printlogo


چرا تیفوسی‌های کتاب‌خوان، مخالف نرم‌افزارهای کتابخوانی هستند؟
«اپ» که کسی را نمی‌کشد!
تا همین چند سال پیش خواندن کتاب از روی گوشی‌های تلفن‌همراه یا نهایتا کتابخوان‌های الکترونیک برای جماعت کتاب‌خوان توهین محسوب می‌شد. نه که حالا نباشد که همین حالا هم تیفوسی‌های کتاب‌خوان معتقدند کتاب‌خوانی آدابی دارد که با «کیندل» و «ریدرها»ی دیگر نمی‌خواند. پشت آداب مورد نظر آنها اما استدلالی منطقی وجود ندارد. مثل یک قانون نانوشته اما محترم آنها معتقدند باید سنگینی کتاب را حس کرد، از بوی کاغذ لذت برد و کتاب را ورق زد. در مقابل اما کتاب‌خوان‌های آنلاین (البته که این نامگذاری درست نیست اما به جهت سهولت در فهم ماجرا می‌گوییم) باور دارند اساس کتاب واژه‌ها و جملات و مفاهیمی است که نویسنده خلق کرده و چه با سرب روی کاغذ ثبت شده باشند و چه با صفر و یک‌ها در حافظه نامحدود مجازی قید شده باشند تفاوتی ندارد. آنچه مهم است خواندن کتاب است نه داشتن‌اش. این دوگانه برنده‌ای ندارد که قراری هم بر اعلام برنده نیست. تقابل این دو دسته برخلاف فرهیختگی احتمالی هر دو طرف خیلی هم محترمانه نیست و گاه به جدال‌هایی هم می‌انجامد. اپ‌خوان‌های اهل کتاب وقتی خیلی مورد هجمه واقع می‌شوند کتاب‌خوان‌های کاغذی را متهم به استفاده نادرست از کتاب می‌کنند. آنها معتقدند کتاب برای کاغذی‌خوان‌ها کالای تزیینی است. بیش از آن‌که به فکر خواندنش باشند به فکر تزئین کتابخانه‌شان هستند که این روزها کتاب‌ها به ابزار چشم‌نوازی برای طراحان داخلی منازل تبدیل شده‌اند. از این مرافعه بیهوده که بگذریم من به‌عنوان یک کتاب‌خوان معمولی از خودم پرسیده‌ام چرا هوادار پروپاقرص اپ‌های کتابخوان هستم؟

