سخن گفتن درباره فلسطین، سخن از پدیدهای بسیار عجیب و استثنایی است. اگرچه ما در قرن گذشته با جنگهای بزرگی چون جنگ جهانی اول و دوم روبهرو بودیم اما هیچ تراژدیای به پای تراژدی فلسطین نمیرسد. کشتار و آوارگی، از جمله مشخصات پدیده عجیب فلسطین است و نکته عجیب اینکه سازمان ملل هم به بانیان این تراژدی کمک کرد. در همان مقاطع ابتدایی تشکیل رژیمصهیونیستی، یک قهرمان مصری به نام جمال عبدالناصر در کنار دولت حافظ اسد در سوریه تلاش کردند مقابل صهیونیستها بایستند اما شکست خوردند و اسرائیل هر روز قدرتمندتر شد و تکنولوژی بیشتری به دست آورد و اروپاییها به آنها بمب اتمی دادند و این رژیم به قدرت بزرگ منطقه تبدیل شد. این غده سرطانی روزبهروز بزرگتر شد و سایر سرزمینها را مجبور به تسلیم کرد و اینها مدلی شدند برای تسلیم دولتهای سازشکار عربی. روند رشد این ویروس، دهها سال ادامه داشت تا اینکه پدیدهای به نام انقلاب اسلامی ایران رخ داد. انقلاب اسلامی، ایدئولوژی و استراتژی جدیدی را به سایر ملتهای مسلمان آموخت و کمکم شاهد شکلگیری ارتشهای چریکی مثل حزبا... در لبنان و حماس در فلسطین بودیم و این گروههای مقاومت در این سالها کاری کردند که ارتشهای قدرتمند مصر و سوریه در طول 30سال مقابله با اسرائیل نتوانستند انجام دهند. این گروهها بر اساس استراتژی و ایدئولوژی جدید که از آن به اسلام انقلابی یاد میکنیم جنگهایی را با اسرائیل انجام دادند که سرآغاز فرآیند جدیدی شد که به افول قدرت غولآسای اسرائیل انجامید. همین فرآیند بود که باعث شد اسرائیلیها که هیچگاه در تاریخ شکست نخورده بودند در عرض چند سال، پنجبار در مرزهای غزه شکست بخورند و ارتش قدرتمند اسرائیل که سال 1982 لبنان را شکست داده و بیروت را اشغال کرده بود در سال 2006 به شکلی مفتضحانه از حزبا... شکست بخورد و حتی نتوانست یک روستا را بگیرد. این مدل جدید تاکنون که در سال 2022 هستیم، ادامه یافته و الان معادله قدرت به گونهای تغییر کرده که اسرائیل جرات ندارد یک عضو حزبا... را نه تنها در لبنان بلکه در هیچ کشور دیگری ترور کند. اسرائیل اکنون باید در مقابل حماس و جهاد اسلامی در غزه نیز حرف شنوی داشته باشد، البته گروههای مقاومت، این شیوه را از جمهوری اسلامی ایران آموختهاند و میدانند نباید منتظر باشند از سوی اسرائیل تهدید شوند، بلکه باید خواستههای خود را به این رژیم غاصب تحمیل کنند.