
نه که قصه بازار اجارهنشینی در ایران محدود به بهار و تابستان باشد اما این فصلها که میآید دوباره بحث خانه بهدوشی درصد قابلتوجهی از شهروندان آغاز میشود. بحثی که همواره باعث نگرانی هولناک مستاجران بوده است. مجلس یازدهم هم که از ابتدای روی کار آمدنش وعده ساماندهی به این بازار داده بود بعد از دوسال به این نتیجه رسیده که طرحهای پیشنهادیاش ازجمله مالیات بر خانههای خالی عملا کارایی و تاثیری در وضعیت بازار مسکن ندارد و حالا نمایندگان مجلس تنها به همدردی با مستاجران میپردازند. وضعیت سال پیش رو هم ادامه روند چند سال اخیر است، به این معنا که حداقل زمزمههایی به گوش میرسد حکایت از افزایش 30 تا 50درصدی اجارهبها دارد. سوی مقابل اما مصطفی قلی خسروی، رئیس اتحادیه مشاوران املاک نستوه و استوار هرگونه افزایش قیمتها را تکذیب میکند! مشاهده میدانی شهروندان اما تناقض آشکاری با گفتههای او دارد. رسانهها هم وقتی از رواج پشتبامخوابی و اجاره کانکس حرف میزنند مسؤولان آن را تکذیب میکنند. بهعنوان مثال وزیر راه و شهرسازی پیشین حتی مطرح شدن موضوع پشتبامخوابی را به اضدانقلابهاب نسبت داد تا به نوعی این موضوع هم به محاق سکوت برود. قصه مهاجران ابدی هر ساله اما همچنان دارد تکرار میشود. آمارهای مرکز پژوهشهای مجلس در سال گذشته نشان میدهد 34درصد مردم ایران و البته 47درصد تهرانیها اجارهنشین هستند. درصد قابلتوجهی که به باور کارشناسان حوزه مسکن طی
دو سال اخیر افزایش بیشتری هم داشته است اما سؤال این است که با این میزان فراگیری چرا همچنان ایران یک نهاد عمومی غیردولتی حامی مستاجران ندارد؟ نهاد یا صنفی که در این وضعیت اقتصادی و در ایام تمدید قراردادها قدری بتواند از حقوق مستاجران دفاع کند. این در حالی است که بدانیم امروزه حداقل 55 کشور جهان دارای اتحادیه مستاجران هستند و به یمن وجود چنین اتحادیهای بسیاری از آنها توانستهاند قوانین کنترل اجاره، قرارداد بدونمدت یا بلندمدت اجاره و شرایط سختگیرانه برای تخلیه را وضع یا تغییر دهند و از میزان آسیبهای روانی آوار شده بر مستاجران تا حدودی بکاهند.