انسان تراز؛ برانگیختگی ملت
«محی الدین ابن عربی» در کتاب «فتوحات مکیه» درمورد اصطلاح انسان کامل (تراز) مینویسد: «انسان کامل کسی است که از منظر عرفا به عالیترین مقامات معنوی برسد و جامع جمیع عوالم الهیه بشود.»
سیده زهرا آرامی - روزنامهنگار
به تعبیر دیگر، انسان کامل، محل تجلی کامل همه اوصاف الهی و درنهایت خلیفه و حجت خداوند در روی زمین است. یکی از شارحین ابن عربی در شرح این سخن او میگوید که انسان کامل کسی است که در شریعت، طریقت و حقیقت، تام باشد و این تامیت مشروط بر این است که سخنان، رفتارها، اخلاق و اندیشههای آن انسان دارای وضعیت مطلوبی باشد.
بنابراین اولین گام در مبحث انسان تراز در اندیشه اسلامی، فهم مفهوم شخصیت انسانی است. به لحاظ اندیشه اسلامی اگر ساختار و شاکله انسانی، مثبت بود، اندیشهها، رفتارها و اخلاقیات انسان هم به صورت غالبی، مثبت خواهد شد حتی اگر گاهی اوقات لغزشهایی صورت بدهد.
با این نگاه، رهبری عزتمندانه، دوراندیشی در سیاست، دفاع از مظلومان جهان، تحولخواهی در علوم انسانی و تربیت نسلی عالم، از ایشان یک الگوی کامل برای آیندگان و محور مقاومت ساخته است. انسان ترازی که با شهادتش یک ملت برانگیخته شد.
وقتی که «شهادت» عامل «بعثت مردمی» میشود، در واقع یک فرآیند دگردیسی عظیم صورت گرفته؛ به تعبیری یک لحظه بنیادین در تاریخ اتفاق افتاده است.
اما چگونه شهادت یک رهبر موجب بعثت یک ملت میشود؟ این پرسش را از چند وجه میتوان تحلیل کرد:
1. گذار از «سوگواری» به «کنشگری» (از حالت منفعل به فعال)
در حالت عادی، شهادت یک رهبر میتواند باعث فروپاشی روحی و غرق شدن در سوگواری و بنبست شود.
بنابراین اولین گام در مبحث انسان تراز در اندیشه اسلامی، فهم مفهوم شخصیت انسانی است. به لحاظ اندیشه اسلامی اگر ساختار و شاکله انسانی، مثبت بود، اندیشهها، رفتارها و اخلاقیات انسان هم به صورت غالبی، مثبت خواهد شد حتی اگر گاهی اوقات لغزشهایی صورت بدهد.
با این نگاه، رهبری عزتمندانه، دوراندیشی در سیاست، دفاع از مظلومان جهان، تحولخواهی در علوم انسانی و تربیت نسلی عالم، از ایشان یک الگوی کامل برای آیندگان و محور مقاومت ساخته است. انسان ترازی که با شهادتش یک ملت برانگیخته شد.
وقتی که «شهادت» عامل «بعثت مردمی» میشود، در واقع یک فرآیند دگردیسی عظیم صورت گرفته؛ به تعبیری یک لحظه بنیادین در تاریخ اتفاق افتاده است.
اما چگونه شهادت یک رهبر موجب بعثت یک ملت میشود؟ این پرسش را از چند وجه میتوان تحلیل کرد:
1. گذار از «سوگواری» به «کنشگری» (از حالت منفعل به فعال)
در حالت عادی، شهادت یک رهبر میتواند باعث فروپاشی روحی و غرق شدن در سوگواری و بنبست شود.