از نگاه به کتاب هم لذت می‌برم

اعتراف می‌کنم از نگاه به کتاب‌ها هم لذت می‌برم. بوی تازگی چاپ، سبکی آنها در این سال‌های اخیر به مدد نوع کاغذ به‌کاررفته و خوش‌دستی و طراحی‌های چشم‌نوازشان بخشی از عیش کتاب‌خوانی‌ام است اما سرکوب این لذت‌ها برای کتاب‌خوانی و تن دادن به خواندن کتاب از روی گوشی بی‌روح تلفن‌همراه آورده‌های مفید بیشتری برایم به همراه داشته است. از دلایل مبتنی بر بازار و مارکتینگ کتابخوان‌های آنلاین می‌گذرم، این‌که با خواندن کتاب‌های آنلاین از قطع درختان جلوگیری می‌شود و از این دست حرف‌ها. مهم‌ترین ویژگی اپ‌ها در تجربه شخصی من در دسترس بودن آنهاست. این‌که در هر جای جهان که باشم کتاب‌ها به وسعت کتابخانه شخصی‌ام وجود دارند ویژگی مهم و کاربردی‌ای محسوب می‌شود. همیشه عادت داشته‌ام به واسطه شغلم ارجاعات مختلفی به جهان نویسنده‌ها داشته باشم و این ویژگی بهترین و کاراترین ابزار برای مراجعه به کتاب‌ها بوده است. دلیل دیگر در ترجیح اپ‌ها بر کاغذها مبتنی بر وضعیت نابسامان اقتصادی این روزهاست. بدیهی است که برای من هم وضعیت مالی دلیل مهمی برای انتخاب کتاب‌های الکترونیکی است. 
تفاوت‌ قیمت‌ها گاه تا هفت‌برابر قیمت چاپی است و این موضوع به این معناست که گاه به‌ازای هر یک کتاب کاغذی توان خرید هفت کتاب آنلاین را خواهم داشت و طبیعتا انتخاب اولیه من خواندن و داشتن هفت کتاب به‌جای یک کتاب است! و البته دلیل دیگری که کمی هم شخصی است و مانند دو دلیل اولیه قابلیت تعمیم به دیگران را ندارد به افزایش شگفت سرعت کتاب‌خوانی‌ام در اپ‌های کتابخوان بازمی‌گردد. 
در دسترس بودن همواره کتابخانه‌ام دلیلی بوده که در هر موقعیت امکان خواندن کتاب را داشته باشم، در مترو و اتوبوس، در اتاق انتظار، مطب پزشک‌ و ... مقابله ابتدایی کتاب‌خوان‌های تیفوسی هم به نظر می‌رسد تا جایی ادامه خواهد داشت و این موضوع برای آنها هم عادی خواهد شد. مثال نادرست اما بامزه‌ای است که این موضوع را با زمان اختراع دستگاه چاپ گوتنبرگ شبیه‌سازی کنیم. اگر قرار بود وضع بر همان منوال باشد و ما به کتاب‌خوانی سنتی پایبند باشیم که باید حالا همه‌مان به‌جای کتاب‌های کاغذی لوح‌های سنگی را جابه‌جا می‌کردیم و می‌خواندیم و از بوی سنگ کتاب‌ها و سنگینی‌شان لذت می‌بردیم!     تا همین چند سال پیش خواندن کتاب از روی گوشی‌های تلفن‌همراه یا نهایتا کتابخوان‌های الکترونیک برای جماعت کتاب‌خوان توهین محسوب می‌شد. نه که حالا نباشد که همین حالا هم تیفوسی‌های کتاب‌خوان معتقدند کتاب‌خوانی آدابی دارد که با «کیندل» و «ریدرها»ی دیگر نمی‌خواند. پشت آداب مورد نظر آنها اما استدلالی منطقی وجود ندارد. مثل یک قانون نانوشته اما محترم آنها معتقدند باید سنگینی کتاب را حس کرد، از بوی کاغذ لذت برد و کتاب را ورق زد. در مقابل اما کتاب‌خوان‌های آنلاین (البته که این نامگذاری درست نیست اما به جهت سهولت در فهم ماجرا می‌گوییم) باور دارند اساس کتاب واژه‌ها و جملات و مفاهیمی است که نویسنده خلق کرده و چه با سرب روی کاغذ ثبت شده باشند و چه با صفر و یک‌ها در حافظه نامحدود مجازی قید شده باشند تفاوتی ندارد. آنچه مهم است خواندن کتاب است نه داشتن‌اش. این دوگانه برنده‌ای ندارد که قراری هم بر اعلام برنده نیست. تقابل این دو دسته برخلاف فرهیختگی احتمالی هر دو طرف خیلی هم محترمانه نیست و گاه به جدال‌هایی هم می‌انجامد. اپ‌خوان‌های اهل کتاب وقتی خیلی مورد هجمه واقع می‌شوند کتاب‌خوان‌های کاغذی را متهم به استفاده نادرست از کتاب می‌کنند. آنها معتقدند کتاب برای کاغذی‌خوان‌ها کالای تزیینی است. بیش از آن‌که به فکر خواندنش باشند به فکر تزئین کتابخانه‌شان هستند که این روزها کتاب‌ها به ابزار چشم‌نوازی برای طراحان داخلی منازل تبدیل شده‌اند. از این مرافعه بیهوده که بگذریم من به‌عنوان یک کتاب‌خوان معمولی از خودم پرسیده‌ام چرا هوادار پروپاقرص اپ‌های کتابخوان هستم؟ 
 از نگاه به کتاب هم لذت می‌برم
اعتراف می‌کنم از نگاه به کتاب‌ها هم لذت می‌برم. بوی تازگی چاپ، سبکی آنها در این سال‌های اخیر به مدد نوع کاغذ به‌کاررفته و خوش‌دستی و طراحی‌های چشم‌نوازشان بخشی از عیش کتاب‌خوانی‌ام است اما سرکوب این لذت‌ها برای کتاب‌خوانی و تن دادن به خواندن کتاب از روی گوشی بی‌روح تلفن‌همراه آورده‌های مفید بیشتری برایم به همراه داشته است. از دلایل مبتنی بر بازار و مارکتینگ کتابخوان‌های آنلاین می‌گذرم، این‌که با خواندن کتاب‌های آنلاین از قطع درختان جلوگیری می‌شود و از این دست حرف‌ها. مهم‌ترین ویژگی اپ‌ها در تجربه شخصی من در دسترس بودن آنهاست. این‌که در هر جای جهان که باشم کتاب‌ها به وسعت کتابخانه شخصی‌ام وجود دارند ویژگی مهم و کاربردی‌ای محسوب می‌شود. همیشه عادت داشته‌ام به واسطه شغلم ارجاعات مختلفی به جهان نویسنده‌ها داشته باشم و این ویژگی بهترین و کاراترین ابزار برای مراجعه به کتاب‌ها بوده است. دلیل دیگر در ترجیح اپ‌ها بر کاغذها مبتنی بر وضعیت نابسامان اقتصادی این روزهاست. بدیهی است که برای من هم وضعیت مالی دلیل مهمی برای انتخاب کتاب‌های الکترونیکی است. 
تفاوت‌ قیمت‌ها گاه تا هفت‌برابر قیمت چاپی است و این موضوع به این معناست که گاه به‌ازای هر یک کتاب کاغذی توان خرید هفت کتاب آنلاین را خواهم داشت و طبیعتا انتخاب اولیه من خواندن و داشتن هفت کتاب به‌جای یک کتاب است! و البته دلیل دیگری که کمی هم شخصی است و مانند دو دلیل اولیه قابلیت تعمیم به دیگران را ندارد به افزایش شگفت سرعت کتاب‌خوانی‌ام در اپ‌های کتابخوان بازمی‌گردد. 
در دسترس بودن همواره کتابخانه‌ام دلیلی بوده که در هر موقعیت امکان خواندن کتاب را داشته باشم، در مترو و اتوبوس، در اتاق انتظار، مطب پزشک‌ و ... مقابله ابتدایی کتاب‌خوان‌های تیفوسی هم به نظر می‌رسد تا جایی ادامه خواهد داشت و این موضوع برای آنها هم عادی خواهد شد. مثال نادرست اما بامزه‌ای است که این موضوع را با زمان اختراع دستگاه چاپ گوتنبرگ شبیه‌سازی کنیم. اگر قرار بود وضع بر همان منوال باشد و ما به کتاب‌خوانی سنتی پایبند باشیم که باید حالا همه‌مان به‌جای کتاب‌های کاغذی لوح‌های سنگی را جابه‌جا می‌کردیم و می‌خواندیم و از بوی سنگ کتاب‌ها و سنگینی‌شان لذت می‌بردیم!

میثم اسماعیلی - روزنامه نگار