printlogo


«ریکاردو بودن» در فضای درام‌های زندگینامه‌ای یک تجربه موفق از آب درآمده است
ورود به پشت صحنه زندگی
این روزها درام‌های زندگینامه‌ای زیادی تهیه و تولید و روانه پرده سینماها می‌شود. این‌طور که به‌نظر می‌رسد قطار فیلمسازی سر ایستادن ندارد و نمی‌خواهد دست از ساخت فیلم‌های شرح‌حال‌گونه بردارد. تولید فیلم‌های این ژانر سینمایی، همیشه مورد توجه و استقبال منتقدان و تماشاگران سینما قرار گرفته‌است. در این ارتباط به‌ویژه مردم عادی اشتیاق زیادی برای دانستن شرح‌حال چهره‌های معروف و داستان‌های پشت پرده و پشت صحنه زندگی‌شان دارند. آنچه افراد معروف و صاحب‌نام در زندگی‌شان انجام می‌دهند و کمتر کسی اطلاعی از آنها دارد، همیشه از جمله چیزها و مواردی بوده که کنجکاوی مردم عادی را برمی‌انگیزد و صحبت درباره‌شان روی پرده سینما، به مذاق جماعت تماشاچی خوش می‌آید. «ریکاردو بودن» هم از جمله فیلم‌هایی است که می‌تواند پاسخگوی اشتیاق بیشتر دانستن تماشاگران درباره ستاره‌ای باشد که زمانی محبوبیتی عظیم در بین خیل انبوه تماشاگران تلویزیونی داشت. این درام نه‌چندان پرتنش سینمایی، بخشی محدود اما بسیار مهم از زندگی و فعالیت‌های لوسیل بال، بازیگر کلاسیک تلویزیونی در دهه 50میلادی را به نمایش می‌گذارد.

لوسیل بال به‌واسطه مجموعه پربیننده تلویزیونی «من لوسی را دوست دارم»
به یکی از مطرح‌ترین و سرشناس‌ترین بازیگران دوران خود تبدیل شد. این مجموعه نه‌تنها میلیون‌ها آمریکایی را پای صفحه کوچک تلویزیون کشاند و نشاند، بلکه پخش و نمایش بین‌المللی بسیار موفقی هم داشت. این اتفاق هم در دورانی رخ داد که رسانه‌ها با محدودیت‌های زیادی روبه‌رو بودند و مثل امروز خبری از ماهواره، موبایل و پلتفرم‌های دیجیتالی نبود. آرون سورکین، فیلمساز غیرمتعارف سینما ریکاردو بودن را براساس فیلمنامه‌ای از خودش کارگردانی کرده‌است. تولید فیلم‌های شرح‌حال‌گونه همیشه با این مشکل اساسی همراه بوده که داستان فیلمنامه آنها قصد بیان چه چیزها و کدام یک از بخش‌های زندگی شخصیت‌های محوری‌شان را دارند. برعکس چند دهه قبل که فیلم‌های این ژانر تلاش می‌کردند تمام زندگی شخصیت اصلی خود را در فیلمی دو ساعته تعریف کرده و به تصویر بکشند، درام‌های زندگینامه‌ای امروزی تنها روی یک بخش مشخص از زندگی و فعالیت شخصیت موردنظر‌شان تاکید
و مکث می‌کنند.
 یک محدوده زمانی مشخص
ریکاردو بودن هم از همین روش استفاده کرده و داستان زندگی و فعالیت‌های لوسیل بال را در یک محدوده و مقطع زمانی کوتاه به تصویر می‌کشد. داستان فیلم، لوسیل بال (با بازی نیکول کیدمن) و بخشی از ماجراهای پشت صحنه تولید مجموعه موفق تلویزیونی‌اش را نشان می‌دهد. او اختلافاتی با دسی آرناز (با بازی خاویر باردم)، همسر کوبایی‌تبار و همبازی‌اش در مجموعه دارد. تلاش لوسی برای پنهان کردن این اختلافات راه به جایی نمی‌برد. در عین حال، لوسی با تهیه‌کنندگان مجموعه هم اختلاف دارد و حتی دو همبازی‌اش در مجموعه هم، چندان سر یاری و همکاری با او را ندارند. باردار شدن لوسی در کنار مشکلاتی که با کمیته فعالیت‌های ضد‌آمریکایی کنگره دارد (و باید در ارتباط با اتهام کمونیست بودن از خودش دفاع کند) اوضاع را برای این بازیگر محبوب و خلاق بدتر می‌کند.
