اسلام آباد، صحنه مذاکرات فشرده هیات انقلابی جمهوری اسلامی ایران برای تکمیل پیروزیهای رزمندگان در جنگ تحمیلی سوم
دست پر هیات «میناب 168»
مذاکرات اسلامآباد را نمیتوان صرفا یک دور دیگر از گفتوگوهای ایران و آمریکا دانست؛ این نشست، درواقع برشی از یک نبرد ممتد است که اینبار از میدان به میز منتقل شده است. اگر در هفتههای گذشته صحنه اصلی تقابل در جنوب لبنان، دریای سرخ و معادلات امنیتی منطقه تعریف میشد، اکنون همان تقابل، در قالب دیپلماسی و با زبانی متفاوت در پایتخت پاکستان جریان دارد.
هیأت ایرانی با پرواز «میناب ۱۶۸» وارد اسلامآباد شد؛ نامی که صرفا یک کد پروازی نیست بلکه حامل یک پیام نمادین است؛ اینکه مذاکرهکنندگان ایران، خود را در امتداد همان خط مقاومت تعریف میکنند که پیشتر در میدان، هزینه داده است. از همینرو، این مذاکرات بیش از آنکه تلاشی برای مصالحه باشد، تلاشی برای تثبیت دستاوردها و تحمیل واقعیتهای جدید به طرف مقابل است.
آغاز از بیاعتمادی؛ چارچوب ذهنی تهران
برخلاف بسیاری از مذاکرات کلاسیک که با حداقلی از اعتماد آغاز میشوند، گفتوگوهای اسلامآباد از نقطهای متفاوت شروع شدهاند: «بیاعتمادی نهادینهشده»
محمدباقر قالیباف، رئیس هیأت ایرانی، پیش از آغاز مذاکرات صراحتا اعلام کرد ایران با حسن نیت آمده اما «اعتمادی به آمریکا ندارد». این گزاره بازتاب تجربهای انباشته از بدعهدیهای واشنگتن در توافقات پیشین است.
در چنین چارچوبی، تهران دیگر به دنبال «توافق به هر قیمت» نیست؛ بلکه به تعبیر کاظم غریبآبادی، معاون وزیر خارجه این گفتوگوها «مطالبهمحور» است. یعنی ایران نه برای کاهش فشار بلکه برای تثبیت حقوق و دستاوردهای خود پای میز آمده است.
آتشبس ناتمام؛ گره اصلی مذاکرات
یکی از مهمترین محورهای اختلاف، وضعیت آتشبس در لبنان است؛ آتشبسی که از نگاه ایران، هنوز به مرحله «اجرای کامل» نرسیده است. اگرچه برخی کاهشها در شدت حملات رژیم صهیونیستی گزارش شده اما تهران معتقد است این کاهش بهمعنای پایبندی واقعی نیست. از همینرو، یکی از مطالبات کلیدی ایران در مذاکرات اسلامآباد، الزام آمریکا به ایفای نقش فعال در مهار تلآویو است.
این مطالبه، درواقع یک آزمون چندلایه برای واشنگتن محسوب میشود: آیا آمریکا توان یا اراده اعمال فشار بر
رژیم صهیونیستی را دارد؟ و مهمتر، آیا حاضراست هزینه چنین فشاری را بپردازد؟ پاسخ به این پرسش، میتواند سرنوشت بخش بزرگی از مذاکرات را تعیین کند. همچنین عملیاتی شدن بازگشت پولهای بلوکهشده که آمریکا وعده داده، میتواند آینده ادامه مذاکرات را مشخص کند.
از میدان تا میز؛ تغییر موازنه به نفع تهران
ویژگی متمایز این دور از مذاکرات، تغییر محسوس در موازنه قدرت است. مقامات ایرانی معتقدند که شرایط نسبت به گذشته بهطور بنیادین تغییر کرده است. غریبآبادی بهصراحت از «دست برتر ایران» سخن میگوید؛ دست برتری که حاصل چند مؤلفه کلیدی است:
دستاوردهای میدانی در تقابل اخیر که به افزایش قدرت بازدارندگی ایران منجر شده؛
انسجام داخلی و حمایت اجتماعی که به گفته مقامات، پس از جنگ اخیر تقویت شده؛
کنترل راهبردی بر تنگه هرمز بهعنوان یکی از مهمترین اهرمهای ژئوپلیتیکی جهان؛
این مؤلفهها، به ایران امکان داده تا از موضعی متفاوت وارد مذاکره شود؛ موضعی که دیگر صرفا دفاعی نیست بلکه واجد عناصر تهاجمی در حوزه دیپلماسی است.
