گفتوگوی «جامجم» باکارگردان «ویتامین خ»
عناصر یک کمدی موفق
رامین کرمیزدی، تهیهکننده «ویتامین خ»در گفتوگو با جامجم نگاهی آسیبشناسانه به برنامهها کمدی دارد.
برای موفق شدن یک برنامه کمدی، چه فاکتوری اهمیت بیشتری دارد؟
کمدی اجزای مختلفی دارد و خودم طنز موقعیت و طنز اجتماعی را بیشتر ترجیح میدهم اما باتوجه به شرایط طنز اجتماعی، سیاسی و اقتصادی میتواند موفق باشد.
یعنی مردم برای خندیدن بیشتر اتفاقات روز جامعه را در نظر میگیرند؟
دقیقا؛ چون باید بهروز پیش رفت. طنز انتقادی در شرایط خاص بهترین طنزی است که مخاطب با آن ارتباط برقرار میکند.
اینکه گفته میشود مردم ایران سخت میخندند، شایعه است یا واقعیت؟
به قدری دغدغه فکری دارند که سخت میخندند؛ ولی از جهاتی هم راحت میخندند. فیلم سینمایی فسیل روی ضعفهایی که الآن مردم دارند، دست گذاشته و به همین خاطر خیلی راحت به آن میخندند اما اگر همین شوخیها در تلویزیون پخش شود، خیلیها به آن نمیخندند. الان بسیاری از شوخیها در سینما و فیلمها، جنسی شده و برای همین خیلی نمیتواند با مخاطب تلویزیون ارتباط برقرار کند. در تلویزیون خیلی کارهای طنز داشتیم که ماندگار شد؛ مثل «نون خ» که عید پخش شد.
چه ویژگیای دارد که به باور شما ماندگار شده است؟
به نظرم سادگی و طنز موقعیتش برای مخاطب خیلی جذاب بود و حتی مخاطبی که با تلویزیون قهر بود آن را میدید؛ چون هم ساده بود، هم طنز موقعیت بود و هم شوخیهای سیاسی و اقتصادی در آن بود و خیلی نرم با مخاطب ارتباط برقرار میکرد. موقعی که مخاطب شما را در طنز بپذیرد، میتوانید خیلی راحت بسیاری از حرفهای دلش را بزنید. وقتی نون خ با زبان طنز درباره اقتصاد و هزار چیز دیگر میگفت، مخاطب میدید که این حرف اوست و با آن همسو میشد.
در برنامههای طنز کمتر سراغ ادبیات کهن فارسی رفتیم. چقدر ظرفیت در این بخش وجود دارد تا بتوانید یک کمدی خیلی ایرانی به مخاطب تحویل دهید؟
در برههای در یکی از برنامههای شبکه نسیم، آیتمی طراحی کردیم که داستانهای شاهنامه را بهروز کرده بودیم و با اساطیر شوخی میکردیم. برخی گفتند دارید اساطیرمان را تخریب میکنید. ولی نگاه من اینطور نیست. زبان و ادبیاتمان را خیلی راحت میتوانیم با طنز به مردم بشناسانیم. در برنامهام مسابقه ضربالمثل داشتم که خیلی از افراد ضربالمثلها را نمیشناختند. خیلی جای کار دارد.
نمونههای خارجی موفق زیادی داریم که از آنها الگوبرداری شده است. این تجربه را داشتید که یک برنامه خارجی را ایرانیزه کنید؟ الگوبرداری چقدر میتواند به برنامهها رونق دهد؟
80 درصد از برنامههایی که تولید میکنیم، شاید در همه جای دنیا تولید شده باشد که یا ناخودآگاه از آن کپی میکنیم یا این که برنامه را دیده و کپی میکنیم. به نظرم ذات برنامهسازی کپی است؛ ولی بسته به نگاه و نگرش فرد است که برنامه را ازآن خود کند.
استندآپ کمدی در خیلی از برنامهها چه در قالب استعدادیابی و چه بخشی از برنامه استفاده میشود. دلیل اینکه اینقدر سراغ چنین قالبی میروند، چیست؟
ما ایرانیها یک عادت خاص داریم و این است که وقتی چیزی جواب میدهد بهدنبالش میرویم و فکر نمیکنیم اگر جواب داده آن را تغییر دهیم تا یکجور دیگر هم جواب دهد. همان را کپی میکنیم. شاید خودم هم این کار را کرده باشم.
در تعدادی از برنامهها، گویی مردم سلبریتی شدند، برنامههای طنز هم کمتر دنبال چهرهها میروند. نگاهتان به این روند چیست؟
از سال95 وقتی برنامهام شروع شد، مخاطب و هدف اصلیام همین بود تا برنامهمان یک برنامه مردممحور باشد، یعنی باید خود مردم بسازند. در آثاری که ساختم، معمولا سلبریتی نداشتم، البته نه این که اصلا سلبریتی نداشته باشم؛ ولی معیارم سلبریتی نبود. به نظرم وقتی مخاطب خود را در فضای رسانه ببیند با آن ارتباط برقرار میکند. با این نکته خیلی موافقم چون برای مخاطب برنامه میسازیم و اگر قرار باشد مخاطب را حذف کنیم و فقط سلبریتی بیاوریم، کاملا شکستخورده است. با این فضا بسیار موافقم اما یک قانون اقتصادی و تجاری هم هست که سلبریتی میتواند به فضای اقتصادی برنامه کمک کند و این شخص برایش بیننده هم میآورد. پس با این که همه فضایمان را به سلبریتی بدهیم، کاملا مخالفم. وقتی مردم چهره بشوند، سلبریتی هم میتواند در کنارش به فضای اقتصادی برنامه کمک کند. در واقع فضای بدی نیست، ولی نباید ریشه سلبریتی بزنیم. حضور سلبریتی هم بخشی از برنامهسازی است و مردم هم این سلبریتیها را سلبریتی کردند.
