پایان غمانگیز رونالدو و جامجهانی؛
حسرت ابدی!
کریستیانو رونالدو با دستهایی به کمر، پس از سوت پایان بازی، اشک در چشمانش داشت و به نقطهای دور خیره شده بود.
ایمان گودرزی - گروه ورزش
او در آن لحظه به واقعیت تلخ شکست فکر میکرد؛ لحظهای که فهمید رویای قهرمانیاش در جام جهانی برای همیشه به پایان رسیده است. اما شاید این لحظه باید چهار سال قبل، در جام جهانی قطر رقم میخورد؛ زمانی که پرتغال در مرحله یکچهارم نهایی مقابل مراکش شکست خورد. با این حال، رونالدو فرصت پیدا کرد تا یک بار دیگر در بزرگترین صحنه فوتبال جهان حاضر شود و برای آخرین بار در جام جهانی بازی کند. اما در نگاهی واقعبینانه، هرگز قرار نبود این حضور با یک خداحافظی باشکوه به پایان برسد.
این جام جهانی زیادی بود؟!
در برابر اسپانیا، رونالدو، متاسفانه شبیه همان چیزی بود که واقعا هست؛ یک اسطوره ۴۱ ساله فوتبال که روزهای اوج خود را پشت سر گذاشته است. مردی که تلاش میکرد، اما موفق نمیشد جلوی گذر زمان را بگیرد، در حالی که امیدوار بود به شکلی معجزهآسا یکی از جامهای بزرگی را که همیشه از او دور مانده، بالای سر ببرد. رونالدو در دیدار مقابل اسپانیا فقط ۱۹ بار توپ را لمس کرد. برای مقایسه، اویارزابال، مهاجم اسپانیا، با ۳۵ لمس توپ، کمترین میزان لمس را در بین بازیکنان اصلی اسپانیا داشت. اینکه بگوییم رونالدو در حاشیه بازی بود، حتی توصیفی ملایم است. برای مدت زیادی، به نظر میرسید این مسابقه یکهشتم نهایی جام جهانی در اطراف او جریان دارد. یک غول فوتبال، که شاید بتوان او را بهترین گلزن تاریخ دانست، به بازیکنی تبدیل شده بود که بیشتر شبیه یک تماشاگر در زمین حضور داشت. نه یک مهره مکمل، بلکه صرفا یک بازیکن معمولی. هیچکدام از این اتفاقات با توجه به عملکرد رونالدو در این جام جهانی شوکهکننده نبود. او دو هفته قبل در هیوستون، تگزاس، زمانی که مقابل دوربینهای تلویزیونی فریاد زد «من برگشتم، من برگشتم!»، کسی را فریب نمیداد. یا دستکم کسانی را که اجازه نمیدادند چند گل مقابل ازبکستان قضاوتشان را تغییر دهد و هنوز رونالدو دوران اوجش را به یاد داشتند، فریب نمیدادند؛ همان بازیکنی که میتوانست با نظم و تداوم باورنکردنی لحظات جادویی خلق کند و به تنهایی سرنوشت مسابقات را تغییر دهد. با نزدیک شدن به پایان بازی، در حالی که نتیجه همچنان بدون گل بود و تابلوی تعویض بالا رفته بود، مدام این سوال مطرح میشد که آیا شماره رونالدو هم بالا خواهد رفت یا نه. پرتغال کند به نظر میرسید و به نیرویی تازه در حمله و یک نقطه اتکا در خط جلو نیاز داشت تا دفاع اسپانیا را که برای مدت زیادی با آرامش بازی میکرد، تحت فشار قرار دهد. پدرو نتو از زمین خارج شد. ویتینیا تعویض شد. ژوآو فلیکس بیرون رفت و ژوآو کانسلو نیز جای خود را ترک کرد اما رونالدو، مسنترین بازیکن زمین با اختلاف زیاد و بازیکنی که به شکلی عجیب در مرحله گروهی بیشتر از هر بازیکن دیگری از پرتغال بازی کرده بود، همچنان در زمین ماند. در حالی که اسپانیا برای به ثمر رساندن