پرونده ویژه جامجم در هفته هنر انقلاب؛ بررسی جایگاه شعر اعتراض در هنر انقلاب اسلامی
شعر اعتراض روح اصیل هنر انقلاب
پس از 20 فروردین سال 1372، با پیشنهاد جمعی از هنرمندان سالروز شهادت سیدمرتضی آوینی
«روز هنر انقلاباسلامی» نامگذاری شد. از آنجا که انقلاب اسلامی ایران در دنیا و در نوع خود بینظیر بود، بهجز تحتالشعاع قرار گرفتن مسائل سیاسی کشور، سایر حوزههای اجتماعی، فرهنگی و هنری نیز تحت تاثیر انقلاب اسلامی قرار گرفت. هنر در قالب بستر انقلاب اسلامی در معنای دقیقتر واژه قرار گرفت و آنگاه هنر انقلاب اسلامی متولد شد. از اینرو بسیاری از مضامین و شاخههای هنری نیز در هنر انقلاب اسلامی تعریف شد و هنرمندان براساس ایدئولوژیها و آرمانهای اصیل انقلاب اسلامی به تولید آثار هنری دست زدند. اما در این میان، مضامینی وجود دارد که روح هنر انقلاب محسوب میشود و اگر این مضامین نباشند، هنر انقلاب تنها عنوانی دکوری و فانتزی به شمار خواهد آمد و آن روح، روح «مبارزه و اعتراض» است. هنر انقلاب همیشه کوشیده است تا مسائلی را بیان کند که از دل پر تکاپوی اجتماع بهعنوان دغدغه و چالش، مطرح است و همین امر سبب شده است تا مبارزه و اعتراض نسبت به بیعدالتی قسمت پررنگ هنر انقلاب اسلامی به شمار آید. شهید آوینی میگوید: «مبارزه آنگاه پایان خواهد گرفت که انقلاب از ماهیت اسلامی خویش دور شود». میتوان از این سخن سید شهیدان اهلقلم اینگونه نتیجه گرفت که هویت انقلاب اسلامی در مبارزه معنا پیدا میکند و البته هنر انقلاب اسلامی نیز هنری مبارز و معترض است. بنابراین میتوان گفت هنر اعتراض و بهخصوص شعر اعتراض، وامدار روح آرمانهای اصیل انقلاب اسلامی است.
سیدمحمدمهدی شفیعی، شاعر جوان کشورمان معتقد است شعر اعتراض یکی از موفقترین گونههای شعر و هنر انقلاب اسلامی است. او میگوید: هر انقلابی اهداف و آرمانها و مسیری را برای رسیدن به آن اهداف و آرمانها برای خودش تعریف میکند. اما بهطور طبیعی افراد و مجموعههایی وجود دارند که یا به علت انحرافات، یا منافع یا نپذیرفتن و فهم آرمانهای آن انقلاب، از مسیر اصلی منحرف میشوند و به نوعی خطر و تهدید برای آن انقلاب به شمار میآیند. شفیعی در ادامه عنوان میکند؛ شعر اعتراض شعری است که تلاش میکند انحرافاتی که ممکن است در مسیر اصلی انقلاب ایجاد شود را نشان دهد و فریاد بزند و بلکه گاهی حتی تهدیدهای پیش روی انقلاب را نیز فریاد بزند. این شاعر جوان کشورمان تصریح میکند: این روش حتی ممکن است به پیشگیری از ظهور آفات آن انقلاب نیز منجر شوند. از اینرو شعر اعتراض نهتنها تعارضی با هنر انقلاب ندارد بلکه شعر اعتراض تلاش میکند تا جریان انقلابی را از افراد، رفتارها و جریانهای آسیبزا پیراسته کند. شفیعی عنوان میکند: یکی از مهمترین کارهایی که شعر اعتراض انجام میدهد تذکر و یادآوری آرمانهایی است که انقلاب اسلامی برای جامعه تعریف کرده است. یعنی شعر اعتراض تلاش میکند با تذکر و یادآوری نسبت به آرمانهای انقلاب اسلامی از بروز تحریفات پیشگیری کند.
