قیمت خانه در تهران قیمت زنده ماندن غیرتهرانیهاست
علیرضا رافتی
با پراید زهوار دررفتهاش در خیابانهای پر از چاله و دستانداز نزدیک مرز ترکمنستان کار میکرد. مگر چند نفر در این کشور پیدا میشوند که از گرگان چهار ساعت بکوبند بروند مراوهتپه و از آنجا بخواهند بروند روستایی در مرز ترکمنستان و دنبال آژانس بگردند و سوار آن پراید زهوار در رفته شوند و ریالی کرایه بدهند؟
همین بود که پیرمرد از زندگی گلایه میکرد. میگفت تازه از تهران برگشته. دوری از خانه و خانواده و شرایط سخت زندگی در تهران نگذاشته آنجا بماند و کار کند و پول بفرستد، برگشته شهرشان بلکه روزیاش همینجا حواله شود اما حالا با وضعیت کار در شهرشان دوباره تصمیم گرفته برود تهران. برود تهران و شبها را در یک کارگاه چوببری در نزدیکی جاجرود بخوابد تا بلکه سر ماه بتواند چیزی بیش از برآیند زندگیاش در تهران پسانداز کند و برای خانوادهاش بفرستد.
یکی دیگر که حالا از احوالات اینستاگرامش فهمیدهام رفته مسقط عمان و آنجا راننده تاکسی شده و پشت فرمان ماشینی مینشیند که من فقط در خوابهایم میبینمش، وقتی هنوز در شهرستان نیکشهر استان سیستان و بلوچستان زندگی میکرد، میگفت: برای کار آمدم تهران. در شهرمان کار نبود و آنقدری که زندگیمان بگذرد درنمیآمد. یک ماه شبها در اتاق قهوهخانهای در تهران خوابیدم و روزها برای مشتریها قلیان زدم. آخرش هم با صاحبکارم بحثم شد و بدون اینکه ریالی حقوق بدهد، راهیام کرد. حالا دوباره برگشتهام شهرم و بیپولتر از قبل رفتن به تهران، دنبال کاری میگردم که نیست.
آن یکیشان از آن بچههای متخصص است که سرش به تنش میارزد. چند نرمافزار حرفهای گرافیکی و تصویری بلد است و علیالقاعده باید نانش در روغن باشد اما از شهرشان، تبریز کوبیده آمده تهران و شبها در اتاق یک خوابگاه میخوابد تا بتواند در شرکتی که لایقش است، کار کند. خبری بهتازگی منتشرشده که میگوید خانه در تهران گرانتر از مسکو و استانبول و خیلی جاهای دنیاست و حتما کارشناسها تا حالا برایش 1000جور دلیل جفتوجور کردهاند اما تا به حال به این فکر کردهاید که با وضعیت کار در کشور ما، تهران تنها مجرای نفس کشیدن تمام ایرانیهاست و خانه داشتن در آن فقط به معنای جایی برای سکونت نیست؟