چرا نفس استان‌های مرزی هر سال می‌گیرد؟

چرا نفس استان‌های مرزی هر سال می‌گیرد؟

دلیلش هرچه باشد، کانون‌های گردوغبار داخلی یا کانون‌های ریزگردهای خارجی، حالا استان‌های غربی و جنوبی کشورمان، غرق در خاک هستند و نفس کشیدن در آنها سخت و جانکاه شده‌ است.

گردوغبار غلیظ از یکی دو روز پیش، روی آسمان استان‌های کرمانشاه، ایلام و خوزستان سایه انداخته و نفس کشیدن و تردد در هوای داغ این استان‌های مرزی را غیرممکن ساخته، آنچنان که ادارات بسیاری از شهرهای این استان‌ها طی روز گذشته تعطیل شدند. 
در استان کرمانشاه، هوای شهر قصرشیرین خط شاخص 500 را هم رد کرده و در شرایط بحران و خطرناک قرار گرفته‌است. تلخ‌تر آن‌که گفته می‌شود این هوای تیره‌وتار به این زودی خیال گذر از این استان و دیگر استان‌های مرزی را ندارد. خوزستان هم وضع بهتری از کرمانشاه ندارد. غلظت گردوغبار در 13 شهر این استان از جمله اهواز، آبادان،  دزفول و اندیمشک بیش از حد مجاز اعلام شده‌است.  اداره‌کل هواشناسی خوزستان این گردوغبارها را به عراق منسوب و اعلام کرده که از آن سوی مرزها وارد کشورمان شده‌ است. 
حکایت ریزگردهایی که بهار و تابستان، آسمان داغ استان‌های مرزی (‌چه در غرب و چه شرق‌) را تیره و غبارآلود می‌کنند، حکایت امسال و پارسال نیست، قصه‌ای چندین و چند ساله است که هنوز راه‌حلی برای آن پیدا نشده‌ است. 
اگرچه بخش بزرگی از این توده گردوخاک به عراق و سوریه مربوط است و دشت‌های برهوت این دو همسایه غربی و بخش اعظمی از خشکی این دو کشور هم به کاهش ورودی آب‌های دجله و فرات، بزرگ‌ترین رودخانه‌های این کشورها مربوط می‌شود که سدسازی‌های پیاپی ترکیه بر سرشاخه‌های آنها، دلیل کاهش حجم آب آنها اعلام شده‌است اما نباید از این نکته مهم غافل شد تالاب‌های بزرگی که تا همین یکی دو دهه پیش در کشور خودمان و در این استان‌ها حیات داشتند و مایه حیات زیستمندان بسیاری بودند، سال به سال کم‌آب‌تر و بی‌جان‌تر شده‌اند و خودشان درحال تبدیل شدن به کانون‌های بزرگ گردوغبار هستند؛ تالاب‌هایی مثل هورالعظیم و شادگان در خوزستان و ارومیه در آذربایجان و هامون در سیستان. نکته تاسف‌برانگیز این‌که انگار عزمی برای جلوگیری از نابودی این تالاب‌ها وجود ندارد. نمونه‌اش تالاب هورالعظیم که صنایع نفتی مستقر در پهنه تالاب و بهره‌کشی از خاک نفت‌خیز منطقه که عامل خشکاندن بخشی از تالاب هستند، از یک‌سو و پرداخت نکردن حقابه هور از سوی دیگر این تالاب را به قهقرای نابودی کشانده است. 
ناگفته نماند طرح‌های زیادی برای احیای تالاب‌های کشور روی کاغذهای برنامه مسؤولان و وزرای وقت مربوط نشسته که در عمل حتی به مرحله اجرا هم نرسیده‌است. تنها طرح کلانی که پیاده شد، طرح احیای دریاچه ارومیه بود که آن هم باوجود صرف هزینه‌های هنگفت، عملا خروجی و نتیجه‌ای نداشت و این تالاب هم در صورت ادامه روند کنونی به کانون ریزگردهای شور در شمال‌غربی کشورمان تبدیل خواهد شد و همان بلایی که تالاب هامون خشکیده در سیستان بر سر مجاورانش درآورد، یعنی نابودی صدها شغل و کوچ صدها هزارنفری مردم، بر سر هموطنان شمال‌‌غربی خواهد آورد.