بایگانی
در این بخش، حوادث قدیمی را دوباره بازخوانی میکنیم؛ حوادثی بسیارقدیمی که فقط برخی افراد سن وسالدار آن را به یاد دارند و بازخوانی آن با همان ادبیات، نثر و نگارش قدیمی،برای ما ونسل قدیم بسیارجذاب ویادآور خاطرات آن زمان خواهد بود.
در این شماره، اخبار جناییای که درسالهای ۱۳۴۵تا ۱۳۵۵در روزنامههای کیهان و اطلاعات منتشرشده را با منبع دیدهبان تاریخ مرور میکنیم:
دخترش را کشت و به زندان محکوم شد
شعبه ۴ دادگاه جنایی تهران یک مرد۳۰ساله را به اتهام قتل دختر۳ساله به ۴سال حبس محکوم کرد. این مرد صفرعلی نام دارد که در حال ناراحتی دختر ۳ساله را کشته است. حادثه در فروردین امسال در زنجان روی داد. روز حادثه همسر صفرعلی درحالی که دختر ۳ساله را دربغل داشت به شوهرش گفت که دونفر ازهمکاران اوبه منزل آمده وناسزا گفتهاند. صفرعلی سخت ناراحت شد و در حالی که چاقویش را از جیبش در آورده بود فریاد کشید: آنها را میکشم، چرا به خانه من رفته و اهانت کردهاند.وی که دچار جنون آنی شده بود سپس چاقو رادر شکم فرزندش فروکرد و اورا کشت و موقعی به حال طبیعی بازگشت که خون از شکم فرزندش بیرون زد. او سپس در حالی که گریه میکرد با دست خونآلود به ژاندرمری محل رفت و به دادسرا اعزام شد. قضات دادگاه او را با چند درجه تخفیف در مجازات، محکوم کردند.
کبری قتل شوهرش را انکار کرد
کبری درجلسه شعبه ۳ دادگاه جنایی مرکز اظهارات عیسی رادر این مورد که شوهرش را خفه کرده است رد کرد. عیسی در جلسه دادگاه گفته بود: محمد اسماعیل میخواست در اتاق من، با کارد به کبری، همسرش حمله کند که به تقاضای کبری دست او را گرفتم و کبری خفهاش کرد و بعد با کمک هم جسدش را در فاضلاب انداختیم. حال آنکه پرونده نشان میدهد عیسی و کبری تصمیم گرفتند برای ازدواج با هم، محمد اسماعیل را که حاضر نبود کبری را طلاق بدهد به زیرزمین خانه عیسی کشاندند و از پای درآوردند. کبری در این جلسه در پاسخ به سوالات رئیس دادگاه گفت: عیسی پس از اینکه با خانواده ما آشنا شد باب آمد و رفت را باز کرد. او مردی میانسال و در مرز پیری بود و شوهرم میتوانست به او اعتماد کند. من در آن موقع حدود ۲۱ سال داشتم. عیسی پس از مدتی به من ابراز علاقه کرد و میخواست دوستش بدارم و به دیدارش بروم.عیسی برای برهم زدن صمیمیت من وشوهرم تامیتوانست ازاوبد گفت.اومیگفت: محمداسماعیل بدرد تو نمیخورد و حیف تو است که با او زندگی کنی. او تو را درک نمیکند، عاطفه ندارد. عیسی به من گفت از شوهرم طلاق بگیرم و به عقد او درآیم. چون از راه محبت نتوانست من را راضی به این کار کند، به زور متوسل شد و گفت اگر از دستورش سرپیچی کنم مرا خواهد کشت. عیسی چون یقین حاصل کرد که محمداسماعیل مرا دوست دارد و طلاقم نخواهد داد پیشنهاد کرد او را بکشم. ابتدا حاضر به قبول پیشنهاد عیسی نشدم، ولی بعدا طبق نقشه عیسی، شوهرم را به باغ محل سکونت او بردم. عیسی که قبلا سیم برق لختی را برای کشتن شوهرم آماده کرده بود، او را به زیرزمین برد و روی سیم انداخت، اما برق وی را نکشت. شوهرم که متوجه قضیه شده بود حالت دفاعی به خود گرفت. عیسی با او گلاویز شد و با دست آنقدر گلویش را فشرد تا شوهرم خفه شد. کبری خود را بیگناه خواند و گفت که از مرگ شوهرش متاثر و عیسی قاتل است. پس از اظهارات کبری، وکیل مدافع عیسی به دفاع از او پرداخت و گفت که کبری محرک این جنایت بوده است. او ضمن دفاع مشروع خود گفت: اگر کبری قصد نابودی شوهرش را نداشت او را به زیرزمین خانه عیسی نمیبرد. وکیل مدافع کبری نیز او را بیگناه خواند و گفت: وسوسهها و تهدیدهای عیسی در کبری موثر واقع شده بود و از دادگاه خواست که مجازات موکلهاش را مورد تخفیف قرار دهد. جلسه دادگاه آخر وقت تعطیل شد که از متهمان آخرین دفاع اخذ شد و قضات برای صدور حکم به شور نشستند.
