قدمی  از جنس اطاعت

قدمی از جنس اطاعت

سمیه مشایخی فیروز، پانزدهم شهریور ۱۳۶۵ در نوشهر دیار علویان چشم به جهان گشود‌؛ دختری که از همان کودکی بوی دریا و بوی عبادت را با هم تنفس کرد.

او مادر بود‌؛ مادر سه پسر: محمدهادی ۹ ساله، امیررضای هفت ساله و امیرعباس سه‌ساله. همسری فداکار، دختری دلسوز برای پدر و مادر خویش، خواهری نمونه و رفیقی صادق اما بیش از همه، سربازی مطیع محض ولایت و بنده نیکوی خدا بود. حیا و عفت، صبر و سختکوشی و دائم‌الذکر بودن، صفاتی بود که او را از دیگران متمایز می‌کرد. همین ولایتمداری، پایان مأموریتش را با شهادت رقم زد اما روایت آخرین وداعش شنیدنی است. خبر شهادت «آقا» که پیچید، حالش دگرگون شد. بی‌تاب بود. همیشه فرزندانش را همراه خود می‌برد اما آن روز هرچه اصرار کردند، نپذیرفت و گفت: «این دفعه نباید همراه من باشید.» بچه‌ها را راهی خانه پدر کرد. حتی فرصت دیدار با پدر و مادرش را نداشت. شتابان رفت تا به مراسم عزای فراق رهبری در حوزه بسیج برسد‌؛ همان‌جا که همراه جمعی از بانوان برای عزاداری گرد آمده بودند. این شد که سمیه، حوالی اذان ظهر، در حمله موشکی رژیم صهیونیستی، همراه جمعی از همکارانش به آرزوی دیرینه‌اش رسید‌؛ آرزوی شهادت.