آدم‌کشی با تلفن

آدم‌کشی با تلفن

مسئولان اورژانس اجتماعی دیروز اعلام کرده‌اند حدود 50هزار مزاحم تلفنی سالانه برای سامانه این اورژانس وجود دارد. سرپرست مرکز اورژانس تهران هم می‌گوید روزانه 1200 مزاحم تلفنی دارد و این رقم نسبت به سال‌های قبل 20‌درصد افزایش داشته‌است. تهران در میزان مزاحمت‌های تلفنی اورژانس در رتبه اول کشور قرار دارد و استان‌های فارس و اصفهان رتبه‌های بعدی را به خود اختصاص داده‌اند. این آمار در ارتباط با سازمان آتش‌نشانی هولناک است، به گواه آمارهای منتشرشده از 5000تماس به آتش‌نشانی تنها 300تماس آن واقعی است.

در یک نمونه تازه، رئیس سازمان آتش‌نشانی اهواز گفته 75درصد تماس‎‌ها با آتش‌نشانی این شهر در سال گذشته با قصد مزاحمت صورت گرفته‌است. حتی به صورت خاص در یک فقره آمار اعلامی گفته‌شده «یک مزاحم تلفنی در یک ماه گذشته 1637 بار با اورژانس تماس گرفته‌است» فهرست چنین مصداق‌هایی زیاد است و در نشست‌های خبری مسئولان این سازمان‌ها همواره بخش ثابتی به این داده‌های تلخ اختصاص دارد. اما می‌توان با چند سؤال همراه تشکیک به این موضوع نگاه دوباره‌ای کرد. این‌که آیا این افزایش نشان حال روانی ناخوش بعضی از یک جامعه است؟ آیا فرهنگ‌سازی در ارتباط با چنین امری بدیهی لازم است و البته مهم‌تر این‌که برخوردهای قضایی و سلبی چقدر در این موضوع لازم است و تا چه اندازه می‌تواند موثر باشد؟ برآیند گفته‌های روان‌شناسان اجتماعی در این میان در یک نقطه تلاقی جالب توجهی دارد و همگی آنها معتقدند این موضوع با اختلالات روانی افراد مزاحم نسبت مستقیمی دارد. به این معنا که آنها باور دارند ناآگاهی از پیامدهای احتمالی چنین مزاحمت‌هایی وجود ندارد و این کار آگاهانه صورت می‌گیرد. 
طبیعتا در اغلب موارد فردی که با قصد تفریح مزاحم نیروهای امدادی می‌شود درخصوص پیامد اقدام ناشایست خود اطلاع دقیقی دارد و بنابراین این فرد ممکن است دچار مشکلات فکری باشد که دست به انجام چنین کاری می‌زند. برخی دیگر از روان‌شناسان اما این موضوع را مهم‌تر از تقلیل دادن موضوع به اختلال روانی این افراد می‌دانند و معتقدند بخش قابل‌توجهی از این افراد دچار اختلال شخصیت ضداجتماعی هستند. در این میان جامعه‌شناسانی هم باور دارند که مزاحمت‌های تلفنی یک مشکل اجتماعی و فرهنگی است و فقط مربوط به ایران نمی‌شود و در همه کشورها وجود دارد اما این موضوع در دیگر کشورها کنترل و برای آن برنامه‌ریزی شده‌است. در عمل این فرهنگ در بسیاری از کشورها جا افتاده که مسائل مربوط به جان مردم از مسائل حاکمیتی تفکیک شود تا مزاحمت‌ها کمتر شکل بگیرد. این باور از جایی مهم است که بدانیم در ایران عموما هرچه از دسترس خارج باشد را دولتی می‌دانیم و گمان می‌کنیم هر نوع آزار و اذیت یا ایجاد اختلال، می‌تواند لذتبخش باشد، چرا که سرمایه اجتماعی و اعتماد پایین آمده و مردم از شرایط اجتماعی و اقتصادی رضایت ندارند. سوی دیگر این ماجرا، وجود قانون برای مزاحمان است؛ کسانی که مزاحمت تلفنی‌شان می‌تواند جان بیماران و گرفتاران را به مخاطره بیندازد. به لحاظ قانونی هم باید بدانیم برای مجازات مزاحمت‌های پیامکی و تلفنی، مجرمان به مجازات تعزیری محکوم می‌شوند. این مجازات ممکن است شامل شلاق، جریمه مالی و حبس باشد. نوع مجازات نیز به شخصیت متهم، دفعات و نوع مزاحمت بستگی دارد. همچنین مزاحمت تلفنی موضوعی است که علاوه بر امکان پیگیری از سوی شرکت مخابرات، از طریق دادسرا و در قالب شکایت کیفری نیز قابل پیگیری است.