یک تشکل و هزار مشکل
چالشهای پیشروی سازمانهای مردمنهاد محیطزیستی بیشتر از آن است که بتوان به خروجی واحدی از آن دست یافت اما شاید اولین نقد را باید به خود این تشکلها وارد دانست و آن هم وابستگی بیش از اندازه این سازمانها به نهادهای دولتی است. این در حالی است که ماهیت حضور این تشکلها ایجاب میکند آنها مستقل باشند و اتفاقا سیاستهای دولتی را همسو با فعالیتهای خود کنند، این وابستگی گاه باعث شدهاست روحیه مطالبهگری سازمانهای مردمنهاد هم زیر سوال برود. در این میان به این نکته هم باید اشاره کرد که اساسا خود دولتها چقدر به مشارکتهای مردمی در این حوزه باور دارند؟ چرا که گاه دولتی با اعتقاد به مشارکتهای مردمی بر سر کار میآید و به تبع آن رشد و جهشی در ظهور و فعالیتهای این سازمانها شاهد هستیم، در ادامه آن بسیاری از فعالیتها و برنامهریزیها صورت میگیرد اما با تغییر دولتها این سیاستها هم تغییر پیدا میکند چرا که دولت تازه احتمالا باوری به حضور و مشارکت این سازمانها ندارد. این اتفاق از جمله پیامدهای چسبندگی بیش از اندازه برخی سازمانهای مردمنهاد به نهادهای دولتی است. پیامد دیگر این تغییر مداوم سیاستها غالب شدن نگاه امنیتی به فعالیتهای محیطزیستی این سازمانهاست. در حالی که این مشکل میتواند به وسیله تعامل با خود این سازمانها حل شود. ما بخش قابل توجهی از زندگی خودمان را وقف کارهای داوطلبانه کردهایم به این مفهوم که بیشتر از مردم عادی دغدغه آبادانی این کشور را داریم اما نکته اینجاست که تخصص ما در این حوزه چیز دیگری است. به عنوان مثال در انجمن یوزپلنگ ایرانی ما در حوزه پایش جمعیت، شناسایی نیازهای حفاظتی و تامین مالی برای کارهای حفاظتی از یوزپلنگ ایرانی تخصص داریم اما نمیتوانیم تشخیص بدهیم افراد به چه انگیزهای کمک مالی به این انجمن داشتهاند اما به تجربه میدانیم که یکسری اطلاعات و دادهها را در اختیار عموم قرار ندهیم. خیلی از اوقات حتی دوستان ما در تشخیص دادههای حساس دچار تردید و مشکل هستند چرا که در این حوزه تخصصی ندارند و کاربری آنها از این دادهها به منظور حفاظت از محیطزیست است و بس. نگاهی به حضور تعداد زیادی از سازمانهای مردمنهاد هم آسیب دیگر این سازمانها را نشان میدهد، تعداد بسیار زیاد تشکلهای محیطزیستی لزوما به معنای افزایش کیفی فعالیتهای آنها نیست. به این مفهوم که هر چه تعداد این نهادها بیشتر باشد لزوما به معنای بهبود وضعیت ما در حوزه محیطزیست نخواهدبود. جالب اینکه از میان حدود 900 سازمانهای مردمنهاد محیطزیستی در حال حاضر تنها یک تشکل در رابطه با حفظ گونه یوزپلنگ فعالیت میکند، در حالی که این گونه در خطر از مهمترین گونهها و به نوعی نماد محیطزیست ایران است. فارغ از این موضوع طی سه دهه گذشته میتوان حتی به چشم دید که سه برابر شدن تعداد این سازمانهای مردمنهاد به افزایش آگاهی عمومی نسبت به محیطزیست ختم نشدهاست.