به بهانه عزل سرپرست فرمانداری رفسنجان، مروری داریم بر چند برخورد توهینآمیز مسوولان با خبرنگاران در چند سال اخیر
دیوار همیشه کوتاه اهالی رسانه
در حافظه پر از خاطره هر خبرنگاری همیشه یک جای مخصوص برای توهینهایی که شنیده است وجود دارد. اسمش را شاید بشود گذاشت بایگانی سیاه یا اتاق شکنجه. چون هر وقت که قفل آن باز میشود و خاطرات به بخش خودآگاه ذهن میآید مثل این که آن حادثه زنده شده است، چهرهها در هم میرود و حرصها خورده میشود و سیاهیاش توی ثانیههای اکنون پف میشود. یک خبرنگار هرچه پرسابقهتر، پرخاطرهتر و هرچه سختکوشتر و پیگیرتر، زخمخوردهتر.
زخمی که برخی مسوولان به یک خبرنگار میزنند گاه به قدری عمیق است که درد آن به جامعه هم منتقل میشود مثل همه خبرنگارانی که تا حالا کتک خوردهاند یا الفاظ زشت بر سرشان باریده و پشتبندش تن افکارعمومی هم لرزیده است. برخی توهینها اما هر روزی است و صدایش درنمیآید و لاجرم در کنج دل خبرنگار تهنشین میشود مثل همه لحظههایی که مسوولی در یک مصاحبه خصوصی سرش داد میزند، او را متهم به بیسوادی و ندانستن میکند، دیر به قرار حضوری مصاحبه میرسد و به روی خودش نمیآورد، از پشت تلفن جواب سلام خبرنگار را نمیدهد یا جواب سربالا تحویل میدهد، کلام خبرنگار هنوز منعقدنشده تلفن را قطع میکند، با دهان پر حرف میزند و از روی بیحوصلگی خمیازههای کشدار میکشد. برای برخی مسوولان، توهین یک رویه شده است. آنها خودشان را بالا جانمایی کردهاند و اهل رسانه را پایین، خودشان را مقدس فرض کردهاند و خبرنگار را بیبها. این جور مسوولان حال جامعه را بد میکنند و بذر ناامیدی میپراکنند، مسوولانی که خیلیهایشان زخم را زده و توبیخ هم نشدهاند که حتی همچنان در همان پست و مقام مانده و دوباره با همان لحن صحبت کردهاند. دیروز ولی یک اتفاق متفاوت افتاد و یکی از مسوولان اینچنینی عزل شد چون حرمت خبرنگار و وظیفه پاسخگویی خودش را از یاد برده بود. این تصمیم قاطعانه که ای کاش پیشتر هم رخ داده بود حالا بهانهای شده است برای مرور چند مورد از تلخترین برخوردهای توهینآمیزی که در سالهای اخیر عدهای بر خبرنگاران روا داشتهاند.
تکرار کنی میزنم توی دهانت
توهین کننده: سرپرست فرمانداری رفسنجان
زمان: اسفند 1400
سرنوشت توهینکننده: عزل شد
ماجرا داغ داغ است و مربوط میشود به نشست مطبوعاتی دو روز پیش علیاکبر پورمحمدی، سرپرست فرمانداری رفسنجان که این مسوول محلی در توهین به خبرنگار رکورد زد. در بخشی از این نشست یکی از خبرنگاران از وی میپرسد چرا با انتقال آب رودخانه شهرستان رفسنجان به یکی از پروژههای بخش خصوصی موافقت کردهاید. حال آن که مالک این پروژه که یکی از افراد معروف است پیش پای شما شتر کشته است.
فرماندار که جا خورده است اول با تعجب میپرسد «من؟ » و بعد که تایید خبرنگار را میشنود میگوید« حواست جمع باشه، یکبار دیگه تکرار کنی میزنم توی دهانت» و خبرنگار میگوید خیلی ممنون.
همین برخورد تند و زننده موجب عزل توهینکننده و این واکنش سخنگوی دولت شد که« دوران بدزبانی با خبرنگاران گذشته است».
خبرنگاران مگساند
توهینکننده: استاندار سیستان و بلوچستان
زمان: دی 1399/ تیر 1400
سرنوشت توهینکننده: عذرخواهی با اکراه و ادامه فعالیت
استاندار سابق سیستان و بلوچستان که تا پایان عمر دولت دوازدهم هم اتفاقا بر سر کار ماند دو بار به خبرنگاران دو توهین سنگین کرد. اولین بار در جلسه دی ماه شورای برنامهریزی و توسعه استان در سال 99 که خبرنگاران از او درباره علت صفهای طویل پمپ بنزین، کمبود سیلندر گاز و صفهای طولانی نانواییها پرسیدند که وی در پاسخی شوک آور گفت «خبرنگاران کار مگس را میکنند، نه کار زنبور عسل را و اگر جایی فضلهای باشد میروند و روی آن مینشینند» و منظورش دیدن کم و کاستیها توسط
خبرنگاران بود.
با این حال موهبتی، همچنان استاندار ماند تا تیر1400 که هفتههای پایانی عمر دولت بود و او در قاب تلویزیون مشغول مصاحبه زنده بود که به علت شروع مصاحبه با معاون کل وزارت بهداشت، استاندار از کادر تصویر خارج و همین بهانهای برای شروع توهین به خبرنگار شد.
الفاظی که او به کار برد هیچ گاه فاش نشد اما همه جا درباره اش نوشتند «القاب زشت و زننده».
سوالهای بدی میپرسید
توهینکننده: نماینده مجلس
زمان: شهریور 95
سرنوشت توهینکننده: بدون عذرخواهی بخشیده شد
در مجلس دور قبل نادر قاضیپور، نماینده شهر ارومیه یکی از جنجالیترینها بود که سرانجام خودش نیز ماجرای توهین به خبرنگاران را کلید زد. ماجرا این بود که یکی از خبرنگاران پارلمانی به رسم همه مجالس در راهرو جلوی نماینده را گرفته و از او سوال میپرسد اما بعد از دقایقی، نماینده شروع به توهین و کتککاری میکند.
این برخورد فیزیکی با خبرنگار به قدری جنجال آفرین بود که
چند نماینده مجلس به جای فرد خطاکار از خبرنگار عذرخواهی کردند؛ کاری که قاضی پور نکرد و در عوض برای کارش عذر و بهانه آورد. او گفت: «من بهسرعت به دیدار مردمی میرفتم که چند نفر از خبرنگاران به سمتم آمدند و به سوالات چند نفرشان پاسخ دادم اما یکی از آنها با سماجت سوال بد میکرد. واکنشی به شوخی از سوی بنده نسبت به این خبرنگار صورت گرفت اما باز با این حال به فکر این بودم که به سرعت و چون تراکتور از کنار این خبرنگار عبور کرده و به کارهای دفترم برسم».
به گفته خبرنگاری که مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود این نماینده مجلس هیچ گاه از وی عذرخواهی نکرد درحالی که تا پایان دوره مجلس نیز به عنوان وکیل ملت در ساختمان بهارستان باقی ماند.