فیلمی که اسرائیل را عصبانی کرد

فیلمی که اسرائیل را عصبانی کرد

مل گیبسن، کارگردان جنجالی سینما که اظهاراتش در رابطه با اسرائیل و سیاست‌های تجاوزکارانه آن، او را تبدیل به یکی از هنرمندان تقریبا تبعیدی سینمای آمریکا کرده، بالاخره کار فیلمبرداری «رستاخیز مسیح» را در لوکیشن‌های ایتالیا به پایان رساند. بااین‌حال و با وجود آن‌که گیبسن مجبور شد صحنه‌های فیلمش را خارج از آمریکا فیلمبرداری کند، برای اکران عمومی آن در آمریکای شمالی هم با مشکلات و دردسرهایی روبه‌رو شده است. رستاخیز مسیح، دنباله‌ای بر درام تاریخی جنجالی و پرفروش «مصائب مسیح» است که داستانش را دقیقا از جایی ادامه می‌دهد که فیلم اول به پایان رسیده بود.

کیکاوس زیاری-گروه فرهنگ و هنر

شنیده‌ها حکایت از آن دارد که همان لابی‌های صهیونیستی که سال 2004 تلاش سختی کردند تا مانع از نمایش عمومی وسیع مصائب مسیح در آمریکا شوند، اکنون فعالیت‌های تخریبی خود را برای کارشکنی دربرابر اکران عمومی رستاخیز مسیح آغاز کرده‌اند.
 
تحریم کمپانی‌های بزرگ هالیوودی    
منتقدان سینمایی که مصائب مسیح را بسیار پسندیده بودند، صحبت از این می‌کنند که گیبسن دنباله درام تاریخی‌اش را با تاخیر بسیار زیاد وارد مرحله تولید کرد و دلیل اصلی آن‌را در این نکته می‌دانند که کمپانی‌های بزرگ هالیوودی حاضر به سرمایه گذاری روی آن نشدند و به نوعی فیلمساز را به شکل اعلام‌نشده تحریم کرده بودند. گیبسن در این فاصله 21 ساله سرگرم فراهم‌کردن پول و سرمایه لازم برای فیلمش بود. انتخاب لوکیشن‌های ایتالیا هم فرصتی دووجهی برای او بود. فیلمبرداری رستاخیز مسیح در شهرهایی مثل رم، گونیسا، کارسو، بریندیسس و ماترا از یک‌سو به داستان فیلم که در نقطه‌ای نزدیک خاورمیانه رخ می‌داد رنگ‌وبویی طبیعی‌تر می‌داد و از سوی دیگر، رقم هزینه‌های تولید را تا حد زیادی پایین می‌آورد. به این ترتیب اگرچه مخالفان تولید رستاخیز مسیح توانستند مانع از فیلمبرداری آن در آمریکا شوند، اما این مخالفت به کمک فیلم و سازندگانش آمد! بودجه فیلم صدمیلیون دلار برآورد شده که برای یک اثر مستقل و غیرهالیوودی سینما، رقم بسیار بالایی به حساب می‌آید.
 
مشکلی به نام «اکران عمومی»
کار فیلمبرداری رستاخیز مسیح در ایتالیا این امکان را برای گیبسن فراهم کرد تا بتواند در آرامش و دور از هیاهوهای تبلیغاتی راست‌گراهای آمریکایی، تصمیماتی برای نوع اکران عمومی فیلم بگیرد. یکی از این تصمیمات، دو بخش کردن آن بود. به این ترتیب، درام تاریخی فیلمساز در دو قسمت تدوین شده و به‌صورت دو فیلم‌سینمایی مجزا به روی پرده سینماهای آمریکا و بقیه کشورهای دنیا می‌روند. اما گیبسن برای انتخاب تاریخ نمایش عمومی این فیلم دوقسمتی هم با دردسرهایی روبه‌رو شد. در ابتدا قرار بود قسمت اول و دوم به ترتیب در تاریخ‌های 26 مارس و 6 ماه می ‌سال 2027 اکران عمومی شوند. گفته می‌شود لابی‌های اسرائیلی با کارشکنی‌های خود، این دو تاریخ را تغییر داده‌اند و با تلاش برای این که فیلم‌ها دیرتر از موعد مقرر اکران عمومی شوند، امید دارند در فرصت پدید آمده و تعویق اکران آنها بتوانند اقدامات تازه‌ای را به مورد اجرا بگذارند تا بلکه مانع از نمایش عمومی آنها شوند. حتی شنیده می‌شود آنها تلاش دارند تا فضایی ایجاد کنند که اکران عمومی فیلم‌ها توجه عموم تماشاگران را به خود جلب نکند و مورد توجه آنها قرار نگیرد. شنیده می‌شود زنجیره‌های سینمایی آمریکا به‌دلیل فشاری که لابی‌های اسرائیلی حاضر در آمریکا به آنها آورده‌اند، در رابطه با اکران عمومی فیلم‌ها با مشکل روبه‌رو شده‌اند. در شرایط فعلی، قسمت اول رستاخیز مسیح 6 ماه می ‌2027   به روی پرده می‌رود (تاریخی که قرار بود قسمت دوم اکران عمومی شود) و دومین قسمت یک سال بعد در تاریخ 25 ماه می ‌2028 به نمایش عمومی درآید.
 
ماموریت 20ساله علیه کارشکنی‌های صهیونیستی
گیبسن که فیلمبرداری دو قسمت اول و دوم فیلمش را طی 134 روز انجام داد، از کارشکنی‌ها نگرانی ندارد و خودش را آماده برخورد با انواع و اقسام تهمت‌های تازه و مخالف‌خوانی‌ها کرده است. او با بیان این نکته که داستان خود را به همان شکلی که تجسم کرده بود روی نوار سلولوئید منتقل کرده است، اضافه می‌کند: «البته این کار بدون همکاری و یاری تمام عوامل تولید امکان‌پذیر نبود و من عمیقا بابت این مسأله از آنها سپاسگزارم. آنها از صمیم قلب با پروژه همکاری کردند و این در شرایطی بود که می‌دانستند فیلم با دردسرها و مشکلاتی روبه‌رو خواهد شد. آنها نوع واکنش‌ها نسبت به مصائب مسیح را دیده بودند. با وجود این، ما با همکاری یکدیگر چیزی فوق‌العاده و پرقدرت خلق کردیم. این فیلم نماینده و بیانگر بخش اعظم فعالیت‌های هنری من است و به‌عنوان یک فیلمساز و یک آرتیست تمام تلاشم را کردم که کار قابل قبول ارائه بدهم. این اثر برای من چیزی فراتر از یک فیلم‌سینمایی است. این ماموریتی است که طی 20 سال گذشته روی دوشم قرار داشته و آن‌را داستانی با اهمیت در رابطه با تاریخ انسانی می‌دانم.»