لذت مزاحمت!
یک شوخی کلامی رایج میان کاربران فعال فضای مجازی وجود دارد که گویای مواجهه شگفتآور آنها در برابر برخی از اخبار است. آنها معمولا پس از این خبر میگویند «بعد از این همه چیز تکراری خواهد بود» اما جریان اتفاقات هر بار شگفتی تازهای به همراه دارد، شگفتیای که آن را نیازمند پژوهشهای جدی در برابر چرایی جریان این اتفاقات میکند.
به این آمارها دقت کنید با این پیشفرض که این آمارها مربوط به همین ماه اسفند است. سرپرست اورژانس تهران گفته است از 55هزار و 200 تماس با مرکز اورژانس تهران تعداد ۴۶۸۴ تماس، مزاحم بوده است که متأسفانه این مزاحمتها نسبت به هفته گذشته ۲برابر شده است.
سخنگوی سازمان اورژانس کشور هم اعلام کرده «حدود ۲۰ تا ۳۰درصد تماسهای اورژانس مزاحمان تلفنی هستند.» و عجیبتر از این دو اینکه رئیس سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی شهرداری اهواز خبر داده در یک سال گذشته بیش از ۲۰۷هزار تماس با سازمان برقرار شده که ۷۵درصد از تماسها مزاحمت تلفنی بوده است.
یعنی در روزگاری که جمعیت قابلتوجهی از مردم گرفتار وضعیت معیشتی خود هستند و دارند با نابسامانیهای اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند 75درصد تماسهای آتشنشانی یک شهر را مزاحمان تلفنی تشکیل میدهند؟ چه لذتی در مزاحمت است؟ تنها در یک سال گذشته به گواه گفتههای سخنگوی قوه قضاییه 146 هزار مزاحمت تلفنی منجر به تشکیل پرونده شده است. هیچ آسیبشناسیای در این ارتباط صورت نگرفته و میان بسیاری از فعالان حوزه اجتماعی کسی به این موضوع توجهی نشان نداده که این میل به مزاحمت در این ابعاد از کجا نشات میگیرد؟
آیا شاهد یک اپیدمی روانی در جامعه هستیم که میخواهد با اعمال خشونتی به نام مزاحمت به نوعی خودش را تسکین دهد؟ روانشناسان میگویند کسانی که جرات و شهامت ندارند، اعتماد به نفسشان پایین است و نمیتوانند راحت حرفشان را بزنند از روش پرخاشگری منفعلانه استفاده میکنند تا خشم و ناراحتیشان را نشان دهند و ایجاد مزاحمتهای تلفنی هم یکی از این روشهاست. با این تعریف، یعنی نزدیک به 75درصد شهروندان تهی از اعتماد به نفس هستند؟ فارغ از این مزاحمتها آیا این موضوع نگرانکننده نیست؟