اگر بلوطی باقی بماند!
سیدابراهیم رئیسی، رئیسجمهور کشورمان آخر هفته گذشته مهمان مردم خونگرم لرستان در غرب کشورمان بود. نکته حائز اهمیت سفر رئیسی اما توجه ویژه او به همه حوزهها و بخشهای استان بود، از کشاورزی و صنعت و کارخانههای نیمهفعال بگیر تا مبحث میراث فرهنگی و گردشگری و محیطزیست و منابع طبیعی. جالبتر از بازدید و توجه رئیسجمهور به قلعه فلکالافلاک خرمآباد و تاکید بر رسیدگی به آن تا ثبت جهانیاش، شاید توجه وی و هیات همراهش به جنگلهای روبه نابودی زاگرس و تهیه سند حمایت از این جنگلهاست که رئیس سازمان جنگلها در لرستان خبر از بررسی آن در کمیسیون زیربنایی دولت داد.
بحث تخریب جنگلهای ارزشمند زاگرس و بهویژه جنگلهای بلوط حالا سالهاست که زبانزد عام و خاص شده و طرحهای خرد و کلان بسیاری هم در دولتهای گذشته برای خاتمه دادن به روند تخریبی آن تصویب و بعضا اجرایی شده اما میتوان ادعا کرد که هیچیک تقریبا تاثیری نداشته و امروزه این جنگلهای مولد آب و حیات با سرعت عجیبی در حال تخریب و نابودیاند. این را میشود همین حالا با یک بازدید میدانی کوچک از شهرستانهایی چون دورود که از کانونهای مهم جنگلهای بلوط لرستان هستند، فهمید؛ آنجا که در کنار زوال بلوطها بهواسطه خشکی و بیماری، محلیها بیمحابا و بیدردسر هر روز به جان صدها بلوط چندده یا چند صدساله میافتند و آن را بریده و تکهتکه کرده و آتش زده و زغالش را بار خودروی سواری و باری خود کرده و بدون ترس از ایست و بازرسی به بازارهای دورود و شهرستانها و استانهای همجوار منتقل میکنند، یا آنجا که مافیاهای چوب، یکی بعد از دیگری کمر بلوطها را شکسته و بریده و سوار بر وانتها به صنایع چوببری و مبلمانسازی شهرستانهای اطراف میرسانند یا آنجا که در نبود نفت و گاز و سوخت، بلوطهای نهال و کهنسال یکییکی داخل بخاری و اجاقهای مطبخ روستاییان پرتاب شده و صدای جلز و ولز و ناله سوزناکشان فضای خانه را پر میکند. جنگلهای زاگرس و درختان بلوط با سرعت عجیبی رو به نابودیاند و گفته میشود دلیل عمده این تخریب و نابودیها، نبود شغل و درآمد و فقر و بیکاری است، حال آنکه کارشناسان حوزههای مختلف از جمله گردشگری در گفتوگو با جامجم تاکید کردند که این سرزمین زیبای باستانی آنقدر جاذبههای گردشگری چشمنواز و سحرانگیز و ناشناخته دارد که در صورت سرمایهگذاری روی آنها و ایجاد زیرساختهای لازم میتواند منابع بزرگی از اشتغال و درآمد برای جوامع محلی ایجاد کند و سایه تخریب به بهانه نبود درآمد و بیکاری را برای همیشه از سر جنگلهای بلوط زاگرس کم کند.