اعتراض، یکی از جلوههای هنر انقلاب
میلاد عرفانپور اما نگاه دیگری دارد. او بیان میکند که در یک تعریف کلی، هنر انقلاب اسلامی، هنری متعهد به گفتمان انقلاب اسلامی است و این گفتمان شامل همه ساحتهای زندگی میشود و اینگونه نیست که هنر انقلاب اسلامی تنها مرتبط با وقایع سیاسی یا حماسی باشد. عرفانپور میگوید به تعبیری هنر انقلاب اسلامی هنر زندگی است و این هنر زندگی نیز باید در تمام شئون و ساحتهای خودش متوجه معنای اصیل اسلام ناب محمدی باشد. گاهی خودش را در عشق نشان میدهد و گاهی در حماسه، در جایی سیاست و در جایی دیگر نیز در دفاع از مظلوم و اعتراض. عرفانپور معتقد است که اعتراض یکی از مهمترین شئون و جلوههای هنر انقلاب اسلامی است. او میگوید: هنرمند انقلاب اسلامی همیشه معترض و منتقد به هر مسالهای است که حریم آرمانهایش را خدشهدار کند و هر موضوعی که ستمی از سوی ستمگری محسوب میشود. (نقل به مضمون) این شاعر جوان کشورمان عنوان میکند: اگر بر کسی، ملتی یا موضوعی ظلم و ستم وارد شد اصولا هنر قابلیت این را دارد که فریاد دادخواهی و یاریطلبی برآرد تا مردم را علیه ستمگر متوجه کند. عرفانپور ادامه میدهد: یکی از مهمترین ساحتهای هنر انقلابی ما باید همین هنر اعتراض باشد. اگر هنر ما تنها به موضوعات محدودی ورود پیدا کند و به اصطلاح محصور در موضوعات خاص بماند، ما شاهد ابتر و مضمحل شدن هنر انقلاب اسلامی خواهیم شد.
اعتراض هم در ذات هنر است
و هم انقلاب
محمدمهدی سیار، یکی دیگر از شاعران جوان نیز در گفتوگو با جامجم درباره هنر اعتراض میگوید هنر انقلاب، خودش را پایبند و محافظ آرمانهای انقلاب میداند و توجیهگر عینیت اتفاقاتی نیست که در صحنه جامعه رخ داده است. به نظر بنده برای حفظ اصالت و جهتگیری اصیل انقلاب، لازم است که هنرمندان هرگز خودشان را درگیر وضع موجود نکنند. ضمن اینکه نگاه واقعگرایانه به وضع موجود داشته باشند. همچنین لازم است با نگاه آرمانگرای خودشان مدام وضعیت مطلوب را پیشروی جامعه بیاورند و همیشه با مقایسه وضع موجود با آرمانها و وضعیت مطلوب، زمینه را برای اعتراض آماده کنند چراکه اعتراض خودش حرکتآفرین و امتداد انقلاب است. سیار ادامه میدهد: اعتراض در زمانی پیش میآید که ما وضع مطلوب و آرمانی را در ذهن داشته باشیم و پس از آن به وضعیت فعلی نگاه کنیم و متوجه شویم که فاصلهای میان این دو وجود دارد. در اینجاست که اعتراض بهوجود میآید و شاعر و هنرمند روحیهاش بهگونهای است که پیش از سایر افراد این امر را متوجه میشود و میتواند به بیان هنری این مساله را نشان دهد و مردم را به حرکت برای برطرف کردن این فاصله دعوت کند. از این رو همانگونه که انقلاب اسلامی حرکتی اعتراضی بهشمار میآید، زندهماندن انقلاب به زندهماندن روحیه اعتراض و کشف میان آرمانها و وضع موجود بسته شده است. شاعر و ترانهسرای جوان کشورمان در ادامه عنوان میکند: در ذات هنر نیز نوعی نگاهکردن به تضادها و تناقضها در رفتار و گفتار نیز وجود دارد و همین نیز دستمایه بسیار خوبی برای یک هنرمند و شاعر است. البته بخش زیادی از ادبیات براساس همین تضاد و مقایسه شکل میگیرد و به نوعی فرم هنری ماندگاری محسوب میشود و پیوند عمیقی با اعتراض دارد. سیار تصریح میکند اعتراض هم در ذات هنر است و هم انقلاب اسلامی.
مسیرهای اعتراض
سیار میگوید: تا قبل از پیروزی هر انقلابی، هنر آن انقلاب، هنری اعتراضی است. پس از پیروزی آن انقلاب، هنرمند ممکن است دو مسیر را طی کند. یک مسیر بیاهمیتی، بیخیالی و توجیه وضع موجود است و مسیر دیگر تاکید و پافشاری بر آرمانها و راضینشدن به وضع موجود. مسیر اول، مسیری خنثی و غیراجتماعی در هنر است و مسیر دوم، به هنری همچنان معترض و انقلابی منتهی میشود.
