printlogo


تابستان 1400، تابستان سخت و عجیبی بود؛ یک فصل سیاه کرونایی که با واکسیناسیون گسترده به پایان رسید
داغ‌ترین تابستان قرن
تابستان امسال با اوج قدرت‌نمایی سویه دلتا در کشور همراه بود؛ سویه جدیدی که خانواده‌های زیادی را درگیر کرد. با این‌که همه کارشناسان و متخصصان، از شدت بالای این سویه جدید می‌گفتند اما شاید کمتر کسی فکرش را می‌کرد که این سویه بتواند چنان خیز بلندی بردارد که بی‌سابقه‌ترین آمار خود را در کل تقویم کرونایی کشور بر جای بگذارد. رکوردشکنی پشت رکوردشکنی بود که از گوشه و کنار به گوش می‌رسید؛ رکوردهایی که تنها محدود به ابتلا و بستری نشد و آمار مرگ و میرها را هم در بر گرفت. آنقدر که آخرین روزهای مردادماه، تعداد مبتلایان روزانه به 50زار نفر رسید و در اولین روزهای شهریور ماه، رکورد مرگ و میر ناشی از ابتلا به این بیماری، به بیشتر از 700 نفر در بیست و چهار ساعت رسید. آمار و خبرهایی که تابستان سال 1400 را تبدیل به تابستانی نفسگیر کرد.

چیزی از اولین روزهای تابستان نگذشته‌بود که هشدارهای وزارت‌بهداشت شروع شد؛ اعلامیه‌هایی که خبر از شناسایی مواردی از ابتلا به جهش‌های هندی و آفریقای جنوبی یا همان دلتا در برخی مناطق کشور، تغییر رنگ‌بندی کرونایی و افزایش مناطق قرمز در کشور و همچنین کاهش سطح مراقبت‌های بهداشتی می‌داد. اتفاقاتی که دست به دست هم دادند تا خیز پنجم کرونا در کشور شروع شود. البته روند کند واکسیناسیون علیه کرونا هم مزید بر علتی شد که کشور گرفتار موج پنجمی شود که شاید فکرش را نمی‌کردیم به این اندازه سهمگین باشد و چنین جمعیتی را با خودش درگیر کند؛ آن هم در شرایطی که مدام خبرهایی از پیشرفت کارآزمایی بالینی چند پلتفرم واکسن کرونا می‌شد و حتی دو واکسن کووایران برکت و پاستوکووک هم مجوز مصرف اضطراری دریافت کرده‌بودند اما همچنان خبری از ورود این واکسن‌ها به عرصه واکسیناسیون مردم علیه کرونا نبود. به هر حال ما گرفتار موج پنجم شده‌بودیم.
 کشوری سراسر قرمز
روند اوجگیری مجدد ویروس کرونا در کشور از جنوب به مرکز و شمال کشور آغاز شد و از اواخر خرداد بود که زنگ خطر بروز موج پنجم بیماری کووید-۱۹ آن هم با سویه‌های جدید ویروس نظیر جهش هندی و آفریقای‌جنوبی که در برخی مناطق کشورمان هم شناسایی شده‌بود، به صدا درآمد. افزایش سریع شمار شهرهای قرمز کرونایی از ۳۲ شهر در چهارم تیر ماه به ۶۳ شهر، بعد به ۹۲ شهرستان و نهایتا همه کشور را در بر گرفت. در این میان اما وضعیت استان‌هایی مثل سیستان و بلوچستان، بحرانی‌تر از همیشه گزارش می‌شد؛ استانی که میزان رعایت پروتکل‌های بهداشتی در آن، به طور میانگین زیر ۵۰ درصد اعلام شده‌بود و نیاز به رسیدگی اساسی داشت.
 مرداد ابتلا خیز
سویه دلتا حسابی تاخت و تاز می‌کرد و قدرتش را به رخ همه می‌کشید؛ آنقدر که مرداد ماه بیشترین میزان ابتلا در طول مدت همه‌گیری کرونا در کشور و قرمزترین ماه کرونایی را به خودش اختصاص داد.
مردادی که البته در آمار بستری‌ها هم رکورد بالایی از خودش به جا گذاشت و با 4100 نفر، بیشترین آمار بستری‌های بیمارستانی را هم به نام خودش ثبت کرد؛ آنقدر که همه از کمبود تخت‌های بیمارستان‌ها می‌گفتند و معتقد بودند اوضاع، دست‌کمی از یک فاجعه ندارد:« وضعیت کرونا در استان گلستان قرمز نیست بلکه سیاه است.» این را نماینده رحمت‌ا... نوروزی، نماینده مردم علی‌آباد کتول در مجلس شورای اسلامی گفت.
او معتقد بود این استان در شرایطی قرار دارد که نیاز به اعزام تیم پزشکی از طرف دولت است. این تنها یک نمونه از وضعیت فاجعه‌بار استان‌های کشور در مرداد سال 1400 بود.
 شهریور مرگبار
شهریور هم دست‌کمی از مرداد نداشت. در واقع کاهش شیب ابتلا و بستری‌های شهریور نسبت به مرداد، یکی از اتفاقات خوبی بود که البته شیرینی‌اش خیلی طول نکشید چرا که تبعات مبتلایان بی‌شمار مرداد ماه، دامن سومین ماه تابستان را گرفت و بیشترین فوتی‌های ناشی از بیماری کرونا را به خودش اختصاص داد. آنقدر که در دوم شهریور، 709 نفر از هموطنان‌مان بر اثر ابتلا به کرونا، جان خودشان را از دست دادند. طبق آمار، میزان فوتی‌های کرونا در سومین ماه تابستان، نسبت به مرداد ماه 6/15درصد رشد پیدا کرده‌بود و به سطح 16هزار و 153 نفر رسید. کار به جایی رسیده‌بود که سعید خال، مدیرعامل بهشت زهرا نیز اعلام کرد در طول ۲۵ سال حضورش در بهشت‌زهرا، شرایط فعلی بی‌سابقه بوده و حتی در دوران دفاع‌مقدس هم چنین شرایطی را شاهد نبوده و تصور هم نمی‌کرده‌است روزی عدد متوفیان شهر تهران به ۴۰۰ برسد.
