printlogo


نگاهی به آوارهایی که قلب مردم را در جاهای مختلف دنیا در خود دفن کرده‌اند
آوارهای جهانی
برای ما که در طبس و رودبار و قائنات و بم و سرپل‌ذهاب، خون دل‌ها خورده‌ایم، شنیدن واژه «آوار» پیشتر و بیشتر از هر چیزی، حروف زلزله را توی ذهن کنار هم می‌نشاند. ولی خب حقیقت آن است که توی دنیای ما، آوار هم برای خودش رسالتی دارد؛ مثل آتشفشان که رسالت لبریز شدن دارد، مثل درخت که رسالت سبز شدن، مثل آتش که رسالت شعله کشیدن دارد، مثل دریا که رسالت موج موج به ساحل کوبیدن دارد؛ آوار هم رسالتی دارد و دنبال بهانه‌ای می‌گردد تا هرجا که بشود و بتواند، سایه بر سر مردم بیندازد و زلزله تنها یکی از تلخ‌ترین بهانه‌های تلخ آوار برای ایفای رسالتش است. آوار که می‌گوییم، انگار مقصود حرف این است که سقف جایی روی سرمان خراب شود، بریزد به هم و درب و داغان کند، جوری که وقتی نگاهش می‌کنی، هیچ‌ چیز شبیه قبل نباشد و دوباره ساختن‌اش بیشتر شبیه یک رویا به نظر برسد. البته! بگذریم که سقفی که آوار می‌شود همیشه آجر و چوب و آهن نیست. بگذریم که آنچه خراب می‌شود روی سرمان گاهی سقف عشق است، سقف رفاقت است، سقف شور و جوانی است. نگویم برایتان از این‌که چقدر سقف آرزو روی سرمان آوار شده و چه تلفاتی داده و چه خرابی‌هایی به بار آورده است. حتی بیایید از این هم بگذریم که چه کسانی خواسته یا ناخواسته ما را زیر سقف‌های نامرئی زندگی تنها گذاشتند، مثل زلزله لرزاندند، مثل گردباد چرخاندند و مثل انفجار ترکاندند. ما هم از زیر آوار و لابه‌لای خرده‌احساساتی که روی سر و صورت‌مان ریخته و جلوی چشم‌مان را گرفته بود، درحالی‌که صدای نفس‌های ترسیده و بغض‌آلودمان را می‌شنیدیم، رفتن‌شان را تماشا کردیم. باید بگذریم از این‌که چند بار خودمان، خودمان را از زیر آوار بیرون کشیدیم و چند نفرمان همین حالا هم که روبه‌روی هم می‌نشینیم و می‌نویسیم و می‌آییم و می‌رویم هنوز زیر آوار هستیم؛ بگذریم... . حرف این است که آوار فقط سهم دل من و دور از جان زندگی شما نیست؛ آوار دور می‌زند و هرجا بتواند زندگی را بر‌هم می‌زند، پس بیایید برایتان از سهمگین‌ترین خرابی‌های همین چند سال اخیر بگویم، آوارهایی که مسلمان نشنود کافر نبیند.

عروس خاورمیانه زیر آوار
همیشه که خشم طبیعت و سیل و زلزله و توفان نیست. یادتان هست؟ گفتم که گاهی خواسته یا ناخواسته خودمان آوار می‌شویم سر خودمان و دیگران.
عصر ۴ آگوست ۲۰۲۰ یک فیلم کوتاه در فضای مجازی دست به دست شد. عروس و داماد لبنانی در یکی از مناطق نزدیک به بندر بیروت، در حال فیلمبرداری از مراسم خود بودند که موج انفجاری عجیب، همه شیشه‌های خانه‌های اطراف را پودر می‌کند، دوربین از کنترل خارج می‌شود و همه بر زمین می‌افتند.
۲۷۵۰ تن آمونیوم نیترات که در گمرک بندر بیروت، حادثه‌ای عجیب و غریب را رقم زد. انفجاری که گفته می‌شود یکی از قوی‌ترین انفجارهای غیرهسته‌ای تاریخ بوده است و اگر بخواهیم معادل‌سازی کنیم تا تصور دقیق‌تری داشته باشیم باید بگوییم حدود «۱۰۰۰ تن تی‌ان‌تی» در بندر بیروت منفجر شد.
انفجار به اندازه یک زلزله ۳/۳ ریشتری قدرت داشت که در کشورهای مجاور احساس شد؛ موج انفجار، ساختمان‌های اطراف را تا شعاع قابل‌توجهی تخریب کرد. آوار، این بار ۲۲۰ نفر را کشت، حدود ۷۰۰۰ نفر را زخمی کرد، بیش از ۱۱۰ نفر مفقود شدند و بیش از ۳۰۰ هزار نفر را بی‌خانمان؛ یک خسارت ۱۵ میلیارد دلاری! خواسته یا ناخواسته...
آوار اشک آدم را درمی‌آورد؛ فرماندار بیروت که خودش را به محل حادثه رسانده بود گریه می‌کرد و می‌گفت: «این اتفاق فاجعه‌ای ملی بود.» حق داشت! بیروت پایتخت لبنان است و لبنان به عروس خاورمیانه مشهور! نیمی از قلب عروس خاورمیانه با این انفجار زیر آوار رفت.





