تولدی دوباره در شهادت
پروانه شاهی، متولد روستای حاجیآباد در منطقه خرمرود تویسرکان، دختری پرشور و پرانرژی بود که همه او را با خوشرویی، خنده همیشگی و توانایی کمنظیرش در ایجاد صمیمیت میشناختند. صداقت، بیتکلفی و قلبی پاک از ویژگیهای برجسته او بود.
در نوشتهها و دستخطهایش بیش از هر چیز بر احترام عمیق به پدر و مادر، شکرگزاری از این نعمت بزرگ و آرزوی شهادت پیش از آنان تأکید میکرد. بارها از خدا خواسته بود که پاک و شایسته پذیرفته شود و این توفیق را تنها در رکاب امام زمان(عج) میطلبید. پروانه از ولایتمداری و قدرشناسی نسبت به نعمت وجود رهبری بسیار سخن میگفت و دغدغههای اجتماعیاش او را به فعالیتهای گسترده رسانده بود؛ از سالها خادمی نمازجمعه و حضور در بسیج تا حدود دو دهه همکاری بهعنوان ناظر و سرناظر شورای نگهبان. او همچنین خادم آستان قدس در منطقه ۵ تهران بود و در رسیدگی به نیازمندان با همه توان تلاش میکرد. سرانجام در ۱۰ اسفند ۱۴۰۴، هنگام حضور در مراسم عزای رهبری در حوزه بسیج، بر اثر حمله موشکی جان باخت و بههمراه جنین دوماههاش چشم از جهان فرو بست. شهادتش در روز تولدش، به تعبیر خانوادهاش، تولدی دوباره و هدیهای از سوی حضرت خدیجه(س) بود.