گل پیروزی تلاش میکرد، رونالدو ناامیدانه اطراف محوطه جریمه پرسه میزد. در یک صحنه، او توپ را در میانه زمین از دست داد و هیچ واکنشی نشان نداد؛ شاید به دلیل خستگی از دویدنهای مداوم پشت سر مدافعان اسپانیایی. این صحنه بهترین خلاصه برای توضیح این بود که چرا پرتغال با وجود مالکیت توپ زیاد، در این مسابقه خطر چندانی ایجاد نمیکرد. رونالدو هیچ شوتی در چارچوب نداشت و اگر ضربه آزاد او که به دیوار دفاعی برخورد کرد را کنار بگذاریم، در تمام مسابقه هیچ تهدید جدیای برای اسپانیا ایجاد نکرد. این یک واقعیت تلخ بود؛ زمانی که پرتغال برای رسیدن به مرحله یکچهارم نهایی به یک گل نیاز داشت، رونالدو نتوانست آن را فراهم کند. او هنوز توانایی انجام کارهای بزرگ را دارد، اما این روزها چنین لحظاتی بسیار کمتر رخ میدهند و برای به وجود آمدنشان به شرایط و زمان مناسب نیاز است. تردیدی وجود ندارد که رونالدو یکی از بزرگترین بازیکنانی است که تاکنون پا به زمین فوتبال گذاشته، اما تصمیم روبرتو مارتینز برای قرار دادن او در ترکیب اصلی، به جای بازیکنان جوانتر و پرانرژیتری مانند گونسالو راموس، نشاندهنده اغماضی بود که پرتغال توان پرداخت هزینه آن را نداشت. راموس، بازیکنی که در مسابقه قبلی پرتغال مقابل کرواسی گل پیروزی را به ثمر رسانده بود، در این بازی حتی یک دقیقه هم فرصت حضور در زمین پیدا نکرد. این تصمیم اشتباه مارتینز باعث شد پرتغال از حضور یک نیروی هجومی تازه محروم شود و به اسپانیا اجازه داد با آسودگی بیشتری مسابقه را کنترل کند. در نهایت، اسپانیا در دقیقه ۹۳ گل پیروزی را به ثمر رساند و پرتغال را از جام جهانی کنار زد. این پایان غمانگیز یک اسطوره بود، اما شاید نشانهای از این باشد که زمان خداحافظی فرا رسیده است. رونالدو با وجود تمام تلاشهایش نتوانست تیمش را نجات دهد و این آخرین جام جهانی او بود.
مشکلات پرتغال بزرگتر از یک بازیکن بود
این که روبرتو مارتینز، سرمربی پرتغال تصمیم گرفت رونالدو را تا آخرین لحظات تلخ مقابل اسپانیا در زمین نگه دارد، چندان تعجبآور نبود. فرناندو سانتوس، سرمربی پیشین پرتغال هم در جام جهانی قبلی شجاعت و اعتقاد لازم را داشت تا تیمی بدون رونالدو را به میدان بفرستد. اما مارتینز در مقابل، بیش از حد به او اعتماد کرد.فریب تعویضی که مارتینز در تورنتو انجام داد را نخورید؛ جایی که رونالدو مقابل کرواسی تعویض شد. آن تصمیم، تصمیم سادهای بود. پرتغال در خط میانی تحت فشار قرار داشت و گونسالو راموس وارد زمین شده بود تا برای گل تساوی تلاش کند؛ گلی که در نهایت با پنالتی رونالدو به دست آمد. نگه داشتن دو مهاجم در چنین شرایطی، یک اشتباه مدیریتی بود. مساله این نبود که آیا کرواسی دوباره گل میزند، بلکه مساله این بود که چه زمانی این اتفاق رخ خواهد داد. روبن نوس جای رونالدو را گرفت، پرتغال دوباره تعادل خود را پیدا کرد و بازیکنی که فراموش شده بود، ناجی تیم شد. راموس بعدا گفت: «وقتی به یک گل دیرهنگام نیاز دارید، میتوانید با گونسالو راموس تماس بگیرید.»
