نگاهی به مجموعه شعر نوجوان «سکوت به زبان مادری» سروده مهدی مردانی
ترجمه اندیشه به زبان شعر
اندیشه، یکی از عناصر اصلی شعر است که در ترکیب با عناصر خیال و احساس پایههای ساختمان شعر را میسازد. در این راستا، نگاه شاعر به پدیدهها و سازوکار او برای بهکارگیری این عنصر بسیار تعیینکننده است و هنگامی که قرار باشد شاعر برای مخاطب نوجوان شعر بگوید کاربرد این عنصر کمی پیچیدهتر و تخصصیتر میشود. چرا که لزوم رسیدن به چنین مرحلهای نیازمند شناخت کافی از جهان نوجوانی است. شاعر باید مراقبت کند تا حرفهایش تبدیل به بیانیه، پند و اندرز و شعار نشود که در این صورت، هم جهان شعر شکل نمیگیرد و هم مخاطب نوجوان امروز با آن اثر ارتباط موثر برقرار نمیکند، زیرا ذهنش از ادبیات پندگونه و نمرهبیار! در کتابهای درسی انباشته است.
مهدی مردانی، مخاطب نوجوان امروز را بهخوبی میشناسد و با نگاه، دغدغهها و نیازهای او آشناست. هم بهواسطه ارتباطی که سالهاست به طور مستقیم در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با این دسته از مخاطبان دارد و هم به دلیل مصداقهایی که تاکنون در آثارش برای نوجوانان سراغ دارم. از این زاویه، نگاهی گذرا کردهام به جهان شعری مردانی در مجموعه شعر نوجوان «سکوت به زبان مادری».
مردانی فقط نوع تفکر و دیدگاه شخصیاش را به زبان شعر ترجمه نمیکند، بلکه با کشفهای شاعرانه و آمیزهای از خیال و عاطفه، مخاطب نوجوان را به تفکر میاندازد. چه در آنجا که تخریب محیطزیست را به چالش میکشد و اعتراض دارد:
...گمان کنم این شهر/ خیال جنگل را/ موذیانه بلعیدهست/ و بعد خواب مرا در دل خودش دیدهست (ماهیها در
خیابان/ ص7)
و چه در شعرهایی با دیدگاهی اجتماعی و اقتصادی، چالش زندگی امروز و مسائل معیشتی را به تصویر میکشد و تعریف کلیشهای شعر را در ذهن مخاطب به هم میریزد؛ همان تعریفی که شعر را از زندگی روزمره جدا میداند و آن را فقط به عنوان پدیدهای احساساتی و سانتیمانتال (احساساتگرایی در مقابل عقلگرایی) معرفی میکند:
سوالش را به آب انداخت ماهیگیر:/ «دلت میآید آیا/ زن و فرزند من امشب دوباره بیغذا باشند؟»... (سوال ماهیگیر/ ص9)
گوشهای کنار پارک/ تازه میشود دوباره/ داغ این زغالها/ سرخ مثل گونههای او/ از فروش این بلالها /...(علامت سوال/ص35)
نگاهی دقیقتر به این شعرها نشان میدهد شاعر حتی در انتخاب اسم نیز هوشمندانه رفتار کرده و کلمه «سوال» را در آنها گنجانده است تا مخاطب را به تفکر و یافتن پاسخ
وادار کند.
از دیگر مصداقهای کاربرد اندیشه در شعرهای سکوت به زبان مادری، دستهای از شعرهاست که مردانی در آنها از عنصر اندیشه کمک میگیرد تا شور حرکت و جنبش را در شعر و در ذهن مخاطب بیدار کند و امید را در برابر ناامیدی قرار دهد. مردانی در شعر «آب/ ص25» مضمون حرکت و تلاش را به بهانه عبور و جوشش آب از دل تختهسنگ اینگونه روایت میکند:
سرش را باز هم کوبید روی سنگ/ همه گفتند: این کاری بیهودهست/ همه گفتند: راهی نیست/ تا بوده همین بودهست/ ولی او با دلی روشن/ به امیدی که آخر میکند کاری/ چکید و/ از دل آن سنگ جاری شد
مردانی برای رهایی از افتادن به دام شعار، اندیشه را با نگاه و خیال شاعرانه پیوند میزند تا به کشف شاعرانه دست یابد. او در آغاز شعر «حرفهای تازه/ ص13» از گرفتارشدن نهنگی زخمی در تنگ شیشهای میگوید و در پایان با ضربهای ناگهانی به فکر مخاطب تلنگر میزند:
...حرفهای تو/ از دهان من بزرگتر شدهست
«سکوت به زبان مادری» از منظر کاربرد اندیشه شاعرانه نمونه خوبی است برای مطالعه نوجوانان و لذت از شعر بهعنوان شاخهای از هنر و ادبیات و نیز مصداق موفق اندیشهورزی در شعر است برای شاعران تازهکار در حوزه شعر نوجوان.
حسین تولائی - قفسه کتاب