«طنز»مان، «تمسخر» نشود!

«طنز»مان، «تمسخر» نشود!

طنز، هجو، هزل، تمسخر، شوخی و...، همه نوعی واکنش به رویدادهایی هستند که بیان‌شان، به اعمال‌کننده این رویه و همچنین به مخاطبی که به برونداد این رویه توجه می‌کند، امکان تخلیه روانی نسبت به موضوع و همچنین آرامش می‌دهد تا در رفتار اجتماعی یا انفرادی خویش، به نوعی تنظیم برسد. البته معانی و کارکرد هر‌کدام از عناوین طنز یا هجو و... و چگونگی اعمال آن، متفاوت است و به این باید توجه داشت.

تصور عام این است که طنز و طنازی با تمسخر آغشته یا به عبارتی، با توجه به معنای منفی مستتر در تمسخر، آلوده است. این در حالی است که تمسخر مذموم بوده و حتی در سوره همزه «قرآن»، به عنوان نوعی رفتار ناپسند، مردود دانسته شده است. بنابراین در هر برنامه‌سازی تصویری، باید دقت کرد مرز میان تمسخر با سایر حوزه‌ها، رعایت شود. تصاویر انتخابی، سوژه‌یابی، چیدن پازل تصاویر و رویدادهای انتخابی که عملا به معنای برجسته‌سازی موضوعی نسبت به سایر موضوعات برای بیننده بوده، در یک برنامه طنز، بسیار مهم است. اگر برنامه مانند برنامه‌های DBC یا سیدخندان یا پاورقی و حتی برنامه عبدا... روا در شبکه ورزش، نیازمند مجری است؛ مجری باید بسیار متمرکز و پرکلام باشد و برای بیان کلمه مناسب به همراه حرکات چهره، مسلط عمل کند. یک کلمه نابه‏جا، واکنش بی‌ربط ایجاد کرده و در بازتاب برنامه و تأثیری که پیش‌بینی شده، خلل ایجاد می‌کند. در روایت‌های داستانی طنز، باید به‌گونه دیگری وارد شد. کلمات، کاراکترها، طراحی‌های صحنه، زاویه دوربین، بازیگری و ارائه نقش، همه و همه کمک می‌کند یک متن مکتوب، تبدیل به محصولی شود که جامع همه این عوامل است. نباید در طنازی به روشی پیش رفت که بیننده بعد از تماشای اثر تصویری، اگر به ما‌به‌ازای آن در جامعه برخورد، برداشت نابه‏جا داشته باشد. این به آن معناست که عملکرد انسانی باید نقد و طنازی شود و نه شخص. در واژگان از لودگی فاصله گرفته شود. کینه در روایت‌های طنز معنا و مفهوم ندارد و برای همین باید جوری تعامل کاراکترها در موقعیت‌ها در داستان دیده شود که بیننده نسبت به موقعیت مشابه خودش در دنیای واقعی، احساس ناخوشایند مستدام، پیدا نکند. از نمونه‌های جدید با رعایت حداکثری دوری از تمسخر و نزدیکی به طنز، به‌صراحت می‌توان گفت، سری مجموعه‌های «پایتخت» و «نون خ» است. یعنی ترکیب عناصر به‌گونه‌ای است که در انتهای داستان، انسجام و همبستگی جمعی کاراکترهای داستان با حداکثر اطمینان و اعتماد به یکدیگر، استنباط می‌شود. این موضوع در مجموعه‌های بسیار قدیم‌تر که بعضا در شبکه‌های بازپخشی سیما در حال تکرار است اعم از «خانه بدوش»، «متهم گریخت» و مانند اینها هم با رعایت حداکثری دیده می‌شد. رعایت اصول انسانی در روابط میان کاراکترها، مستلزم این است که حرمت‌ها در انتخاب واژه یا طراحی چهره و صحنه و لباس، حفظ شود. نباید متأثر از رویه نادرست در حال شیوع در کمدی‌های سینمایی، همه گونه واژه را به کار برد. این موضوعی حساس است که سیما باید بر آن دقت داشته باشد. هر اندازه واژه‌ها سالم‌تر و طراحی کلمات حرفه‌ای‌تر باشد، می‌توان گفت که کار به الگوی استاندارد حداکثری نزدیک‌تر شده است. منکوب کردن رفتار نادرست، اشاره دادن به جریانات نادرست رایج در سطح اجتماع، یادآوری نکاتی که در میان مخاطب تلویزیونی حکم موضوعی جمعی و اجتماعی را دارد و برای همگان توجه به چنین موضوعی ملموس است، بخش‌هایی از آن چیزی است که در پردازش موضوعات طنازانه و ارائه اثری آمیخته با طنز، اهمیت دارد.

حسین سلطان‌محمدی - منتقد