در مقابل، ارزیابی تهران این است که آمریکا در دستیابی به اهداف راهبردی خود ناکام مانده و همین مسأله، واشنگتن را به سمت پذیرش گفتوگو سوق داده است.
تیمی فراتر از دیپلماسی کلاسیک
ترکیب هیأت ایرانی نیز بهخوبی نشاندهنده ماهیت این مذاکرات است. حضور چهرههایی از حوزههای مختلف -از سیاست خارجی تا اقتصاد، امنیت و دفاع- بیانگر آن است که گفتوگوها صرفا محدود به یک پرونده خاص نیست.
حضور سیدعباس عراقچی، عبدالناصر همتی و علیاکبر احمدیان در کنار قالیباف، نشان میدهد تهران با یک «تیم جامع تصمیمساز» وارد میدان شده است؛ تیمی که میتواند بهصورت همزمان درباره ابعاد مختلف یک توافق احتمالی تصمیمگیری کند. این در حالی است که طرف آمریکایی نیز با ترکیبی از چهرههای سیاسی و نمایندگان ویژه وارد مذاکرات شده اما از نگاه برخی تحلیلگران، هنوز با انسجام و وضوح راهبردی کمتری نسبت به ایران عمل میکند.
نقش پاکستان؛ میانجی یا بازیگر فعال؟
اسلامآباد در این میان تلاش کرده از یک میزبان صرف فراتر برود و نقش یک میانجی فعال را ایفا کند. تماسهای گسترده شهباز شریف با رهبران منطقهای و اروپایی، نشاندهنده تلاش پاکستان برای تثبیت جایگاه خود در معادلات دیپلماتیک منطقه است. پاکستان از یکسو به دنبال کاهش تنشها در محیط پیرامونی خود است و از سوی دیگر، این مذاکرات را فرصتی برای ارتقای وزن ژئوپلیتیکی خود میبیند.
با این حال، موفقیت اسلامآباد در ایفای این نقش، به میزان انعطافپذیری آمریکا بستگی دارد؛ عاملی که هنوز با ابهام همراه است.
ورود به فاز کارشناسی؛ عبور از کلیات
یکی از نشانههای جدی بودن مذاکرات، ورود سریع آن به فاز کارشناسی است. این بدان معناست که طرفین از بیان مواضع کلی عبور کرده و وارد بررسی جزئیات شدهاند.
در این مرحله، موضوعاتی مانند اجرای مفاد مطالبات 10 بندی ایران، سازوکارهای اجرایی آتشبس، نحوه آزادسازی داراییهای ایران، تضمینهای حقوقی برای اجرای تعهدات و چارچوبهای نظارتی در حال بررسی دقیق است.
این همان نقطهای است که بسیاری از مذاکرات پیشین در آن دچار بنبست شدهاند؛ جایی که فاصله میان «تعهدات روی کاغذ» و «اجرای واقعی» آشکار میشود.
دیپلماسی بهمثابه امتداد مقاومت
سخنان اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، شاید توصیف درستی از وضعیت کنونی باشد: «دیپلماسی ادامه دفاع است.» این گزاره، نشاندهنده یک تغییر پارادایم در نگاه ایران به مذاکره است. دیگر خبری از دوگانه «میدان یا دیپلماسی» نیست؛ بلکه این دو بهعنوان دو سطح از یک راهبرد واحد تعریف میشوند.
در چنین چارچوبی، مذاکره نه نشانه عقبنشینی بلکه ابزاری برای تثبیت پیروزیها و مدیریت تقابل است.
آزمون ارادهها در اسلامآباد
مذاکرات اسلامآباد را باید «آزمون ارادهها» دانست؛ آزمونی که در آن، هر دو طرف تلاش میکنند روایت خود از واقعیت را به دیگری تحمیل کنند.
