جاذبههای گردشگری پرشمار، زیرساخت صفر
گردشگری یکی از پراهمیتترین مقولههایی است که امروزه کشورها با آن روبهرو هستند و برخی به نحو احسن از آن درراستای اشتغالزایی و درآمدزایی بهره میبرند؛ صنعتی که جایگزین صنایع پردردسر نفتی است و کشورهای جهان سوم باید مثل سایر کشورها آن را دنبال کنند، چراکه توانسته موتور توسعه بسیاری از کشورهای جهان شود.
متأسفانه در ایران و بهویژه لرستان از بهرهبردن از این صنعت بسیار کوتاهی شده، طوری که ما کمترین درآمد ممکن را نسبت به سایر استانها از بخش گردشگری داریم. این درحالی است که سایتهای طبیعی ، تاریخی و فرهنگی بسیار زیادی در لرستان وجود دارد که هرکدام درصورت توجه و ایجاد زیرساختهای لازم میتواند به قطب گردشگری و یک منبع درآمدی پایدار برای جوامع محلی تبدیل شود. حتی فراتر از این میتوان با درآمدهای حاصله از آن به برنامههای حمایتی و حفاظتی جنگلها هم مبادرت کرد که هماکنون از کمبود بودجه رنج میبرند.
اما این اتفاق نیفتاده یعنی به صنعت گردشگری لرستان توجهی نشده تا مردم و بهویژه جوامع محلی در نبود شغل و درآمدی که میتوانست از راه گردشگری و جاذبههای گردشگری محل زیست شان باشد به طبیعت فشار بیاورند و به قطع درختان و فروش زغال آنها اقدام کنند.
بهعنوان مثال در شهرستان دورود منطقهای وجود دارد به نام بیشه پیرتون که پاییز آن بسیار زیبا ، سحرانگیز و جادویی است و میشود در این فصل مملو از گردشگر باشد (البته با توجه به ظرفیت برد تفرجی یعنی ورود گردشگر بهاندازه برد اکولوژیکی منطقه) اما در عمل وقتی به این بیشه میروید، مشاهده میکنید حتی یک سرویس بهداشتی تمیز و مناسب ندارد و از یک پل ساده چوبی که گردشگران را از روی رودخانهای با عرض 10متر بگذراند و به بیشه برساند هم بیبهره است. در بیشه پیرتون یک غار زیبا و عجیب به نام وقت ساعت وجود دارد که میتواند به یکی از قطبهای مهم گردشگری دنیا تبدیل شود اما حتی بسیاری از مردم خودمان هم نام آن را هنوز نشناختهاند؛ غاری که چشمههای آن در ساعاتی معین میجوشند و در ساعتی خاص خاموش میشوند. در این منطقه حتی یک امامزاده به نام پیرعبدا... وجود دارد که میتواند قطب گردشگری مذهبی منطقه باشد اما یا در آن بسته است یا اگر باز باشد، داخلش سرد است و سرویسهای بهداشتیاش کثیف.
دشت ، غار ، رود و آبشار داشتهها و ثروتهای طبیعی و خدادادی مردم لرستان و شهرستان دورود هستند که میتوانند منبع عظیم درآمد برای آنها باشند و عامل بزرگی برای پایان دادن به تخریب جنگلهای ارزشمند زاگرس. حتی میوههای بلوط ریخته شده روی زمین میتواند در صنایعدستی به کار رود و پایه ایجاد اشتغال روستایی شود. این امر میسر است در صورت توجه مسؤولان استانی ، کشوری و آموزش جوامع محلی و حمایت از توانمندسازی این جوامع و حمایت از صنایع حاشیهای گردشگری و راهنمایان گردشگری. درحالی که اکنون هیچیک از این توجهات و حمایتها وجود ندارد.
این منطقه حتی گاز طبیعی ندارد و اقامتگاههای بومگردی که تأسیس شده آنقدر سرد است که اگر گذر گردشگری هم به آنها بیفتد برای اسکان شبانه خود آنها را انتخاب نمیکند و این یعنی اینکه گردشگر به منطقه میآید بدون آنکه پولی در اینجا و به نفع مردم محلی خرج کند.