توفان‌های به فنادهنده
شاید به خیال من و شما و بر‌اساس همان مثل قدیمی، «هرچه سنگ است برای پای لنگ باشد» ولی اینطورها هم نیست. همین اول کاری برایتان از «توفان مایکل» می‌گویم که خرابی بی‌سابقه‌ای در شمال‌غربی فلوریدای آمریکا به بار آورد که به گفته ساکنان محلی و شاهدان عینی، فردای آن روز، فلوریدا به یک شهر جنگ‌زده شبیه بوده که روزها زیر حمله آتش دشمن قرار گرفته است.
چهارشنبه دهم اکتبر سال 2018 میلادی به شمال غرب فلوریدا سهمگین‌ترین توفان ممکن پا به این منطقه گذاشت که باعث سیل در شهرهای ساحلی شد و خانه‌های زیادی را زیر آب برد. «مایکل» از سطح دریا آغاز شد و تا زمانی که به خشکی برسد بیشترین قدرتی که یک توفان دریایی می‌تواند داشته باشد را به دست آورد و قدرتش به درجه پنج رسیده بود؛ تا حدی که درختان تنومند را از خاک مثل شمع از کیک تولد بیرون می‌کشید و خانه‌ها را از زمین جدا می‌کرد و مثل پفک‌نمکی با خودش این طرف و آن طرف می‌برد. مایکل سازه‌های فلزی پارکینگ طبقاتی کشتی‌های تفریحی فلوریدا را با همه کشتی‌هایش، توی مشت مچاله کرد و حتی توانست قطار باربری با هزاران تن وزن را واژگون کند.
این توفان دست آخر بیش از 40 قربانی گرفت، صدها نفر را مصدوم کرد و میلیون‌ها دلار خسارت بر‌جا گذاشت.
اما مایکل با همه سر و صدا و بریز و بپاشی که کرد باز هم در صدر خوف‌ترین توفان این چند سال قرار نگرفت. «هاگی‌بیس» شدیدترین توفان ژاپن در 60 سال گذشته بود که ۱۲ اکتبر 2019 زندگی مردم توکیو را مختل کرد؛ گردبادها و باران‌های سیل‌آسا همه‌ چیز را تعطیل کرد و ماشین‌های بی‌سرنشین، درخت‌ها و سقف خانه‌ها در خیابان‌های شهر به در و دیوار کوبیده می‌شدند.
یادتان هست گفتم آوار دنبال بهانه می‌گردد تا خراب کند؟ نمونه‌اش همین توفان هاگی‌بیس که خودش کم بود؛ هیچ! هم‌زمان یک زلزله 7/5 ریشتری هم توکیو را لرزاند و مصداق همان مثل قوز بالا قوز شد.
با گذشت دو سه سال، هنوز فیلم‌ها و تصاویر این توفان‌ها در فضای مجازی پربازدید است؛ آدم‌هایی که خودشان را به تنه درخت گره زده‌اند؛ سقف‌هایی که از جا کنده می‌شوند؛ ماشین‌هايی که توفان آنها را به جای زمین روی درخت پارک کرده است و خیابان‌هایی که به جای آدم، خانه از عرض آنها عبور می‌کند. توفان بهانه خوبی برای آوار است.



آوار، نارفیق قدیمی فلسطینی‌ها
ده‌ها سال است که فلسطینی‌جماعت به آوار خو کرده و دل از خاک خود نمی‌کَنَد. ده‌ها سال است آوار در فلسطین منتظر سیل و زلزله نمی‌ماند. مثالش همین چند ماه پیش که جنگنده‌های اسرائیلی، چند منطقه در غزه را هدف گرفتند؛ زمین‌های کشاورزی، خیابان‌ها و مناطق مسکونی و غیرنظامی را تخریب کردند و با ده‌ها حمله هم‌زمان آواری دیگر بر سر مردم ریختند.
تقریبا خیابان سالمی باقی نماند و ساختمان‌های مسکونی بسیاری بمباران شدند. اسرائیل حتی یک مجتمع پزشکی در غرب را بر سر بیماران و مجروحان آوار کرد. ده‌ها حمله هوایی همزمان دود غلیظی را در غزه به راه انداخت.
اسرائیل فقط در موردی که برایتان گفتم، بیش از 400 نفر از‌جمله
۵۸ کودک و ۳۴ زن را دفن کرد و 40 هزار نفر آواره و بی‌خانمان شدند.
اما بعد از این حملات در فضای مجازی بیش از آن‌که تصاویر آوارها و خرابی‌ها منتشر شود، فیلم نجات یک شهروند فلسطینی بازدید داشت که زیر آوار گیر افتاده بود و مردم پیدایش کرده بودند. یک سنگ برداشته شد؛ یک دست خاکی و پرخون بالا آمد و دست کسی را که از روی آوار صدايش می‌زد، چنگ زد. گریه مردم که با فریاد خدا را صدا می‌زدند؛ شاید به‌قدر یک انفجار در شهر پیچید.
حرف این است که آوار فقط برای ما نبوده و نیست. آوار دنبال بهانه است و از تیر عشق یار تا تیرآهن برایش فرقی نمی‌کند، رسالتش خراب شدن روی سر ما و زندگی‌مان است. رسالت ما البته روشن است؛ نجات پیدا کردن و نجات دادن.