printlogo


نیازمند شرکت‌های بزرگ بازی‌ساز هستیم

در سال‌های مختلف، بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای، عملکردهای متفاوتی در نحوه مدیریت داشته است و در سال‌های گذشته سیاست این‌گونه بوده که شرکت‌های قوی‌تری داشته باشیم که ماندگار باشند و به آنها کمک کنیم. اما گویا در دوران جدید رویکرد این است که بیشتر به تیم‌های کوچک‌تر و با توان مالی کمتر کمک کنیم اما در این ایام که حتی شرکت‌های بزرگ هم دچار مشکلات مالی و نیروی انسانی هستند، این رویکرد مناسبی به نظر نمی‌رسد.
اگر فقط سه شرکت خوب در حوزه بازی‌سازی داشته باشیم بهتر از این است که 20شرکت داشته باشیم که نتوانند محصول خوبی برای مخاطبان خود تولید کنند. در حال حاضر چند شرکت داریم که خوب کار می‌کنند و نیازی به حمایت مالی مستقیم ندارند و مشکل اینجاست که نمی‌توانند توسعه یافته و این توسعه پایدار را حفظ کنند و یکی از دلایلش هم نبود نیروی انسانی متخصص است. فکر می‌کنم یکی از وظایف بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای، جدی گرفتن بحث آموزش است که متاسفانه طی چهار سال گذشته در این حوزه موفق نبوده است، در حالی که پیشتر یک انستیتو با ساختمانی مجزا و تشکیلات منظم وجود داشت و درحال حاضر تبدیل به یک طبقه شده و تقریبا خروجی ملموسی از آنجا بیرون نمی‌آید.
فکر می‌کنم اولین ضعف سیاستگذاری بنیاد در اولویت‌هایش در حمایت‌های سیستماتیک از بازی‌سازان در قالب طرح ساختار حمایت همگرا این است که انستیتو و بحث آموزش در آن جایگاه بالایی ندارد. نکته دیگر این‌که بازی‌سازی چیزی است که نیازمند توسعه روابط خارجی و بین‌المللی است. این مساله در بنیادهای قبلی همیشه در اولویت بوده اما در بنیاد جدید چندان به این موضوع که نیازمند توسعه روابط بین‌الملل هستیم توجهی نمی‌شود، در حالی که در سال‌های گذشته بازی‌سازی‌های برتر در نمایشگاه‌های مختلف و ممتاز به طور جدی حضور داشتند اما در این زمینه بنیاد جدید خیلی همکاری نمی‌کند.
البته ساختار همگرا دستاوردهایی هم داشته و در عین حال می‌توانسته مفیدتر باشد اما اگر بخواهیم جامعه بازی‌سازی و تولید محصولات سرگرمی به نقطه‌ای برسد که درصد قابل‌توجهی از بازار ایران را در اختیار داشته باشد نیازمند حضور شرکت‌های بزرگی در این حوزه هستیم و باید اولویت و رویکرد اصلی را حمایت از شرکت‌های بزرگ قرار داد و طبیعتاً آنها نیز به تیم‌های کوچک‌تر کمک خواهند کرد.
نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد بحث قوانین و ضرورت‌های تسهیل آن است. البته وضع قوانین در این حوزه تا حدودی سلیقه‌ای است و با تعویض گروه‌ها، نوع نگاه و تسهیلگری شرایط متفاوتی را رقم می‌زند. در ضمن بازی‌سازی حوزه‌ای موضوعی است و وضع قوانین به ناظر بستگی دارد، به‌ویژه در مسائلی که به مجوز مربوط است با نظر افراد تغییر پیدا می‌کند و قانونگذاری در این حوزه قدری مشکل است.
اما در پایان باید به بحث گردش مالی به عنوان بخش مهمی از حوزه بازی‌سازی هم اشاره کرد. بخش بزرگی از بازار در ایران به‌ویژه بازار موبایل ساخته شده است و در حال حاضر با بازاری مواجه هستیم که گردش مالی قابل‌توجهی دارد. نکته مثبت در بازار بازی، قابلیت صادر کردن آن است. کشورهایی مانند لهستان، فنلاند، نروژ و کشورهایی که جمعیت کوچکی دارند یکی از مهم‌ترین صادراتشان سرگرمی و بازی است. دلیل مهم آن نیز وجود استعدادهایی است که در این کشورها وجود دارد. از قضا در ایران هم در این زمینه استعدادهای زیادی داریم اما متاسفانه روی آنها کار نکردیم و به آنها نگفتیم اصلا چنین حوزه‌ای وجود دارد و آنها نیز از سودده بودن این کسب و کار آگاهی لازم را ندارند، در حالی که یکی از توجیهات جدی در دورانی که با گران شدن دلار مواجه هستیم می‌تواند ساخت بازی‌هایی باشد که با هدف صادر کردن تولید می‌شوند.