و موعود است که به واسطه ظهور حضرت صاحب العصر و الزمان (عج) در جهان روی خواهد داد و گفتیم درس بزرگ امام در کلمه به کلمه صحیفه نور، ایستادگی بر پیمان عبودیت و ادامه مقاومت علیه طاغوت و تغییر مدام خود و جهان است، این در دنباله آن بحث فطرت طلب جمال و کمال الوهی و تغییر از موجود پای در بند خاک به موجودی پران در افلاک، در انسان گمگشته در غبار و تاریکی یکسر محو نمیشود بلکه کژمژ و منحرف میشود. در راه مغشوش و پیچ در پیچ و هیچ میافتد. پس در اوج کفرورزی هم آدمی در پی تغییر است و با تفکر نابینا و بیراه بلد و با عقل ضایع و خود رأی، اوهام تفکر برای تغییر میبافد که اسیر نفس سرکش و شیطان اوست. پس ما در زمین یک تغییر خواهی وضع موجود بهسوی وضع مطلوب الهی در مقام عبد خالص را مشاهده میکنیم برای پرواز روح الهی به سوی محبوب که آیت کامل آن حبیب خدا محمد رسول ا...(ص) است. این کمال در مراتب مختلف شامل بندگان خالص و مخلص رب العالمین و پیروان دلباخته حبیب ا...(ص) و امیرالمؤمنین، نفس نفیس محبوب خدا، ولی ا...الاعظم، مولا علی(ع) وهمه شیعیان صادق اهل البیت هم میشود.
تغییر شیطانی چگونه است؟
فراخوان انقلاب اسلامی مداوم امام و تغییر بیرکود علیه ظلمات نفس خود و جامعه خود و جهان و شیاطین و استکبار جهانی و آشتی ناپذیری ماهوی آن را با نظام قدرت کفر و نفاق، تنها بر زمینه این معرفت الهی و نیز روشنگری نیر اعظم و هدایت و کنش و فرمان ولایت عظمای نور بخش بزرگ وبقیه ا...(عج) میتوان درست فهم کرد. کسانی که دنیا را چراگاه لذات و نه جایگاه و کشتگاه مجاهده مدام و تلاش و آزمون افراد و اقوام میدانند، غرق اغوای شیطان درک گمراهی از تغییر دارند و گرفتار دامچال و سیاهچال مدرنیته و اوهام و افکار تنآسایی میشوند. مبارزه با ظلم و کفر، اصل مدام جهاد فردی و اجتماعی مؤمنان در قرآن و هدایت عترت به مقتضای وضع و وسع است. امام این چهره تغییر خواهی اسلام را جهانی کرد و همواره باید در همین نقطه تاکید کرد که تلاش همه انبیا و مؤمنان در زمین برای تغییر، با آن تغییر وعده داده شده و تضمین شده تحقق اسلام کامل به دست انسان کامل(عج)، اساسا جداست و آن کار ویژه خود خداوند اراده مستقیم و بیهیچ خللان عدل مطلق است. در برابر این تغییر، همه تغییرات گمگشتگان قرار دارد. انسان تا انسان است در اندیشه تغییر است اما تغییر طلبی متفرعن انسان که او هم در سلطه مشیت خداوند قرار دارد و خود نمیداند. کار شیطان، خلط این دو راه حرکت و تغییر آدمی است. حرکت بنده ذلیل به سوی رب جلیل یا رو برگرفته از خدا و رهسپاری نفس عاصی شیطان گونه و دنیا طلبی ولذت خواهی و پاسخ به میل و شهوات و به سوی دوزخ خود رأیی و خود خدا انگاری!