شبکه آمازون که تهیه‌کننده این درام شرح‌حال‌گونه است، اوایل دسامبر آن را در سطح محدودی اکران عمومی کرد تا شانس شرکت در رقابت‌های اسکاری را داشته باشد. پخش جهانی استریم فیلم در تاریخ 21 دسامبر بود. برخورد منتقدان با ریکاردو بودن گرم بود و نقدهای مثبتی دریافت کرد. با وجود انتقاد به لحن بیانی داستان، بازی‌های کیدمن و باردم به‌شدت مورد توجه منتقدان قرار گرفت. این اولین‌بار نیست که کیدمن در قالب شخصیتی واقعی بازی می‌کند. در بین این نقش‌ها، حضور در قالب شخصیت ویرجینیا ولف، نویسنده معروف در «ساعت‌ها» برایش جوایز و تحسین‌های زیادی به همراه داشت. البته این‌بار او نتوانسته همین مقدار تحسین و ستایش را دریافت کند. اما تحلیلگران سینمایی او را یکی از گزینه‌های اصلی رشته بهترین بازیگر زن سال معرفی کرده‌اند.
کیدمن به جای  بلانشت
بحث تولید ریکاردو بودن از سال 2015 مطرح شد. با آن‌که نام سورکین به‌عنوان نویسنده فیلمنامه اعلام شد، کیت بلانشت برای بازی در نقش لوسیل بال معرفی شد. اما سال 2017 که آمازون تولید فیلم را به‌عهده گرفت، ترکیب بازیگرانش هم تغییر کرد. بلانشت که مثل کیدمن، استرالیایی‌تبار است، زمان انتخاب برای بازی در نقش لوسی گفت: «همیشه تحت تاثیر شخصیت لوسی بوده‌ام و تاثیر بسیار زیادی روی من داشته است. برای بازی در فیلم به‌شدت هیجان زده‌ام.» او بعد از
کنار گذاشته شدن از پروژه و جایگزینی کیدمن، از این بازیگر به‌عنوان هنرمندی خلاق نام برد و گفت اطمینان دارد او به‌خوبی خودش نقش لوسی را بازی خواهد کرد! سورکین برای نقش دسی آرناز به‌دنبال بازیگری برزیلی‌تبار بود. اما چند مشاور او را از این کار برحذر داشتند و گفتند انتخاب یک برزیلی برای نقش کار اشتباهی است زیرا برزیلی‌ها به‌دلیل تکلم به زبان پرتغالی (و نه اسپانیایی) نمی‌توانند لاتینی‌تبار به‌حساب بیایند. در داستان فیلم، دسی می‌گوید به‌دلیل انقلاب بلشویکی فیدل کاسترو از کوبا فرار و راهی آمریکا شده‌است. اما واقعیت این است که او سال 1933 دو دهه قبل از انقلاب چپگرایانه کاسترو  کوبا را ترک کرد.
معافیت مالیاتی
 مسؤولان کالیفرنیا سال 2019 برای تشویق هنرمندان به تولید فیلم‌هایشان در این شهر، به سازندگان ریکاردو بودن معافیت مالیاتی دادند. آمازونی‌ها که شاهد موفقیت بالای انتقادی درام اجتماعی و ضدتبعیض‌نژادی «محاکمه 7 شیکاگویی» بودند، از سورکین خواستند کارگردانی ریکاردو بودن را هم به‌عهده بگیرد. انتخاب کیدمن برای ایفای نقش لوسی با واکنش‌هایی منفی در شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو شد. صحبت‌های لوسی آرناز، دختر لوسیل و دسی در ارتباط با این انتخاب، بارها و بارها بازنشر شد.
منتقد سایت روتن تومیتوز در ارتباط با فیلم نوشت: «با وجود کارگردانی دقیق سورکین، فیلم نمی‌تواند آن جادوی برلیان‌گونه و ستاره‌ای لوسیل بال را به نمایش بگذارد. کیدمن تلاش صادقانه زیادی برای فرو رفتن در نقش خود می‌کند. اگر سورکین تصویر دقیق‌تری از لوسی ارائه می‌داد، یقینا کیدمن هم یک بازی بی‌عیب و نقص ارائه می‌داد.» لوسی آرناز بعد از دیدن فیلم، آن را کاری باشکوه تعریف کرد. او به تعریف از سورکین پرداخت و گفت او توانسته ذات اتفاقات آن دوره را به‌خوبی درک کرده و به نمایش بگذارد. در عین حال، دختر این زوج تلویزیونی اعلام کرد باردم اصلا شبیه پدرش به نظر نمی‌رسد.