اما مارتینز هرگز حاضر نبود آن شماره را به قیمت کنار گذاشتن رونالدو بگیرد.
این جام جهانی زیادی بود؟!
در برابر اسپانیا، رونالدو، متاسفانه شبیه همان چیزی بود که واقعا هست؛ یک اسطوره ۴۱ ساله فوتبال که روزهای اوج خود را پشت سر گذاشته است. مردی که تلاش میکرد، اما موفق نمیشد جلوی گذر زمان را بگیرد، در حالی که امیدوار بود به شکلی معجزهآسا یکی از جامهای بزرگی را که همیشه از او دور مانده، بالای سر ببرد. رونالدو در دیدار مقابل اسپانیا فقط ۱۹ بار توپ را لمس کرد. برای مقایسه، اویارزابال، مهاجم اسپانیا، با ۳۵ لمس توپ، کمترین میزان لمس را در بین بازیکنان اصلی اسپانیا داشت. اینکه بگوییم رونالدو در حاشیه بازی بود، حتی توصیفی ملایم است. برای مدت زیادی، به نظر میرسید این مسابقه یکهشتم نهایی جام جهانی در اطراف او جریان دارد. یک غول فوتبال، که شاید بتوان او را بهترین گلزن تاریخ دانست، به بازیکنی تبدیل شده بود که بیشتر شبیه یک تماشاگر در زمین حضور داشت. نه یک مهره مکمل، بلکه صرفا یک بازیکن معمولی. هیچکدام از این اتفاقات با توجه به عملکرد رونالدو در این جام جهانی شوکهکننده نبود. او دو هفته قبل در هیوستون، تگزاس، زمانی که مقابل دوربینهای تلویزیونی فریاد زد «من برگشتم، من برگشتم!»، کسی را فریب نمیداد. یا دستکم کسانی را که اجازه نمیدادند چند گل مقابل ازبکستان قضاوتشان را تغییر دهد و هنوز رونالدو دوران اوجش را به یاد داشتند، فریب نمیدادند؛ همان بازیکنی که میتوانست با نظم و تداوم باورنکردنی لحظات جادویی خلق کند و به تنهایی سرنوشت مسابقات را تغییر دهد. با نزدیک شدن به پایان بازی، در حالی که نتیجه همچنان بدون گل بود و تابلوی تعویض بالا رفته بود، مدام این سوال مطرح میشد که آیا شماره رونالدو هم بالا خواهد رفت یا نه. پرتغال کند به نظر میرسید و به نیرویی تازه در حمله و یک نقطه اتکا در خط جلو نیاز داشت تا دفاع اسپانیا را که برای مدت زیادی با آرامش بازی میکرد، تحت فشار قرار دهد. پدرو نتو از زمین خارج شد. ویتینیا تعویض شد. ژوآو فلیکس بیرون رفت و ژوآو کانسلو نیز جای خود را ترک کرد اما رونالدو، مسنترین بازیکن زمین با اختلاف زیاد و بازیکنی که به شکلی عجیب در مرحله گروهی بیشتر از هر بازیکن دیگری از پرتغال بازی کرده بود، همچنان در زمین ماند. در حالی که اسپانیا برای به ثمر رساندن گل پیروزی تلاش میکرد، رونالدو ناامیدانه اطراف محوطه جریمه پرسه میزد. در یک صحنه، او توپ را در میانه زمین از دست داد و هیچ واکنشی نشان نداد؛ شاید به دلیل خستگی از دویدنهای مداوم پشت سر مدافعان اسپانیایی. این صحنه بهترین خلاصه برای توضیح این بود که چرا پرتغال با وجود مالکیت توپ زیاد، در این مسابقه خطر چندانی ایجاد نمیکرد. رونالدو