 نبردی برای مبارزه با کرونا
همه استان‌ها توان مدیریت چنین بحرانی را نداشتند؛ این واقعیتی بود که باعث شد سیل کمک‌ها به سمت استان‌های درگیر و محروم روانه شود. در واقع بلافاصله پس از اعلام نیاز دانشگاه‌های علوم‌پزشکی سراسر کشور به تجهیزات و ملزومات مقابله با کووید-۱۹ در شیوع پیک‌ پنجم کرونا، دستگاه‌های سرمایه‌ای جدید همچون ونتیلاتور، مانیتور، دستگاه‌های کمک تنفسیBIPAP ، انواع تخت و تشک بستری، پمپ سرم، الکتروکاردیوگراف، الکتروشوک و سایر اقلام مراقبت‌های ویژه برای مراکز درمانی، توسط هیات امنای صرفه جویی ارزی در معالجه بیماران تامین و به قید فوریت به دوازده استان اصفهان، گلستان، مازندران، بهبهان، هرمزگان، کرمان، زابل، بم، کرمان، زاهدان، جیرفت، سیرجان و تهران که بیماران کرونایی بالایی داشتند، ارسال شد.
شرایط بحرانی به مرحله‌ای رسید که مجتمع‌های ورزشی و بسیاری از سالن‌ها و مجتمع‌های عمومی هم محلی برای بستری بیماران کرونایی شدند؛ نمونه‌اش در استان مازندران بود که با بحرانی شدن اوضاع و کمبود تخت جهت خدمت رسانی کادر درمان به بیماران کرونایی، دانشگاه علوم پزشکی بابل، مرکزی سرپایی در سالن ورزشی شهدای مخابرات شهرستان بابل و برای رسیدگی به بیماران کرونایی دایر کرد. مراکزی که علاوه بر کادر درمان، میزبان گروه‌های جهادی و داوطلبانه‌ای بودند که در کمترین زمان ممکن، خودشان را به استان‌های نیازمند و برای آرام کردن اوضاع رساندند.
 موجی که شوخی نداشت
بیانیه پشت بیانیه بود که از دانشگاه‌های علوم‌پزشکی استان‌های سراسر کشور پیرامون شرایط حاد کرونایی و افزایش کنترل‌نشده موارد ابتلا صادر می‌شد. همچنین کمتر مسؤولی بود که از شرایط حادی که در آن قرار گرفته‌بودیم نگوید، از اعضای ستاد مقابله با کرونا تا اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی که از شرایط نابسامانی که در آن قرار گرفته‌بودیم می‌گفتند:« بیمارستان‌ها به شدت دچار مشکل شده‌اند، به طوری که برای رسیدگی به بیماران در هر گوشه‌ای از بیمارستان‌ها تخت گذاشته شده‌است. از مردم می‌خواهیم برای حفظ سلامت‌شان و احترام به کادر درمان پروتکل‌های بهداشتی را رعایت کنند.» این را همایون سامه‌یح در هفدهمین روز از مرداد 1400 گفته‌بود؛ روزهایی که بیمارستان‌های دولتی بیشتر از چند برابر ظرفیت‌شان پذیرش می‌کردند و بیمارستان‌های خصوصی هم دیگر ظرفیتی برایشان باقی نمانده‌بود. علیرضا ناجی، رئیس مرکز تحقیقات ویروس‌شناسی دانشگاه علوم پزشکی شهیدبهشتی هم از واریانت دلتایی می‌گفت که قدرت انتقال آن، 60درصد بیشتر از واریانت قبلی خودش و باعث و بانی موج چهارم بود:«مردم ماسک بزنند، مهمانی، عروسی و عزاداری برگزار نکنند. مسافرت نروند و در خانه بمانند. این بیماری با ما شوخی ندارد.» ناجی معتقد بود سهل‌انگاری در رعایت پروتکل‌های بهداشتی باعث شد به چنین موج عظیمی دچار شویم.
 و بالاخره واکسیناسیون
همه چشم و گوش‌ها به اعلام وزارت بهداشت بود که نوبت گروه سنی‌شان برای ثبت‌نام تزریق واکسن در سامانه برسد. سامانه‌ای که در اولین روزهای مرداد، به 58 ساله‌ها رسیده‌بود و روز به روز قشر بیشتری از افراد جامعه راشامل می‌شد؛ از راننده تاکسی‌ها تا معلمان و خبرنگاران. این تازه اول راه پوشش واکسیناسیون در کشور بود؛ زیرا در شرایطی که بسیاری از افراد در انتظار رسیدن نوبت واکسن‌شان به سر می‌بردند، بودند کسانی که تمایلی به تزریق واکسن نداشتند؛ برای همین هم نیمی از تابستان 1400، به آگاه‌سازی درباره واکسن گذشت؛ واکسنی که بالاخره و در آخرین روز تابستان، محدودیت سنی‌اش برای همه افراد بالای 18سال برداشته شد و انتظار مردم برای واکسینه‌شدن،
تحقق یافت.