ایران و استفاده از فرصتهای میزبانی قطر
برگزاری جامجهانی فوتبال از جمله رویدادهای مهم ورزشی در دنیا به شمار میرود. یعنی ما هیچ رویدادی را به اندازه و بزرگی جامجهانی فوتبال در دنیا پیدا نمیکنیم. حتی المپیک هم به اندازه جامجهانی فوتبال بیننده و دنبالکننده ندارد لذا موضوعات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی در برگزاری جامجهانی بسیار اثرگذار است. استفادههای زیادی در این حوزه میتواند رخ دهد. کشورهایی که میزبانی این رقابتها را میکنند بهره لازم را میبرند.
میزبانی جامجهانی برای همه کشورها بسیار با اهمیت است. همه کشورها تلاش و لابی میکنند تا با گرفتن میزبانی رقابتها بتوانند بهرهمندی لازم را بابت اخذ میزبانی ببرند. آنها میدانند که از این اتفاق هم در حوزه دیپلماسی سیاسی و هم در حوزه دیپلماسی ورزشی میتوان بهره برد بنابراین سعی میکنند بهرههای لازم خود را از این رویداد ببرند.
دیپلماسی سیاسی در کنار دیپلماسی ورزشی تواما در کنار هم قرار میگیرد و این میزبانی آنقدر اثرگذار میشود که به واسطه این دیپلماسیها میتوانند به اهداف دیگری هم دست پیدا کنند.
کشورهایی که این رویدادها را میزبانی میکنند در حقیقت داشتههای خود را به رخ جهانیان میکشند و اقتدار مدیریتی و اجرایی خود را هم به معرض نمایش میگذارند چرا که برگزاری جامجهانی نکته سادهای نیست که از کنار آن بگذریم. یک کشور این رویداد بزرگ را میزبانی میکند و کسانی که تماشاگر هستند یا این رقابتها را پیگیری میکنند ذهنشان به این سمت نمیرود که اجرای برگزاری جامجهانی یک گروه چند ملیتی است چرا که تخصصهای مختلف در یک کارگروه تعریف میشوند و این رخداد بزرگ را عملیاتی میکنند اما به نام آن کشور میزبان گذاشته میشود.
نکته دیگر این که قطر در دهههای اخیر گامهای بلندی برداشته و سرمایهگذاریهای کلان و فراوانی را به اجرا رسانده است. به واسطه همین سرمایهگذاریها موفق شده میزبانی جامجهانی را به دست بیاورد تا بتواند بهرههای لازم را به دست آورد.
واقعیت این که اجرای جامجهانی فوتبال ظرفیتهای خالی هم دارد. یعنی ظرفیتهایی خالی غیرقابل پیشبینی را رویت خواهیم کرد. اگر این ظرفیتهای خالی را به عنوان یک کشور همسایه ببینیم خوب است. ما از لحاظ دریایی با این کشور هممرز هستیم و ارتباط تنگاتنگی هم با این کشور داریم. آیا این هوشمندی بین متولیان حوزه ورزش و گردشگری و اقتصادی ما وجود دارد که بتوانیم ما هم بهره لازم را از این اتفاق بزرگ ببریم؟ حالا چه از جنبههای اقتصادی و چه به لحاظ فرهنگی و اجتماعی. آیا پیشبینی در این رابطه انجام شده است؟ صرف اینکه چند آژانس مسافرتی را هماهنگ کنیم تا هموطنان را به جامجهانی ببرند، نه نام فرهنگی دارد و نه نام اجتماعی و اقتصادی. در ضمن ارز هم از کشور خارج میکند.