ایران با تکیه بر دستاوردهای میدانی و تجربه تاریخی، به دنبال تثبیت حقوق خود و دریافت تضمینهای واقعی است. در مقابل، آمریکا احتمالا تلاش دارد راهی برای خروج آبرومندانه از باتلاق جنگ با ایران پیدا کند.
در این میان، هیأت «میناب ۱۶۸» نماد یک رویکرد جدید در دیپلماسی ایران است؛ دیپلماسیای که از دل مقاومت برآمده و خود را در امتداد آن تعریف میکند.
اینکه این مسیر به یک توافق پایدار منجر شود یا به مرحلهای دیگر از تقابل، بیش از هر چیز به یک متغیر بستگی دارد: آیا واشنگتن اینبار آماده است از الگوی «وعده بدون تضمین» عبور کند؟ و آیا آمریکا به حقوق ایران در فضای پساجنگ احترام خواهد گذاشت. پاسخ این سؤال، نهتنها سرنوشت مذاکرات اسلامآباد بلکه مسیر آینده معادلات منطقه را نیز تعیین خواهد کرد.
رئیسجمهور:
هیات ایرانی در راستای حفظ منافع کشور شجاعانه مذاکره خواهد کرد
همزمان با مذاکرات، دکتر مسعود پزشکیان رئیسجمهور کشورمان در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «هیات ایرانی عالیرتبهای که در پاکستان حاضر شده با تمام وجود حافظ منافع ایران است و در همین راستا شجاعانه مذاکره خواهد کرد. در هر صورت خدمت ما به مردم لحظهای متوقف نمیشود و هر نتیجهای از مذاکرات حاصل شود، دولت پای کار مردم است.»
محمدرضا عارف،معاون اول رئیسجمهور هم با انتشار پیامی بهزبان انگلیسی نوشت: اگر ما در اسلامآباد با نمایندگان «اول آمریکا» مذاکره کنیم، دستیابی به توافقی که برای جهان مفید باشد، محتمل است. وی تاکید کرد: اما اگر با نمایندگان
«اول اسرائیل» روبهرو شویم، هیچ توافقی حاصل نخواهد شد؛ ما ناگزیر دفاع خود را حتی با شدت بیشتری نسبت به گذشته ادامه خواهیم داد و جهان با هزینههای بیشتری مواجه خواهد شد.
آغاز از بیاعتمادی؛ چارچوب ذهنی تهران
برخلاف بسیاری از مذاکرات کلاسیک که با حداقلی از اعتماد آغاز میشوند، گفتوگوهای اسلامآباد از نقطهای متفاوت شروع شدهاند: «بیاعتمادی نهادینهشده»
محمدباقر قالیباف، رئیس هیأت ایرانی، پیش از آغاز مذاکرات صراحتا اعلام کرد ایران با حسن نیت آمده اما «اعتمادی به آمریکا ندارد». این گزاره بازتاب تجربهای انباشته از بدعهدیهای واشنگتن در توافقات پیشین است.
در چنین چارچوبی، تهران دیگر به دنبال «توافق به هر قیمت» نیست؛ بلکه به تعبیر کاظم غریبآبادی، معاون وزیر خارجه این گفتوگوها «مطالبهمحور» است. یعنی ایران نه برای کاهش فشار بلکه برای تثبیت حقوق و دستاوردهای خود پای میز آمده است.
آتشبس ناتمام؛ گره اصلی مذاکرات
یکی از مهمترین محورهای اختلاف، وضعیت آتشبس در لبنان است؛ آتشبسی که از نگاه ایران، هنوز به مرحله «اجرای کامل» نرسیده است. اگرچه برخی کاهشها در شدت حملات رژیم صهیونیستی گزارش شده اما تهران معتقد است این کاهش بهمعنای پایبندی واقعی نیست. از همینرو، یکی از مطالبات کلیدی ایران در مذاکرات اسلامآباد، الزام آمریکا به ایفای نقش فعال در مهار تلآویو است.
