کلانشهرها و حیات فرهنگی کشور
کلانشهرهای ایراناسلامی در عصر حاضر محل زندگی اقوام و طوایف گوناگون با زمینههای فرهنگی و تربیتی کاملا متفاوت است. باور به این موضوع مهم که تنها امرفرهنگ است که میتواند زمینه گفتوگو میان شهروندان را مهیا کند، مهمترین عاملی است که میتواند زندگی جمعی گروههای مختلف قومی، دینی و اجتماعی را در کلانشهرها تسهیل کند. بهکارگیری برنامههای فرهنگی هدفمند در جهت شیوههای مناسب زندگی در یک محیط چندفرهنگی است.
امروزه یکسانسازی فرهنگی و جداسازی ملل شرق و بهخصوص ملل اسلامی از هویت ملی و دینی خود سیاستی است که با قدرت از سوی نهادهای قدرت و ثروت در حال اجراشدن است. بدون شک تنها ابزار توانمند برای مقابله با هجمههای همهجانبه، تکیه بر داشتههای خودی و بهکارگیری اندیشمندانه میراثفرهنگی است.
در سطوح مدیریتی کلانشهرها نباید در آستانه ورود به قرنجدید با تعدد تصمیمگیری متولیان در امر فرهنگ روبهرو باشد. فرهنگ که میتواند بهعنوان یکی از کارآمدترین عوامل در ایجاد وحدتملی و تقویت هویت ایرانی نقش ایفا کند به جهتگیری واحد و هدفمند در سطح کلان نیاز دارد.
حفظ نگاه سنتی به موضوع فرهنگ و بهرهنبردن از نظریههای جدید، راهکارها و ابزارهای مرتبط با آن در سیاستهای اجرایی از دیگر مسائل قابلمشاهده در حوزه فرهنگ در سطح کلانشهرهاست. همچنان که ساخت کتابخانه و حوزههای علمیه و مساجد و دیگر فضاهای فرهنگی بهعنوان تنها اقدامات قابلاجرا از سوی مسوولان نگریسته میشود در حالی که برنامهریزی هدفمند فعالیتهای انجامگرفته در این فضاها در ارتباط با نیازهای جدید استفادهکنندگان و پرورش روحیه خلاقیت و نوآوری ضروری بهنظر می رسد.
امروزه ظهور فضایمجازی و گسترش استفاده از شبکههایاجتماعی در بین جوانان بر سبکزندگی و گذران وقت آنان تأثیر گذاشته است. سرگرمی، گذران وقت و کنار آمدن با تنهایی، احوالپرسی از دوستان و آشنایان، در جریان اوضاع و احوال جامعه قرار گرفتن و دانلود مقاله و کتاب، به ترتیب مهمترین انگیزهها برای استفاده از شبکههایاجتماعیمجازی است.
کمبود شدید فضاهای فرهنگی در سطح کلانشهرها و پراکندگی نامناسب آنها از دیگر مسائلی است که نیازمند دقت و توجه خاص است.نبودمدیریت واحد فرهنگی در سطح کلانشهرها و پراکندگی نامناسب این فعالیتها و فضاهای مرتبط با آنها در سطح آنها و کمبود شدید فضاهای فرهنگی موردنیاز در مجموع سه ضعف قابلمشاهده در ارتباط با شبکه فعالیتهای فرهنگی در کلانشهرها به حساب میآیند. نبود تعریف روشن از توسعه برنامه فرهنگی در شهرهای بزرگ، تعدد اهداف و برنامهها، نظام آماری و اطلاعات غیرشفاف و ناکارآمد، برنامههای بلندپروازانه و غیرواقعی و فقدان نگاه آیندهشناسی در تدوین برنامه توسعه فرهنگی آسیبهای این حوزه است.
تدوین استراتژی توسعه فرهنگی و مشارکت در بخش خصوصی میتواند بسیاری از موانع و بازدارندگیها در برنامههای توسعه فرهنگی را از بین ببرد. توجه به زیرساختهای توسعه صنایع فرهنگی، اهمیتدادن به آموزش و پرورش و تعلیم نیروی کار متخصص منطقهای و خلاق در زمینه هنر و فرهنگ و رسانه، توجه به رابطه صحیح بین دولت و بخشخصوصی در سطح کلانشهرها، اصلاح سیستم پولی و مالی متناسب با توسعه، استراتژی تشویق و توسعه صادرات محصولات فرهنگی و صنایع خلاق هنری و فرهنگی، برخی از اولویتهای گامبرداشتن در توسعه فرهنگی بهحساب میآید. توسعه فرهنگی در ایران اسلامی باعث برجستهکردن نقش و جایگاه فعالان حوزه فرهنگ اقتصاد رسانه و هنرمندان خلاق و جوانی خواهد شد و با ترویج و توسعه محصولات متنوع فرهنگی اقدامی جهانی با بهره جستن از ظرفیتهای بومی و منطقهای درخصوص دفاع از سیاستهای فرهنگی و هنری جمهوری اسلامی خواهد بود.