ما زمانی میتوانیم از جامجهانی قطر بهرهمند شویم که از یک دیپلماسی قوی و سیاسی برخوردار باشیم، مشروط بر اینکه زیرساختهای لازم را در کشور داشته باشیم، به خصوص در جزایر نزدیک قطر مثل جزیره کیش یا قشم. آیا ما واقعا این زیرساختها را داریم؟ آیا ما از 10سال پیش نمیدانستیم که قطر میزبان جامجهانی است؟ آیا پیشبینیهایی را در این رابطه انجام دادیم؟ با خودمان نگفتیم اگر قطر بخواهد میزبانی کند چه امکاناتی را در اختیار آنها بگذاریم و ما چه نقشی داشته باشیم تا بتوانیم از این موضوع بهره اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ببریم. سوال من الان همین است که آیا این هوشمندی انجام گرفته یا نگرفته است؟ نهادهای مذکور و دیگر ارگانها چه برنامهای را برای تعامل با قطریها پیشبینی کردهاند که بتوانیم ما هم دستی در آتش داشته باشیم؟ همانطور که گفتم ما قرابت نزدیکی با قطر داریم. در دستگاه سیاسی کشور باید تعاملاتی با قطر برقرار میشد تا بتوانند شرایطی را مهیا کنند که ما به دلیل نزدیکی جغرافیایی و فرهنگی و سیاسی با قطر از میزبانی جامجهانی سود ببریم. چه کاری کردیم و چه کاری باید بکنیم؟ چقدر خوب است که متولیان امر گزارشی بابت اقدامات خود ارائه دهند هر چند این مقدمات باید از دولت گذشته فراهم میشد.
ولی این دلیلی بر این نیست که دولت فعلی و مستقر بگوید زمان گذشته است. اتفاقا اگر زمان را خوب مدیریت کنیم میتوانیم از آن بهره هم ببریم و تعاملات خوبی با قطریها داشته باشیم. اوضاع به گونهای نباشد که فرصتها و شرایطی در همسایگی ما ایجاد شود و ما از آن غافل باشیم و نتوانیم استفاده لازم را ببریم. زمان تجربهآموزی تمام شده است. ما در دهه پنجم انقلاب هستیم. چهار دهه در حوزههای مختلف تجربهاندوزی کردهایم. اگر بخواهیم بحث تجربه را مطرح کنیم کار بیهودهای کردهایم و این نشان میدهد ما هیچ برنامهای نداریم. دیگر بعد از چهار دهه این صحبتها معنا و مفهومی ندارد. اعمال مدیریت روی زمان بسیار مهم است. امروز زمان بهرهبرداری از تجارب ماست. اگر تجربهاندوزی خوبی داشته باشیم میتوانیم ادعا کنیم در کنار قطر ما هم بهره لازم را میبریم.
امیر واعظآشتیانی - کارشناس ورزش
دیپلماسی سیاسی در کنار دیپلماسی ورزشی تواما در کنار هم قرار میگیرد و این میزبانی آنقدر اثرگذار میشود که به واسطه این دیپلماسیها میتوانند به اهداف دیگری هم دست پیدا کنند.
کشورهایی که این رویدادها را میزبانی میکنند در حقیقت داشتههای خود را به رخ جهانیان میکشند و اقتدار مدیریتی و اجرایی خود را هم به معرض نمایش میگذارند چرا که برگزاری جامجهانی نکته سادهای نیست که از کنار آن بگذریم. یک کشور این رویداد بزرگ را میزبانی میکند و کسانی که تماشاگر هستند یا این رقابتها را پیگیری میکنند ذهنشان به این سمت نمیرود که اجرای برگزاری جامجهانی یک گروه چند ملیتی است چرا که تخصصهای مختلف در یک کارگروه تعریف میشوند و این رخداد بزرگ را عملیاتی میکنند اما به نام آن کشور میزبان گذاشته میشود.
نکته دیگر این که قطر در دهههای اخیر گامهای بلندی برداشته و سرمایهگذاریهای کلان و فراوانی را به اجرا رسانده است. به واسطه همین سرمایهگذاریها موفق شده میزبانی جامجهانی را به دست بیاورد تا بتواند بهرههای لازم را به دست آورد.