شعر اعتراض مانند درد عمل میکند
شفیعی میگوید: اگر یک جایی یک فساد اقتصادی اتفاق بیفتد که قطعا این مساله با آرمانهای انقلاب اسلامی ناسازگار است، شعر اعتراض به میدان میآید و آرمان عدالت اقتصادی را یادآوری میکند. بر آفت فساد اقتصادی دست میگذارد و فریاد میزند تا جامعه متوجه این آفت و آسیب شود برای اینکه توجه ساختار نظام اسلامی را به گوشهای که در آن فساد رخ داده است، جلب کند. آنگاه مردم و ساختار نظام اسلامی درد و بیماری پیش آمده برای انقلاب اسلامی را متوجه میشوند و برای درمان اقدام میکنند. در واقع هنرمند، بیانگر درد جامعه خودش است. بنابراین شعر اعتراض مانند درد در زمان بیماری عمل میکند. کاری که درد انجام میدهد، انسان را نسبت به یک خلل و بیماری متوجه میکند و آن وقت است که انسان به فکر درمان میافتد. شعر اعتراض نیز برای انقلاب اسلامی همین کار را انجام میدهد و دردی را فریاد میزند تا این هشدار، جامعه را به سمتی ببرد که قطار انقلاب اسلامی به ریل اصلی خودش بازگردد.
تعهد، مرز میان هنر معترض انقلاب
و هنر معترض به انقلاب
عرفانپور همچنین درباره این مساله که تفاوت هنر اعتراض در قالب هنر انقلاب با هنر اعتراض خارج از قالب انقلاب اسلامی چیست؛ میگوید: مرز میان هنر معترض انقلاب اسلامی و هنر معترض به انقلاب اسلامی، تعهد به آرمانهاست. اگر در چارچوب تعهد به عدالت علوی ما نسبت به مسالهای در جمهوری اسلامی معترض شویم، اعتراض ما زیر سؤال بردن نظام اسلامی نیست بلکه دلسوزی و شفقت نسبت به نظام اسلامی است و در اینجاست که مرزبندی میان هنر اعتراض انقلاب اسلامی و هنر اعتراض به انقلاب اسلامی مشخص میشود. او همچنین درباره اینکه چگونه میتوانیم هنرمندان متعهد بیشتری نسبت به هنر انقلاب داشته باشیم تصریح میکند: این امر منوط به این است که هنرمندان ما، هنرمندان دغدغهمندی نسبت به موضعگیری درخصوص مسائل جامعه باشند. چند سال گذشته شاهد بودیم که یکی از شاعران ما اشارهای به این امر داشت که شاعر نباید واکنش صریح داشته باشد و شعر باید در همه دههها و سدهها استفاده شود و اشاره به موقف خاص تاریخی نداشته باشد.
پس از این صحبتها، رهبر معظم انقلاب در دیدار با شاعران فرمودند شاعر باید اهل واکنش سریع باشد. نه بدان معنا که تمام اشعار یک شاعر سریع و مرتبط با یک مناسبت باشد بلکه به این معنا که شاعر بیتفاوت به تحولات پیرامون خود و رویاروییهای حق و باطل در روزگار خود نباشد. این نشان میدهد که موضعمندی شاعر مساله مهمی است. طبعا شاعری که مدتی برای شعر خود وقت میگذارد، به نتیجه بهتری میرسد اما در بسیاری از موقعیتها در آنی شاعر باید موضع خودش را روشن کند چراکه پس از آن، رویارویی مذکور از بین خواهد رفت و فرصت بیان حق و دفاع از آن را از دست خواهیم داد. او همچنین میافزاید: رویش و پویش چنین هنرمندانی بستگی به این مساله دارد که ما چقدر هنرمندانمان را در چارچوب اصیل هنر شیعی تربیت کنیم و بهگونهای ساختارسازی کنیم تا شاعران جوان ما به شیوهای در فضای ادبی رشد کنند که خود را متعهد به موضعگیری، موضعمندی و دفاع از حق و حقیقت بدانند. شعار هفته هنر نیز همین است که هنرمند باید خود را متعهد به حقیقت بداند.
این متعهد بودن به حقیقت اگر محقق شود، شعرای ما بدون هرگونه سفارش، توصیه و فراخوانی، موضع روشن و همپای با حقیقت خواهند گرفت. در جایی نیز رهبری به شاعران توصیه کردند که موضع بگیرند و تلاش کنند که موضعشان، موضع صحیحی باشد. یعنی اگر تلاش و مجاهدت در رسیدن به حق داشته باشید و حق را بدون هراس بیان کرده باشید، شما معذورید. عرفانپور همچنین معتقد است که این مساله نیز مهم است که شاعر برای رسیدن به حقیقت باید بررسی و تفحصهای ویژه خود را انجام دهد و اینگونه نباشد که هنرمند تحتالشعاع انتشار یک مطلب در فضای مجازی، اتخاذ موضع کند و در این اتخاذ موضع آشوبی
برپا شود.