این مطالبه، درواقع یک آزمون چندلایه برای واشنگتن محسوب میشود: آیا آمریکا توان یا اراده اعمال فشار بر
رژیم صهیونیستی را دارد؟ و مهمتر، آیا حاضراست هزینه چنین فشاری را بپردازد؟ پاسخ به این پرسش، میتواند سرنوشت بخش بزرگی از مذاکرات را تعیین کند. همچنین عملیاتی شدن بازگشت پولهای بلوکهشده که آمریکا وعده داده، میتواند آینده ادامه مذاکرات را مشخص کند.
از میدان تا میز؛ تغییر موازنه به نفع تهران
ویژگی متمایز این دور از مذاکرات، تغییر محسوس در موازنه قدرت است. مقامات ایرانی معتقدند که شرایط نسبت به گذشته بهطور بنیادین تغییر کرده است. غریبآبادی بهصراحت از «دست برتر ایران» سخن میگوید؛ دست برتری که حاصل چند مؤلفه کلیدی است:
دستاوردهای میدانی در تقابل اخیر که به افزایش قدرت بازدارندگی ایران منجر شده؛
انسجام داخلی و حمایت اجتماعی که به گفته مقامات، پس از جنگ اخیر تقویت شده؛
کنترل راهبردی بر تنگه هرمز بهعنوان یکی از مهمترین اهرمهای ژئوپلیتیکی جهان؛
این مؤلفهها، به ایران امکان داده تا از موضعی متفاوت وارد مذاکره شود؛ موضعی که دیگر صرفا دفاعی نیست بلکه واجد عناصر تهاجمی در حوزه دیپلماسی است.
در مقابل، ارزیابی تهران این است که آمریکا در دستیابی به اهداف راهبردی خود ناکام مانده و همین مسأله، واشنگتن را به سمت پذیرش گفتوگو سوق داده است.
تیمی فراتر از دیپلماسی کلاسیک
ترکیب هیأت ایرانی نیز بهخوبی نشاندهنده ماهیت این مذاکرات است. حضور چهرههایی از حوزههای مختلف -از سیاست خارجی تا اقتصاد، امنیت و دفاع- بیانگر آن است که گفتوگوها صرفا محدود به یک پرونده خاص نیست.
حضور سیدعباس عراقچی، عبدالناصر همتی و علیاکبر احمدیان در کنار قالیباف، نشان میدهد تهران با یک «تیم جامع تصمیمساز» وارد میدان شده است؛ تیمی که میتواند بهصورت همزمان درباره ابعاد مختلف یک توافق احتمالی تصمیمگیری کند. این در حالی است که طرف آمریکایی نیز با ترکیبی از چهرههای سیاسی و نمایندگان ویژه وارد مذاکرات شده اما از نگاه برخی تحلیلگران، هنوز با انسجام و وضوح راهبردی کمتری نسبت به ایران عمل میکند.
نقش پاکستان؛ میانجی یا بازیگر فعال؟
اسلامآباد در این میان تلاش کرده از یک میزبان صرف فراتر برود و نقش یک میانجی فعال را ایفا کند. تماسهای گسترده شهباز شریف با رهبران منطقهای و اروپایی، نشاندهنده تلاش پاکستان برای تثبیت جایگاه خود در معادلات دیپلماتیک منطقه است. پاکستان از یکسو به دنبال کاهش تنشها در محیط پیرامونی خود است و از سوی دیگر، این مذاکرات را فرصتی برای ارتقای وزن ژئوپلیتیکی خود میبیند.
با این حال، موفقیت اسلامآباد در ایفای این نقش، به میزان انعطافپذیری آمریکا بستگی دارد؛ عاملی که هنوز با ابهام همراه است.
ورود به فاز کارشناسی؛ عبور از کلیات
یکی از نشانههای جدی بودن مذاکرات، ورود سریع آن به فاز کارشناسی است. این بدان معناست که طرفین از بیان مواضع کلی عبور کرده و وارد بررسی جزئیات شدهاند.
در این مرحله، موضوعاتی مانند اجرای مفاد مطالبات 10 بندی ایران، سازوکارهای اجرایی آتشبس، نحوه آزادسازی داراییهای ایران، تضمینهای حقوقی برای اجرای تعهدات و چارچوبهای نظارتی در حال بررسی دقیق است.
