printlogo


تاسیانی برای جبهه فرهنگی انقلاب
نادر است یافت می نشود

مغزها قفل می‌شوند، چشم‌ها تر می‌شوند، زبان‌ها به لکنت می‌افتند،و اینها فقط، یک شوخی است در قبال این تاسیان.
تاسیان، یعنی حالتی که از فقدان شخصی به تو دست می‌دهد و دل و دماغ هر کاری را از تو می‌گیرد و تاسیان اکنونم، فقط این نیست شبیه وضعیتی است که فقط می‌تواند مشغول این فقدان و فقید شود و بس.
نادر طالب‌زاده نه تنها از نادرترین عناصر فرهنگ، هنر و رسانه بود، بلکه مطالبه‌گرترین هم بود.
نادر بود، چون گرچه غرق در نعمت و فرصت بود اما او نعمت و فرصت را جز از مسیر انقلاب اسلامی ایران نمی‌خواست.
طالب بود، چون هرگز دست نکشید از مطلوبیت‌ها و اصولی که حاضر بود برای آن جان دهد و آخر هم داد. بسیاری به اشتباه گمان می‌کنند او فقط اهل جذب حداکثری بود. حال آن‌که حاج نادر قصه ما، در بزنگاه‌ها، جذب و دفعش را متناسب با مصالح ملی تعریف می‌کرد. اهل جذب حداکثری بود، آن‌گاه که می‌خواست الیور استون و پسرش را علیه آمریکا و نظام سلطه‌گر هالیوود به کار گیرد اما در زمان مقتضی، صریحا موضعش را اعلام می‌کرد، ولو به قیمت از دست دادن طرفدارانش.
یک انقلابی قاعده‌مند و اصولی بود. اصولگرا و اصلاح‌طلب نبود. او، فراتر از دسته‌بندی‌های سیاسی تعریف می‌شد. سیاست را از قاب فرهنگ می‌دید، نه فرهنگ را ابزاری برای اطفای تمناهای سیاسی. اولین‌بار، اسفند ۹۱ دیدمش؛ شوری نامتناسب با سنش، خلوصی نامتناسب با صنفش و امیدی از جنس رهبرش داشت. کاملا اسما و رسما نادر بود. پرشور بود ولی جوزده نمی‌شد. مخلص بود ولی ملعبه نمی‌شد. امیدوار بود اما هر لحظه دغدغه رشد، اصلاح و انتقاد مصلحانه داشت.
از برجسته‌ترین وجوه ندرت او، همین بس که امکانش را داشت و به او مراجعه می‌شد تا مثل بسیاری از هم‌طیف‌هایش، بشود چرخ‌دنده کاسبی و سهم‌خواهی از سفره انقلاب، اما او نمک‌پرورده سفره انقلاب بود، بی‌آن‌که حتی دست به نمکدانش بزند. نه تنها قناعت داشت، بلکه خوشحال بود از این‌که می‌تواند در حد توان و وسعش، اطعمه و اشربه‌ای طهور، سر سفره بگذارد تا دیگران منتفع شوند؛ سهم‌داری بود که سهم‌خواه نبود. 
کم نبودند، آنها که مرحوم طالب‌زاده را در زمان حیاتش دل‌خون کردند، همان‌طور که شهید سید مرتضی آوینی را. اما حال درصددند او را مصادره کنند، حال آن‌که نه قرابتی با گفتمانش دارند و نه کمک کردند تا او پیش رود.
حاج نادر، سردار جهاد تبیین، سربازی به قدرت یک لشکر و فراتر از احزاب و جناح‌های سیاسی بود.
سردارترین سرباز جبهه فرهنگی انقلاب بود و آدم نظام.
اغراق نیست اگر بگوییم پرچمی که در دستان حاج‌قاسم بود در ساحت امنیت کشور، در دستان حاج نادر بود در ساحت فرهنگ.

احسان رستگار - نویسنده