هنوز خیلی از مناطق و روستاهای کشورمان در استانهای مختلف، از نعمت شبکه گاز طبیعی بیبهرهاند. این مناطق با سهمیه فصلی نفتی که دولت به آنها میدهد، خانههای خود را در زمستان گرم نگه میدارند و عطر غذای گرم از دودکش مطبخشان به هوا برمیخیزد. شهرستان دورود لرستان یکی از همین مناطق است. کافی است سری به برخی روستاهای آن بزنید تا صف بشکههای بزرگ رنگارنگی که پشت هم ردیف ایستادهاند تا با نفت سهمیهای پر شوند را کنار معابر ببینید. اگر اخبار مربوط به سوخت زمستانه روستاییان را زیر و رو کنید، مشاهده میکنید که گلایه از کمبود سوخت نفت در زمستان مربوط به یکی دو سال اخیر نیست و از دهههای پیش، هر سال سر سیاه زمستان از مناطق زاگرسنشین به گوش میرسیده و کمتر دوا و درمانی هم داشته است، آنقدر که روستاییان خود به درمان درد خود بپردازند. درمان نبود سوخت و خانههای سرد و اجاقهای خاموش برای جنگلنشینان هم چیزی نیست جز بریدن و تکهتکه کردن درختان بلوط و در اجاق انداختن آنها؛ رویهای که سالهاست در مناطق جنگلی زاگرس از جمله روستاهای لرستان و شهرستان دورود شاهد آن هستیم. فقط این نیست البته و باید درد بیکاری و نبود درآمد را هم به نبود و کمبود سوخت در این مناطق اضافه کرد، آنهم البته اگر از سمت مسؤولان چارهای نداشته، از نظر محلیها چاره دارد؛ چارهای که چیزی نیست جز دوباره بریدن و تکهتکه کردن بلوطها و به آتش سپردن و زغال کردن و فروش آنها به بازارهای محلی و استانهای همجوار.
اینها که گفتیم قصه تکراری استانهای زاگرسنشینی است که هم سوخت گاز طبیعی ندارند و هم آمار فقر و محرومیت و بیکاری در آنها چشمگیر و بالاست، باز هم مثل لرستان که نرخ بیکاری آن به عدد 20 هم رسیدهاست. لرستانی که سومین استان پر آب در کشور است و تعداد آبشارها و رودخانهها و چشمههایش پرشمار است و دشتها و جنگلها و جاذبههای طبیعیاش تماشایی و افسونگر؛ استانی که میتواند با صنعت گردشگری ریشه فقر و بیکاری را کنده و سری توی سرها در بیاورد، اما حالا در نبود طرح و برنامه و مدیریت صحیح وجب به وجب جنگلها و سرمایههای طبیعیاش در حال تخریب و نابودی است.
بیخیالی تا کی؟
کاظم سالاروند، دهیار و عضو شورای روستای عمارت شهرستان دورود است و هر روز شاهد تردد دهها کامیونی است که بارشان زغال است و مقصدشان بازار شهر دورود، بروجرد، اراک، ازنا و...
سالاروند وقتی با ما صحبت میکند دلش پر از درد است. درد بیدردی مسؤولان محیطزیست و منابع طبیعی که هیچ قدمی برای پایان دادن به قطع رو به افزایش بلوطهای زاگرس برنمیدارند. خادمی میگوید دلیل این همه مماشات و سهلانگاری و بیخیالی مسؤولان این دو نهاد را متوجه نمیشود و تاکید میکند اگر آنها امکان و نیروی مورد نیاز برای مقابله با زغالفروشها و مافیاهای چوب را ندارند، این مهم را به مردم دلسوز محلی بسپارند.
روستای عمارت در جنوب شرقی شهرستان دورود و در 28کیلومتری آن قرار دارد. در طول این مسیر 28کیلومتری که به منطقه هولهور معروف است، روستاهای متعددی همچون توت گورکش، برآفتاب، دره چنار، جله و تی قرار دارد و سالاروند میگوید در طول این مسیر، پوشش جنگلی قابل قبولی وجود دارد که بیش از 90درصد درختان آن بلوط هستند. اما از این مسیر وقتی به سمت روستاهای منطقه راه کج میکنیم، از حجم پوشش جنگلی کم و کمتر میشود و آنجاست که فاجعه قطع درختان بلوط و نابودی آنها و عریان شدن زمین را بهوضوح مشاهده میکنید؛ عریانیهایی که روزبه روز بر حجم آن افزوده میشود.