این همان نقطهای است که بسیاری از مذاکرات پیشین در آن دچار بنبست شدهاند؛ جایی که فاصله میان «تعهدات روی کاغذ» و «اجرای واقعی» آشکار میشود.
دیپلماسی بهمثابه امتداد مقاومت
سخنان اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، شاید توصیف درستی از وضعیت کنونی باشد: «دیپلماسی ادامه دفاع است.» این گزاره، نشاندهنده یک تغییر پارادایم در نگاه ایران به مذاکره است. دیگر خبری از دوگانه «میدان یا دیپلماسی» نیست؛ بلکه این دو بهعنوان دو سطح از یک راهبرد واحد تعریف میشوند.
در چنین چارچوبی، مذاکره نه نشانه عقبنشینی بلکه ابزاری برای تثبیت پیروزیها و مدیریت تقابل است.
آزمون ارادهها در اسلامآباد
مذاکرات اسلامآباد را باید «آزمون ارادهها» دانست؛ آزمونی که در آن، هر دو طرف تلاش میکنند روایت خود از واقعیت را به دیگری تحمیل کنند.
ایران با تکیه بر دستاوردهای میدانی و تجربه تاریخی، به دنبال تثبیت حقوق خود و دریافت تضمینهای واقعی است. در مقابل، آمریکا احتمالا تلاش دارد راهی برای خروج آبرومندانه از باتلاق جنگ با ایران پیدا کند.
در این میان، هیأت «میناب ۱۶۸» نماد یک رویکرد جدید در دیپلماسی ایران است؛ دیپلماسیای که از دل مقاومت برآمده و خود را در امتداد آن تعریف میکند.
اینکه این مسیر به یک توافق پایدار منجر شود یا به مرحلهای دیگر از تقابل، بیش از هر چیز به یک متغیر بستگی دارد: آیا واشنگتن اینبار آماده است از الگوی «وعده بدون تضمین» عبور کند؟ و آیا آمریکا به حقوق ایران در فضای پساجنگ احترام خواهد گذاشت. پاسخ این سؤال، نهتنها سرنوشت مذاکرات اسلامآباد بلکه مسیر آینده معادلات منطقه را نیز تعیین خواهد کرد.
رئیسجمهور:
هیات ایرانی در راستای حفظ منافع کشور شجاعانه مذاکره خواهد کرد
همزمان با مذاکرات، دکتر مسعود پزشکیان رئیسجمهور کشورمان در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «هیات ایرانی عالیرتبهای که در پاکستان حاضر شده با تمام وجود حافظ منافع ایران است و در همین راستا شجاعانه مذاکره خواهد کرد. در هر صورت خدمت ما به مردم لحظهای متوقف نمیشود و هر نتیجهای از مذاکرات حاصل شود، دولت پای کار مردم است.»
محمدرضا عارف،معاون اول رئیسجمهور هم با انتشار پیامی بهزبان انگلیسی نوشت: اگر ما در اسلامآباد با نمایندگان «اول آمریکا» مذاکره کنیم، دستیابی به توافقی که برای جهان مفید باشد، محتمل است. وی تاکید کرد: اما اگر با نمایندگان
«اول اسرائیل» روبهرو شویم، هیچ توافقی حاصل نخواهد شد؛ ما ناگزیر دفاع خود را حتی با شدت بیشتری نسبت به گذشته ادامه خواهیم داد و جهان با هزینههای بیشتری مواجه خواهد شد.
تیتر خبرها
-
دست پر هیات «میناب 168»
-
حرکت جدید کاروان آزادی بهسوی غزه
-
رمزگشایی از دشمنی با توسعه ایران
-
عراق؛ شکست آمریکا در نیمه اول
-
ساحل نشینان؛ پاسداران تنگه هرمز
-
خیانت زیر ذرهبین
-
بازنده بزرگ
-
حملات دشمن،تولید دارو را متوقف نکرد
-
خوشخدمتی دولت لبنان به دشمن
-
ثبت تاریخ در لحظه
-
کنایه «وضعیت سفید» به وطنفروشها
-
رادیو، همدم مردم در روزهای جنگ
-
اموال ۴۰۰ چهره حامی دشمن توقیف شد