دخترش را کشت و به زندان محکوم شد
شعبه ۴ دادگاه جنایی تهران یک مرد۳۰ساله را به اتهام قتل دختر۳ساله به ۴سال حبس محکوم کرد. این مرد صفرعلی نام دارد که در حال ناراحتی دختر ۳ساله را کشته است. حادثه در فروردین امسال در زنجان روی داد. روز حادثه همسر صفرعلی درحالی که دختر ۳ساله را دربغل داشت به شوهرش گفت که دونفر ازهمکاران اوبه منزل آمده وناسزا گفتهاند. صفرعلی سخت ناراحت شد و در حالی که چاقویش را از جیبش در آورده بود فریاد کشید: آنها را میکشم، چرا به خانه من رفته و اهانت کردهاند.وی که دچار جنون آنی شده بود سپس چاقو رادر شکم فرزندش فروکرد و اورا کشت و موقعی به حال طبیعی بازگشت که خون از شکم فرزندش بیرون زد. او سپس در حالی که گریه میکرد با دست خونآلود به ژاندرمری محل رفت و به دادسرا اعزام شد. قضات دادگاه او را با چند درجه تخفیف در مجازات، محکوم کردند.
کبری قتل شوهرش را انکار کرد
کبری درجلسه شعبه ۳ دادگاه جنایی مرکز اظهارات عیسی رادر این مورد که شوهرش را خفه کرده است رد کرد. عیسی در جلسه دادگاه گفته بود: محمد اسماعیل میخواست در اتاق من، با کارد به کبری، همسرش حمله کند که به تقاضای کبری دست او را گرفتم و کبری خفهاش کرد و بعد با کمک هم جسدش را در فاضلاب انداختیم. حال آنکه پرونده نشان میدهد عیسی و کبری تصمیم گرفتند برای ازدواج با هم، محمد اسماعیل را که حاضر نبود کبری را طلاق بدهد به زیرزمین خانه عیسی کشاندند و از پای درآوردند. کبری در این جلسه در پاسخ به سوالات رئیس دادگاه گفت: عیسی پس از اینکه با خانواده ما آشنا شد باب آمد و رفت را باز کرد. او مردی میانسال و در مرز پیری بود و شوهرم میتوانست به او اعتماد کند. من در آن موقع حدود ۲۱ سال داشتم. عیسی پس از مدتی به من ابراز علاقه کرد و میخواست دوستش بدارم و به دیدارش بروم.عیسی برای برهم زدن صمیمیت من وشوهرم تامیتوانست ازاوبد گفت.اومیگفت: محمداسماعیل بدرد تو نمیخورد و حیف تو است که با او زندگی کنی. او تو را درک نمیکند، عاطفه ندارد. عیسی به من گفت از شوهرم طلاق بگیرم و به عقد او درآیم. چون از راه محبت نتوانست من را راضی به این کار کند، به زور متوسل شد و گفت اگر از دستورش سرپیچی کنم مرا خواهد کشت. عیسی چون یقین حاصل کرد که محمداسماعیل مرا دوست دارد و طلاقم نخواهد داد پیشنهاد کرد او را بکشم. ابتدا حاضر به قبول پیشنهاد عیسی نشدم، ولی بعدا طبق نقشه عیسی، شوهرم را به باغ محل سکونت او بردم. عیسی که قبلا سیم برق لختی را برای کشتن شوهرم آماده کرده بود، او را به زیرزمین برد و روی سیم انداخت، اما برق وی را نکشت. شوهرم که متوجه قضیه شده بود حالت دفاعی به خود گرفت. عیسی با او گلاویز شد و با دست آنقدر گلویش را فشرد تا شوهرم خفه شد. کبری خود را بیگناه خواند و گفت که از مرگ شوهرش متاثر و عیسی قاتل است. پس از اظهارات کبری، وکیل مدافع عیسی به دفاع از او پرداخت و گفت که کبری محرک این جنایت بوده است. او ضمن دفاع مشروع خود گفت: اگر کبری قصد نابودی شوهرش را نداشت او را به زیرزمین خانه عیسی نمیبرد. وکیل مدافع کبری نیز او را بیگناه خواند و گفت: وسوسهها و تهدیدهای عیسی در کبری موثر واقع شده بود و از دادگاه خواست که مجازات موکلهاش را مورد تخفیف قرار دهد. جلسه دادگاه آخر وقت تعطیل شد که از متهمان آخرین دفاع اخذ شد و قضات برای صدور حکم به شور نشستند.




