printlogo


تقویت گفتمان عدالت با سفرهای استانی


 سیزدهمین سفر استانی رئیس‌جمهور با حضور در استان قم کلید خورد. اصل حضور میدانی مسؤولان در دستگا‌ه‌های اجرایی، تقنینی و قضایی در میان مردم و در بخش‌های مختلف کشور باعث تقویت گفتمان عدالت می‌شود. به این دلیل که با حضور مسؤولان مردم فرصت پیدا می‌کنند به صورت مستقیم به طرح نظرات، نقدها، ‌شکایات و موضوعات مختلف خود بپردازند. از سویی دیگر این حضور میدانی حتما در سطح مدیران و مسؤولان هم تاثیرات خاص خود را می‌گذارد. براساس آمار و ارقام و همچنین وضعیت جامعه،‌ اگر مسؤولان در نقاط مختلف کشور حضور پیدا نکنند عمده موضوعات ذهنی شان درگیر مسائلی می‌شود که دیگران در سطح دفاتر و مراکزشان برای آنها اولویت‌بندی می‌کنند و همین مساله باعث می‌شود مسؤولان از اولویت‌بندی‌های اصلی که درد مردم و مطالبه آنهاست، فاصله بگیرند و زاویه پیدا کنند. بنابراین حضور مسؤولان این فایده را دارد که آنچه در سطح جامعه به وقوع می‌پیوندد و مشکلات اصلی مردم را تشکیل می‌دهد، در ذهن آنها افق بیشتری را پیدا ‌کند. نکته دیگر این‌که حضور میدانی باعث می‌شود مسؤولان به صورت تهرانیزه شده در تصمیمات کلانشان تصمیم‌گیری نمی‌کنند بلکه منافع ملی را به صورت دقیق‌تر می‌توانند ببینند و مسائل ملی را از درون گزارش‌های واصله که امکان کانالیزه شدن مدیران را فراهم می‌کند، مورد بررسی قرار نمی‌دهند بلکه با عینیت بخشی به آنچه در بخش‌های مختلف کشور و عرصه میدان دیدند، تصمیماتی می‌گیرند که به واقعیت‌های جامعه نزدیک‌تر است. مجموعه این نکات را می‌توان جزو مزایای سفرهای استانی محسوب کرد اما در عین حال این سوال همواره مطرح است که چگونه می‌توان کیفیت سفرهای استانی را بهبود بخشید؟ به نظرم چند اتفاق باید رخ دهد. نخست این‌که در سفرهای استانی این ذهنیت برای مردم ایجاد نشود که ما با یک سفر همه مشکلات منطقه یا استان را می‌توانیم رفع کنیم. بنابراین نباید سطح انتظارات اجتماعی به واسطه این سفر فراتر از اهداف آن باشد. بلکه باید روی دو یا سه موضوع از قبل پیش‌بینی شده و مطالعه شده تمرکز شود و در کنار آن درباره رسیدگی به کارهایی که در این سفرها از زبان اقشار مختلف مردم یا بخش‌های نخبگانی استان‌ها به گوش مسؤولان رسیده و قول‌هایی هم برای اجرایی‌کردن آن داده‌شده، زمان‌بندی مناسبی صورت گیرد. مطمئنا تعیین بازه زمانی مشخص برای انجام این امور بسیار اهمیت دارد و تعیین این زمان‌بندی‌ها هم در قالب یک گزارش به افکار عمومی اعلام شود. البته ممکن است برخی برنامه‌های مصوب و زمان‌بندی شده به واسطه مشکلات و چالش‌های پیش رو قابل انجام نباشد. معتقدم دلایل ناکامی برخی طرح‌ها طی گزارشی به مردم اعلام شود. توجه به این مسائل زمینه افزایش سرمایه‌های اجتماعی را نسبت به مدیران و مسؤولان کشور فراهم خواهدکرد و برآورد سبد نظام را در خصوص این موضوع تقویت می‌کند. یکی از نکاتی که در این سفرها از سوی رئیس‌جمهور و مسؤولان دیگر مورد توجه قرار می‌گیرد، اهتمام در خصوص به پایان‌رساندن طرح‌های نیمه‌کاره و بر زمین مانده‌است. به طور کلی من اصل پایان طرح‌های نیمه‌تمام را قبول دارم و بر این باورم که هزینه‌ها و سرمایه‌هایی صرف این طرح‌ها شده البته ممکن است مجموعه تصمیم‌گیران حوزه قضایی،‌ اجرایی و تقنینی به این نتیجه برسند که ادامه یا تکمیل بخشی از طرح‌ها به مصلحت کشور نیست و حتی خسارت‌بار است. صرف‌نظر از این بخش از طرح‌ها در مجموع سرمایه‌ای از کشور با هر استدلالی صرف یک پروژه‌ای شده‌است. معتقدم رهاسازی این طرح‌ها حتی اگر در اولویت نباشند هم خسارت به کشور است. بنابراین با توجه به کمبود منابعی که در حال حاضر با آن دست به گریبانیم، بر این باورم که در فاز اول حتما باید پروژه‌های نیمه‌تمام را تمام کنیم و در ادامه،‌ دیگر پروژه‌هایی که هنوز شروع نشده با اولویت‌بندی اهم یا مهم بودن آنها در سطوح ملی به مرحله اجرایی برسد. یکی از ویژگی‌های سفرهای استانی این است که مسؤولان را با مسائل کلان ملی از نزدیک آشنا می‌کند. بنابراین نباید انتظار داشت تصمیمات رئیس‌جمهور در این سفرها صرفا براساس ذهنیت استانی مطالبه‌گران محدود شود.