نسخه Pdf

 اردوی ضد‌مدرسه

اردوی ضد‌مدرسه

اگر برنامه اردوهای مدرسه دست من بود، اردوهایی که با بچه‌ها می‌رفتیم، اصلا شبیه اردو نمی‌شد! بلکه از آن روز به بعد به ‌احتمال بسیار زیادی هم طرز تفکر و هم سبک زندگی خیلی از بچه‌ها عوض می‌شد.

اردوهای طبیعت‌گردی یا چه بدانم موزه‌گردی به چه دردی می‌خورند وقتی طرف اصلا نمی‌داند بیرون از مدرسه، طبیعت یا موزه چه اتفاقاتی در حال رخ‌ دادن است! دانش‌آموزان باید بدانند که همه‌چیز به ‌خوبی و خوشی اوضاع مدرسه، آرامی موزه یا طبیعت زیبا نیست، بلکه خارج از مدرسه یا اگر ادامه بدهند دانشگاه، یک جنگل در انتظار آنهاست! درست است، یک جنگل که از اسمش هم پیداست، قوانین جنگل در آن حاکم است، حال تکلیف این دانش‌آموزان و دانشجویان بعد از اتمام درس و مشق‌شان چیست؟ مانند خرگوشی که هزاران حیوان درنده در جامعه مخصوصا در زمینه کاری در انتظار آنهاست! 
اگر اردوهای مدرسه دست من بود، به‌جای این‌که دانش‌آموزان به باغ‌وحش برده شوند و چند تا میمون را از نزدیک ببینند، به بانک می‌رفتیم، حال چرا؟ چون فردی که فرمول‌های فیزیک را حفظ باشد ولی نتواند یک چک بانکی در آینده بنویسد به چه دردی می‌خورد؟ می‌رفتیم پیش کارآفرینان بزرگ تا بدانیم چند تا از آنها اصلا مدرک دانشگاهی دارند، تا بدانیم دانشگاه همه‌چیز نیست و می‌تواند مسیر زندگی آنها بعد از مدرسه از راه کنکور نگذرد! 
ولی خب اگر برنامه اردوهای مدرسه دست من بود، اصلا شاید فردای اردوها بچه‌ها تصمیم می‌گرفتند که به مدرسه نیایند و زندگی متفاوت خود را رقم بزنند؛ پس همان بهتر که نیست!

علیرضا عالی بیگی - تهران