رحلت حاج نادر، آنقدر سنگین و غافلگیرکننده بود که همه هوش و حواسم را برد. اما نمیدانم چرا ناگهان این خاطره از کنج ذهنم بیرون آمد و بر دلم نشست. فکر کنم اواخر دی 1392 بود که از دفتر حاج نادر تماس گرفتند و خودش پشت خط آمد که پاشو بیا کار داریم. تازه سری جدید برنامه راز را آغاز کرده بود. رفتم دفترش،
آقا جواد رمضاننژاد هم بود، روی میزش، دیویدیهای تعدادی از مجموعههای مستندی که ساخته بودم را دیدم مثل راز آرماگدون، و اینک آخرالزمان، اشغال و... تعجب کردم، چون چند سالی از تولید و پخش آنها گذشته بود و دیگر کسی سراغشان را نمیگرفت. صحبت را شروع کرد که میخواهیم قسمتی از برنامه راز را به موضوع اسلامهراسی اختصاص بدهیم و مجموعههای مستند تو را هم معرفی کنیم. چند روز بعد برنامه اجرا شد. مقداری درباره سریال هوملند یا سرزمین مادری صحبت کردیم، بهخصوص فصل سومش و قسمت 11 آن فصل که شخصیت اصلی ماجرا به ایران آمده و فرمانده سپاه قدس را ترور میکند. بعد درباره همین سریال هوملند با مارک گلن (فعال سیاسی آمریکایی) و پرفسور کوین برت (نویسنده و پژوهشگر) هم صحبت کرد. سپس درباره فیلم پادشاه شنها که درباره خاندان آلسعود توسط نجدت انزور، فیلمساز سوری ساخته شده و توسط وهابیها تکفیر شده بود، بحث کردیم که حاج نادر با خود انزور هم مصاحبهای انجام داده بود که پخش شد. انتخابهای مرحوم طالبزاده برای آن برنامه، بسیار هوشمندانه و ظریف بود. او از یک سو به فصل سوم سریال هوملند بهخصوص قسمت 11 آن پرداخت که با تصویری جعلی از ایران و با سوءاستفاده از جهالت مخاطبان رسانهای خودشان، القاعده را به ایران مرتبط کرده و اسلامهراسی را به ایرانهراسی بدل ساخته بودند و از سوی دیگر، یک اثر سینمایی جدید را مورد بررسی و تحلیل قرار میداد که به ماهیت آلسعود پرداخته و توسط همان رسانههای مدعی آزادی و اربابانشان، تکفیر و تفسیق شده بود اما آنچه در میان این کلکسیون هوشمندانهای که چیده بود به نظرم عجیب رسید، انتخاب چند دقیقه از میان هزاران دقیقه مجموعه مستندهای بنده بود که در اختیار داشت. بخشی از قسمت 12مجموعه مستند ... و اینک آخرالزمان که مقالهای انتقادی و اعتراضآمیز از برژینسکی (مشاور امنیت ملی جیمی کارتر، رئیسجمهور اسبق آمریکا) در روزنامه واشنگتنپست به سال 2007 درباره شدت اسلامهراسی در رسانههای غرب را نشان میداد. آنچه برای اولین بار اعترافی صریح و حیرتآور از یک مقام تندروی آمریکایی درباره موضوعی بود که سالهای سال به آن اشاره میکردیم ولی عدهای در پاسخ آن، ما را متهم به توهم توطئه میکردند.
حاج نادر اساسا با غرور و امثال آن میانهای نداشت و تواضع بیهوده هم به خرج نمیداد. وقتی موضوعی را میدانست، صریح میگفت و وقتی نمیدانست با شجاعت و بسان عالمان عارف میگفت نمیدانم و در آن برنامه او در کمال صراحت گفت چنین مقاله مهمی را اصلا نخواندهبود و اذعان داشت چنین مطلبی چقدر میتواند در فهم واقعیات القای اسلامهراسی کنونی در غرب و تبدیل آن به ایرانهراسی موثر باشد. این درحالی بود که نادر طالبزاده، دهها قسمت از همین برنامه راز را با خبرهترین کارشناسان تاریخ، سیاست، فرهنگ، اقتصاد و... طراحی، تولید و اجرا کرده بود. دهها قسمتی که هر یک میتوانست به عنوان یک یا چند کتاب تخصصی و مستند و محققانه، چاپ و منتشر شده و نسلی را از بسیاری مسائل پیدا و پنهان جهان سلطه مطلع کند. این در حالی بود که خود حاج نادر با ساخت مجموعه مستندهایی همچون خنجر و شقایق، همراه شهید سیدمرتضی آوینی و مجموعه مستند روایت فتح، طرحی نو در تاریخ مستندسازی ایران درانداخته بودند. اما مرحوم طالبزاده به رسم همیشه، در آن برنامه هم حقیر را بسیار شرمنده کرد و سواد و آگاهیاش را پشت تعاریف بدون تعارفش نشان داد. او ضمن اشاره به مجموعههای مستند نگارنده، گفت خیلی به این نوع آگاهیها نیاز است و دنیا دنبال همین نوع حرفهایی است که مطالب مستند و تازه مطرح کند. حاج نادر تاکید کرد اینک پردههای جهل و نادانی و فریب بهسرعت کنار میرود و خیلی سریعتر از گذشته، حقایق آشکار میشود.
سعید مستغاثی - منتقد سینما