کمدی اجزای مختلفی دارد و خودم طنز موقعیت و طنز اجتماعی را بیشتر ترجیح میدهم اما باتوجه به شرایط طنز اجتماعی، سیاسی و اقتصادی میتواند موفق باشد.
یعنی مردم برای خندیدن بیشتر اتفاقات روز جامعه را در نظر میگیرند؟
دقیقا؛ چون باید بهروز پیش رفت. طنز انتقادی در شرایط خاص بهترین طنزی است که مخاطب با آن ارتباط برقرار میکند.
اینکه گفته میشود مردم ایران سخت میخندند، شایعه است یا واقعیت؟
به قدری دغدغه فکری دارند که سخت میخندند؛ ولی از جهاتی هم راحت میخندند. فیلم سینمایی فسیل روی ضعفهایی که الآن مردم دارند، دست گذاشته و به همین خاطر خیلی راحت به آن میخندند اما اگر همین شوخیها در تلویزیون پخش شود، خیلیها به آن نمیخندند. الان بسیاری از شوخیها در سینما و فیلمها، جنسی شده و برای همین خیلی نمیتواند با مخاطب تلویزیون ارتباط برقرار کند. در تلویزیون خیلی کارهای طنز داشتیم که ماندگار شد؛ مثل «نون خ» که عید پخش شد.
چه ویژگیای دارد که به باور شما ماندگار شده است؟
به نظرم سادگی و طنز موقعیتش برای مخاطب خیلی جذاب بود و حتی مخاطبی که با تلویزیون قهر بود آن را میدید؛ چون هم ساده بود، هم طنز موقعیت بود و هم شوخیهای سیاسی و اقتصادی در آن بود و خیلی نرم با مخاطب ارتباط برقرار میکرد. موقعی که مخاطب شما را در طنز بپذیرد، میتوانید خیلی راحت بسیاری از حرفهای دلش را بزنید. وقتی نون خ با زبان طنز درباره اقتصاد و هزار چیز دیگر میگفت، مخاطب میدید که این حرف اوست و با آن همسو میشد.
در برنامههای طنز کمتر سراغ ادبیات کهن فارسی رفتیم. چقدر ظرفیت در این بخش وجود دارد تا بتوانید یک کمدی خیلی ایرانی به مخاطب تحویل دهید؟
در برههای در یکی از برنامههای شبکه نسیم، آیتمی طراحی کردیم که داستانهای شاهنامه را بهروز کرده بودیم و با اساطیر شوخی میکردیم. برخی گفتند دارید اساطیرمان را تخریب میکنید. ولی نگاه من اینطور نیست. زبان و ادبیاتمان را خیلی راحت میتوانیم با طنز به مردم بشناسانیم. در برنامهام مسابقه ضربالمثل داشتم که خیلی از افراد ضربالمثلها را نمیشناختند. خیلی جای کار دارد.
نمونههای خارجی موفق زیادی داریم که از آنها الگوبرداری شده است. این تجربه را داشتید که یک برنامه خارجی را ایرانیزه کنید؟ الگوبرداری چقدر میتواند به برنامهها رونق دهد؟
80 درصد از برنامههایی که تولید میکنیم، شاید در همه جای دنیا تولید شده باشد که یا ناخودآگاه از آن کپی میکنیم یا این که برنامه را دیده و کپی میکنیم. به نظرم ذات برنامهسازی کپی است؛ ولی بسته به نگاه و نگرش فرد است که برنامه را ازآن خود کند.
استندآپ کمدی در خیلی از برنامهها چه در قالب استعدادیابی و چه بخشی از برنامه استفاده میشود. دلیل اینکه اینقدر سراغ چنین قالبی میروند، چیست؟
ما ایرانیها یک عادت خاص داریم و این است که وقتی چیزی جواب میدهد بهدنبالش میرویم و فکر نمیکنیم اگر جواب داده آن را تغییر دهیم تا یکجور دیگر هم جواب دهد. همان را کپی میکنیم. شاید خودم هم این کار را کرده باشم.
در تعدادی از برنامهها، گویی مردم سلبریتی شدند، برنامههای طنز هم کمتر دنبال چهرهها میروند. نگاهتان به این روند چیست؟
از سال95 وقتی برنامهام شروع شد، مخاطب و هدف اصلیام همین بود تا برنامهمان یک برنامه مردممحور باشد، یعنی باید خود مردم بسازند. در آثاری که ساختم، معمولا سلبریتی نداشتم، البته نه این که اصلا سلبریتی نداشته باشم؛ ولی معیارم سلبریتی نبود. به نظرم وقتی مخاطب خود را در فضای رسانه ببیند با آن ارتباط برقرار میکند. با این نکته خیلی موافقم چون برای مخاطب برنامه میسازیم و اگر قرار باشد مخاطب را حذف کنیم و فقط سلبریتی بیاوریم، کاملا شکستخورده است. با این فضا بسیار موافقم اما یک قانون اقتصادی و تجاری هم هست که سلبریتی میتواند به فضای اقتصادی برنامه کمک کند و این شخص برایش بیننده هم میآورد. پس با این که همه فضایمان را به سلبریتی بدهیم، کاملا مخالفم. وقتی مردم چهره بشوند، سلبریتی هم میتواند در کنارش به فضای اقتصادی برنامه کمک کند. در واقع فضای بدی نیست، ولی نباید ریشه سلبریتی بزنیم. حضور سلبریتی هم بخشی از برنامهسازی است و مردم هم این سلبریتیها را سلبریتی کردند.