انقلاب اسلامی امام، نقشش تفکیک این دو تغییر در عصر غبارانگیز غیبت و دجالیت فرعونی بت پرستی مدرن و بالا گرفتن نام و راه تغییر راستین ولیعصر(عج) و تقابل با ظلم و ظلمات پوشاننده این راه و جهاد برای انجام تکالیف انقلابی عبودیت و نفی تسلیم و رکود و پذیرش ولایت شیطان بزرگ و تمدن کفر بوده است. این راه زنده است. راه خمینی در وجود و کنش پیشران خامنهای (دامت برکاته) تنها جانشین برحقش، زنده است. چنانکه راه سرورهدایت این بندگان خالص، راه محمد درود خدا بر او وخاندانش باد در وجود علی و فاطمه (جهاد تاویل) و حسن و حسین و فرزندان معصومش(ع) زیسته و در نهایت با وجود امام زمان حجت بن الحسن العسکری(عج) وجهاد و انقلاب بزرگ برای تغییر و اجرای کامل اسلام و عدل الهی بر پا مانده پس باید دانست تغییری که امام از آن سخن گفته، ماهوا متضاد تغییری است که کفر و قدرت جهانی جائر و سرمایه سالاری دولتی و لیبرال با تمدن فرعونی مدرن ایجاد کرده است و اذناب داخلی اینان و سرسپردگان به تغییر با تفسیر شرقگرا و غربگرای مدرن و مدرنیت و اصلاح طلبی و مدرنیته ایرانی بر اساس التقاط تقلید کور از راه تمدن غرب و علم غربی گسسته از خدا تغییر با راه حلهای اربابان سلطه و کفر برای کشورهای پیرامونی را پذیرفته و درصدد جابهجایی و تحریف معنای اصیل تغییر قرآنی و انقلاب امام ره در مسیر اسلام و عهد با امام منتظر در عصر انتظار با تغییر مدرن هستند.
باید توجه داشت در اینجا دو رهزن وجود دارد:
۱ــ تغییر خواهی و رشدطلبی امامخمینی را و انقلاب اسلامی را همان ظهور و انقلاب مهدی و موعود وانمود کردن.
۲ــ این انقلاب رشد و انجام تکالیف الهی عصر غیبت را یکسر بیارتباط با ولایت امام زمان عج و بندگیان حضرت در عصر غیبت به حساب آوردن و جدایی بینشان قائل شدن. توگویی انسانی که در عصر غیبت اهل ایمان و انجام تکالیف گوناگون و امر به معروف و نهی از منکر و عبودیت است، ربطی به اسلام و رضای الهی ندارد و اسلام دوتاست.
وقتی امام به تبع هدایت قرآن و عترت و در مسیر تغییر موعود (عج) از تغییر حرف میزند. این تغییر با انواع تغییرخواهی مدرن و متحجر متفاوت است و اجرای سرپرستی و سربازی امام زمان (عج) در عصر غیبت است.
موافقان تغییر
موافقان تغییر گوناگوناند. در درون هریک از دستههای غربگرا و شرقگرا، مذهبی، لائیک یا سکولار، مونیست یا التقاطی و آتئیست و حتی در مدافعان مدعی انقلاب اسلامی یک نگاه و محتوای انضمامی، فراتر از کلیات رهزن، وجود ندارد بلکه معناهای گوناگون مشخص وجود دارد. حتی موافقان غربگرا و لیبرال و مدرن هم در تعیبن مقصودشان از تغییر، یکی نیستند. ملیگراها و گلوبالیستهایشان کاملا متمایز و دارای راهحلهای مختلفیاند و درون خود تضاد منافع و بحران دارند اما اینان جملگی و اغلب در بیان موافقت خود با تغییر جامعه ایران بر اساس قواعد مدرنیت، آگاه و ناآگاه دست به شعبدهای میبرند که وانمود میکند انقلاب اسلامی، نظام پدید آمده از آن و حکمرانی موجود و ولی فقیه با تغییر مخالفاند. آنان مخالفت انقلابیون مؤمن را با تغییر واپسگرایانه و بازگشت بردگی و آویختگی به ارباب غرب را مخالفت با تغییر وانمود میکنند. مخالفت غربگرایان و شرقگرایان با قیام ا... و نفی سلطه کفر مدرن و نفی روح نظام پیرامونی سبب شده این تغییر طلبی اسلامی را به دروغ، کلا تغییر هراسی تعبیر کرده و راه ارتجاعی و جاهلیت مدرنشان را بهمثابه تغییر نو وانمود کنند و تنها همین را تغییر مینامند. این وانموده ماهوا ضد حقیقت و پوچ است. هرگز اسلام انتظار و ناب محمدی، منابع اصیل آن، نص قرآن حکیم و تفسیر اولیای معصوم دین، علیهم السلام که ازقرآن جدایی ناپذیرند نهتنها مخالف توانیابی نو و کمالیابی مدام و تغییر از ظلمات به نور در همه ابعادنیستند، بلکه این تغییر مدام را حاصل بندگی ناب میدانند و از الطاف بزرگ رب رحیم میدانند؛ چه در زندگی فردی و اجتماعی وملی و جهانی!
میراحمد میراحسان - شاعر و پژوهشگر




