داستان ایرانی
اعترافاتی که باید خواند!
این قصه عاشوراست که هر سال با صدای محرم در منابر، حسینیهها، تکیهها، تعزیهها و... برایمان تکرار میشود. لحظه به لحظه آن روز، آنقدر در ذهنها تداعی شده که بهراحتی میتوانیم چشمهایمان را ببندیم و سری به صحرای کربلا بزنیم. مانند پرندهای رها در جای جای نینوا به پرواز درمیآییم و تک به تک شخصیتها و اتفاقات روز عاشورا را از نزدیک نظاره کنیم.
در این هنگام اغلب همراه با روایتهایی که شنیدهایم، سری به سپاه امام حسین(ع) میزنیم و از آنجا محو دلاوریهای امام و یارانش میشویم. اما این بار میخواهیم کمی متفاوتتر به موضوع بنگریم. مثلا از سپاه امام دور شویم و به طرف جبهه دشمن برویم. بر فراز تپهای بایستیم و از آن بالا همراه با دشمنان امام به تماشای میدان معرکه بنشینیم.
میخواهیم کمی از هیاهوی میدان نبرد دورتر باشیم تا با دشمنان امام همکلام شویم و حب و بغضهای آنها را از نزدیک بشناسیم.
پای صحبت پسرک چوپانی بنشینیم که برای گرفتن پول گوسفندانش نزد سپاه عمر بن سعد میآید و همراه با مشاهده درگیریها، با یاران عمر بن سعد همکلام میشود. پسرک اطلاعات عجیب و دقیقی از وقایع رخداده در میان اعراب دارد و گفتوگوی او با سپاهیان به درازا میکشد. گفتوگوی آنها پرده از چهره حقیقت برداشته و بر حقانیت حسین(ع) صحه میگذارد. معلومات و دانستههای او برای شنوندگان بینهایت غریب به نظر میرسد.
کمترین این سخنان میتواند سر هر کسی را در جامعه آن روزگار بر باد بدهد. اصلا کمتر کسی از این مطالب مطلع است. دانستههای او از دالانهای هولناک قصر معاویه گذشته و از میان دربار او سر بلند کرده است. اطلاعاتی که از یک پسر چوپان بعید به نظر میرسد. بهراستی این پسرک کیست؟ از کجا آمده؟ و چگونه سر از دشت نینوا و روز عاشورا در آورده است؟
«اعترافات کاتب کشتهشده» به گونهای نگاشته شده که مخاطب وقتی رمان را میخواند، دوست دارد قصه شبان را تا پایان دنبال کند؛ یا نیزهداری که آمده تا انتقام عثمان، خلیفه کشتهشده را از فرزند امام علی(ع)، یعنی امام حسین(ع) بگیرد.
هرکدام از آدمهایی که در سپاه عمر بن سعد یا در خیمه کاتبان هستند، قصه خود را دارند. هر کدام به طریقی آمدهاند که چیزی بهدست بیاورند. یکی آمده انتقام بگیرد و دیگری آمده به نان و آبی برسد.
پس هر کدام از قصهها، به موازات واقعه کربلا و آن نیمروز طولانی و گرم که خودش به اندازه یک تاریخ طولانی است، روایت میشود و ما همه این افراد را میشناسیم. برخی از این افراد و برخی قصهها ساخته ذهن و خیال نویسنده است اما در همراهی با اصل واقعه کربلا و بهگونهای که خدشهای در آن وارد نمیکند.
الخام برزین - قفسه کتاب