واقعیت این که اجرای جامجهانی فوتبال ظرفیتهای خالی هم دارد. یعنی ظرفیتهایی خالی غیرقابل پیشبینی را رویت خواهیم کرد. اگر این ظرفیتهای خالی را به عنوان یک کشور همسایه ببینیم خوب است. ما از لحاظ دریایی با این کشور هممرز هستیم و ارتباط تنگاتنگی هم با این کشور داریم. آیا این هوشمندی بین متولیان حوزه ورزش و گردشگری و اقتصادی ما وجود دارد که بتوانیم ما هم بهره لازم را از این اتفاق بزرگ ببریم؟ حالا چه از جنبههای اقتصادی و چه به لحاظ فرهنگی و اجتماعی. آیا پیشبینی در این رابطه انجام شده است؟ صرف اینکه چند آژانس مسافرتی را هماهنگ کنیم تا هموطنان را به جامجهانی ببرند، نه نام فرهنگی دارد و نه نام اجتماعی و اقتصادی. در ضمن ارز هم از کشور خارج میکند.
ما زمانی میتوانیم از جامجهانی قطر بهرهمند شویم که از یک دیپلماسی قوی و سیاسی برخوردار باشیم، مشروط بر اینکه زیرساختهای لازم را در کشور داشته باشیم، به خصوص در جزایر نزدیک قطر مثل جزیره کیش یا قشم. آیا ما واقعا این زیرساختها را داریم؟ آیا ما از 10سال پیش نمیدانستیم که قطر میزبان جامجهانی است؟ آیا پیشبینیهایی را در این رابطه انجام دادیم؟ با خودمان نگفتیم اگر قطر بخواهد میزبانی کند چه امکاناتی را در اختیار آنها بگذاریم و ما چه نقشی داشته باشیم تا بتوانیم از این موضوع بهره اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ببریم. سوال من الان همین است که آیا این هوشمندی انجام گرفته یا نگرفته است؟ نهادهای مذکور و دیگر ارگانها چه برنامهای را برای تعامل با قطریها پیشبینی کردهاند که بتوانیم ما هم دستی در آتش داشته باشیم؟ همانطور که گفتم ما قرابت نزدیکی با قطر داریم. در دستگاه سیاسی کشور باید تعاملاتی با قطر برقرار میشد تا بتوانند شرایطی را مهیا کنند که ما به دلیل نزدیکی جغرافیایی و فرهنگی و سیاسی با قطر از میزبانی جامجهانی سود ببریم. چه کاری کردیم و چه کاری باید بکنیم؟ چقدر خوب است که متولیان امر گزارشی بابت اقدامات خود ارائه دهند هر چند این مقدمات باید از دولت گذشته فراهم میشد.
ولی این دلیلی بر این نیست که دولت فعلی و مستقر بگوید زمان گذشته است. اتفاقا اگر زمان را خوب مدیریت کنیم میتوانیم از آن بهره هم ببریم و تعاملات خوبی با قطریها داشته باشیم. اوضاع به گونهای نباشد که فرصتها و شرایطی در همسایگی ما ایجاد شود و ما از آن غافل باشیم و نتوانیم استفاده لازم را ببریم. زمان تجربهآموزی تمام شده است. ما در دهه پنجم انقلاب هستیم. چهار دهه در حوزههای مختلف تجربهاندوزی کردهایم. اگر بخواهیم بحث تجربه را مطرح کنیم کار بیهودهای کردهایم و این نشان میدهد ما هیچ برنامهای نداریم. دیگر بعد از چهار دهه این صحبتها معنا و مفهومی ندارد. اعمال مدیریت روی زمان بسیار مهم است. امروز زمان بهرهبرداری از تجارب ماست. اگر تجربهاندوزی خوبی داشته باشیم میتوانیم ادعا کنیم در کنار قطر ما هم بهره لازم را میبریم.
امیر واعظآشتیانی - کارشناس ورزش
تیتر خبرها




