printlogo


چند دهه سوءتفاهم


پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، روسیه و غرب به انجام معاملاتی دست زدند که به حفظ امنیت اروپا کمک کرد. معاهده آسمان‌های باز در سال 1992 که به دنبال سند وین انجام شد، به امضاکنندگان اجازه داد  مأموریت‌های شناسایی را از طریق سرزمین‌های یکدیگر برای جمع‌آوری اطلاعات در مورد فعالیت‌های نظامی انجام دهند. منشور جاه‌طلبانه پاریس در سال 1990 اعلام کرد دوران تقابل و تقسیم اروپا به پایان رسیده است. یادداشت تفاهم سال 1994 بوداپست در مورد تضمین‌های امنیتی برای اوکراین، تسلیحات هسته‌ای کی‌یف را به روسیه فرستاد و در ازای آن مسکو، بریتانیا و ایالات متحده قول دادند به تمامیت ارضی اوکراین احترام بگذارند. قانون تأسیس ناتو ـــ روسیه در سال 1997 مکانیسم‌هایی را برای همکاری دو طرف ایجاد کرد که نشان‌دهنده نقطه بالایی در همکاری است.
اما در طول دهه بعد، روابط بین دو طرف بدتر شد. پوتین سال 2000 به قدرت رسید و با گسترش بیشتر ناتو در سال 2004، روسیه به‌تدریج از غرب ناامید شد. زمانی که واشنگتن جنگ را در عراق آغاز کرد و پس از انقلاب‌های رنگی در گرجستان در سال 2003 و اوکراین در سال 2004، روند اختلافات افزایش یافت. در همین حال پس از آغاز جنگ دوم چچن توسط روسیه، غرب نسبت به مسکو ناامید شد. روسیه هم به گرجستان حمله کرد و آبخازیا و اوستیای جنوبی را به عنوان کشورهای مستقل در سال 2008 به رسمیت شناخت. الحاق کریمه در سال 2014 و سپس حمایت از جدایی‌طلبان در شرق اوکراین، این روند را تداوم بخشید.
قراردادهای امنیتی اروپا در دو دهه قبل شروع به شکست کردند. روسیه اجرای معاهده CFE را در سال 2007 متوقف کرد. پوتین پس از آن تقریبا تمام توافق‌نامه‌های امنیتی اروپایی و بین‌المللی را که پیشینیان او در کرملین امضا کردند، کنار گذاشت. ایالات متحده هم در سال 2011 اجرای تعهدات خود را در CFE را متوقف کرد و در زمان ترامپ از معاهده‌های INF و آسمان‌های باز نیز خارج شد. اسناد وین امروز پس از چند دهه اختلاف، امضای معاهده امنیتی میان روسیه و غرب، سخت است. آنها اعتقاد کمی به یکدیگر دارند و دلایل زیادی برای سوءظن دارند.
اما معماری امنیتی اروپا نیاز به تغییرات واقعی و تجدید نظر خلاقانه دارد. آنها‌ باید با گام‌هایی در جهت اصلاح شفافیت شروع کنند که به هر کشور اجازه می‌دهد تا فعالیت‌های طرف مقابل را زیر نظر داشته باشد و اقدامات یکدیگر را بهتر پیش‌بینی کند. در حال حاضر روسیه، ایالات متحده و اروپا اطلاعات کمتری در مورد استقرار سربازان و تسلیحات رقیب نسبت به هر زمان دیگری پس از پایان جنگ سرد دارند. یک معامله بزرگ جدید در مورد امنیت اروپا می‌تواند همه امضاکنندگان را متعهد به نظارت مکرر بر استقرار نیروها، سلاح‌ها و تمرین‌های نظامی کند.
دولت بایدن می‌تواند محدودیت‌هایی را برای دفاع موشکی در اروپا پیشنهاد کند. واشنگتن می‌تواند بپذیرد از استقرار سامانه‌های دفاعی در شرق اروپا خودداری کند. ممکن است این یک امتیاز بزرگ از سوی ایالات متحده به نظر برسد اما این‌طور نیست، زیرا سامانه‌های پدافندی آمریکا که هم‌اکنون در شرق اروپا مستقر هستند هیچ کارایی در برابر تسلیحات استراتژیک روسیه ندارند. در حالت ایده‌آل هم روسیه و هم ایالات متحده دوباره به معاهده INF ملحق می‌شوند و به طور قابل اعتمادی آن را اجرا می‌کنند.
برای آغاز این مذاکرات بلندپروازانه، همه رهبران کشورهای درگیر در بحران اوکراین از جمله بایدن و پوتین می‌توانند امسال در هلسینکی ملاقات کنند. این کشورها سپس نمایندگان ویژه‌ای را در آنجا مستقر خواهند کرد که به رایزنی درباره توافق جدید بپردازند. این مذاکرات حتی اگر به توافق نهایی منجر نشود، موفقیت‌آمیز خواهد بود زیرا کشورهای درگیر در بحران اوکراین احتمالا تا زمانی که دیپلمات‌ها با هم گفت‌وگو دارند از درگیری خودداری می‌کنند تا ببینند از توافق چه نتیجه‌ای حاصل می‌شود. این تأخیر ممکن است به طور جامع مسائل پیرامون اوکراین یا اروپا را حل نکند اما به هر حال هرقدر بتوان یک جنگ احتمالی را به تأخیر انداخت، نکته مثبتی است که نباید از آن غافل شد.
منبع: فارین افرز