هیچ شوتی در چارچوب نداشت و اگر ضربه آزاد او که به دیوار دفاعی برخورد کرد را کنار بگذاریم، در تمام مسابقه هیچ تهدید جدیای برای اسپانیا ایجاد نکرد. این یک واقعیت تلخ بود؛ زمانی که پرتغال برای رسیدن به مرحله یکچهارم نهایی به یک گل نیاز داشت، رونالدو نتوانست آن را فراهم کند. او هنوز توانایی انجام کارهای بزرگ را دارد، اما این روزها چنین لحظاتی بسیار کمتر رخ میدهند و برای به وجود آمدنشان به شرایط و زمان مناسب نیاز است. تردیدی وجود ندارد که رونالدو یکی از بزرگترین بازیکنانی است که تاکنون پا به زمین فوتبال گذاشته، اما تصمیم روبرتو مارتینز برای قرار دادن او در ترکیب اصلی، به جای بازیکنان جوانتر و پرانرژیتری مانند گونسالو راموس، نشاندهنده اغماضی بود که پرتغال توان پرداخت هزینه آن را نداشت. راموس، بازیکنی که در مسابقه قبلی پرتغال مقابل کرواسی گل پیروزی را به ثمر رسانده بود، در این بازی حتی یک دقیقه هم فرصت حضور در زمین پیدا نکرد. این تصمیم اشتباه مارتینز باعث شد پرتغال از حضور یک نیروی هجومی تازه محروم شود و به اسپانیا اجازه داد با آسودگی بیشتری مسابقه را کنترل کند. در نهایت، اسپانیا در دقیقه ۹۳ گل پیروزی را به ثمر رساند و پرتغال را از جام جهانی کنار زد. این پایان غمانگیز یک اسطوره بود، اما شاید نشانهای از این باشد که زمان خداحافظی فرا رسیده است. رونالدو با وجود تمام تلاشهایش نتوانست تیمش را نجات دهد و این آخرین جام جهانی او بود.
مشکلات پرتغال بزرگتر از یک بازیکن بود
این که روبرتو مارتینز، سرمربی پرتغال تصمیم گرفت رونالدو را تا آخرین لحظات تلخ مقابل اسپانیا در زمین نگه دارد، چندان تعجبآور نبود. فرناندو سانتوس، سرمربی پیشین پرتغال هم در جام جهانی قبلی شجاعت و اعتقاد لازم را داشت تا تیمی بدون رونالدو را به میدان بفرستد. اما مارتینز در مقابل، بیش از حد به او اعتماد کرد.فریب تعویضی که مارتینز در تورنتو انجام داد را نخورید؛ جایی که رونالدو مقابل کرواسی تعویض شد. آن تصمیم، تصمیم سادهای بود. پرتغال در خط میانی تحت فشار قرار داشت و گونسالو راموس وارد زمین شده بود تا برای گل تساوی تلاش کند؛ گلی که در نهایت با پنالتی رونالدو به دست آمد. نگه داشتن دو مهاجم در چنین شرایطی، یک اشتباه مدیریتی بود. مساله این نبود که آیا کرواسی دوباره گل میزند، بلکه مساله این بود که چه زمانی این اتفاق رخ خواهد داد. روبن نوس جای رونالدو را گرفت، پرتغال دوباره تعادل خود را پیدا کرد و بازیکنی که فراموش شده بود، ناجی تیم شد. راموس بعدا گفت: «وقتی به یک گل دیرهنگام نیاز دارید، میتوانید با گونسالو راموس تماس بگیرید.»
اما مارتینز هرگز حاضر نبود آن شماره را به قیمت کنار گذاشتن رونالدو بگیرد.
تیتر خبرها