شغل بیشتر مردم روستاهای منطقه دامداری و کشاورزی است. با این حال درآمد حاصل از آن گویا آنقدر نیست که چرخ زندگی مردم محلی را بچرخاند. برخی هم که از همین سرمایه هم بینصیبند، همین باعث شده به درآمدزایی از طریق زغال بلوط روی آورند. سالاروند اما میگوید درآمد خوب زغالفروشی از یکسو و راحتی تهیه آن و بیخیالی مسؤولان برای پایان دادن به این رویه باعث شده خانوادههایی هم که وضع مالی خوبی دارند به قطع درختان و تهیه زغال و فروش آن مبادرت کنند و این کار آنقدر فراگیر شده که در همه روستاها و کنار خانه هر روستایی یک بشکه در حال سوختن و دود کردن چوبهای بلوط مشاهده میکنید، گویا بر سر تخریب جنگل و از پا درآوردن درختان بلوط، رقابتی شدید درگرفته است.
دهیار روستای عمارت میگوید عملکرد خوب منابع طبیعی در سالهای گذشته تا حدودی باعث کاهش زغالفروشی شده بود اما در یکی دو سال اخیر و با اهمالکاری مسؤولان این اداره، تهیه زغال و فروش چوب در منطقه صد درصد افزایش یافته است.
سالاروند و بقیه اعضای شورای روستای عمارت در سالهای گذشته تلاش زیادی کردند تا با اجرایی کردن طرح گردشگری و آماده کردن زیرساختهای گردشگری از این طریق برای محلیها کسب درآمد و اشتغالزایی کنند و مانع نابودی جنگلهای زاگرس شوند اما آنطور که به ما میگویند مسؤولان ادارههای مختلف با آنها در اجرای این طرحها همکاری نکردند، اما نتیجهاش به قول سالاروند شده تردد روزانه دهها کامیون که بین 50 تا 100کیسه بزرگ زغال را فقط از روستاهای همین منطقه تهیه و برای فروش به شهرهای اطراف منتقل میکنند.
اشتغال ایجاد کنید
مشکل معیشت، دلیل عمده یا بهانه اصلی قطع درختان بلوط است که باید تا دیر نشده دولت فکری به حال آن بکند. این را مسعود خادمی، دهیار روستای درب آستانه شهرستان دورود به ما میگوید. خادمی که مدیر انجمن زیستمحیطی سبزاندیشان اشترانکوه است میافزاید بیکاری و نبود درآمد باعث شده روستاییان به تهیه و فروش زغال بلوط روی بیاورند: از یک طرف باید به مردم حق بدهیم که برای امرار معاش خانواده خود تلاش کنند، چراکه نمیتوان شاهد گرسنگی مردم بود. از سوی دیگر نمیشود چشمها را روی تخریب رو به افزایش جنگلها بست. بیشک اگر دولتها فکری به حال امرار معاش روستاییان بکنند یا شاهد تخریب جنگلها نخواهیم بود یا این تخریبها بسیار کم خواهد شد. دهیار روستای درب آستانه دلیل دیگر تخریب درختان بلوط را مافیای چوب میداند و میگوید روزانه حجم بزرگی از درختان جنگلی بریده و راهی صنایع مبلسازی استانهای همجوار میشود بدون آنکه کنترل خاصی روی این مهم صورت بگیرد که شاید دلیل آن نبود و کمبود نیرو و امکانات در منابع طبیعی باشد. بحث آفت و بیماری و زوال چوب هم سومین عامل نابودی جنگلهای زاگرس از نگاه خادمی است که اعتقاد دارد با همه سروصداهایی که تاکنون شده اصولی و کارشناسی شده به آن توجه نشده است و اگر وضع به همین منوال و با همین طرحهای کلی ادامه یابد، آفت و بیماری هم پا به پای خشکسالی و قطع درختان جنگلهای زاگرس را برای همیشه ریشهکن و نابود خواهد کرد.