براساس آخرین سرشماری نفوس و مسکن صورتگرفته در سال 1395 بیش از سه میلیون و 60 هزار زن سرپرست خانوار در کشور زندگی میکنند. البته با در نظر گرفتن اینکه این آمار قدیمی است و آمار طلاق در کشورمان روندی افزایشی دارد، تازهترین گمانهزنیها از وجود چهار میلیون زن سرپرست خانوار حکایت میکند. از میان این چهار میلیون نفر، حدود یک میلیون و 400 هزار نفر تحت پوشش کمیته امداد هستند و کمتر از 600 هزار نفر از آنها نیز توسط بهزیستی حمایت میشوند اما تعداد باقیمانده از این جمعیت چطور زندگی میکنند؟ ضمن اینکه آیا واقعا حمایتهای صورتگرفته از خانوادههای تحت پوشش بهاندازهای هست که کفاف زندگی آنها را بدهد؟ اینطور که مشخص است مستمری این افراد در سال جدید 20درصد افزایش داشته است؛ به این صورت که به یک خانواده پنج نفره، یک میلیون و 400 هزار تومان تعلق میگیرد اما آیا واقعا در شرایط امروز، یک خانواده پنج نفره با این مبلغ میتواند زندگی بگذراند؟ بدون شک افزایش 20 درصدی مستمری این افراد با هیچ منطقی در شرایط اقتصادی امروز، همخوانی ندارد. در واقع نه فقط خانوادههایی که تحت پوشش سازمان یا نهادی نیستند بلکه حتی کسانی که تحت پوشش و حمایت هستند هم وضعیت معیشتی خوبی ندارند. در این میان نباید فراموش کنیم که حمایت نه فقط به معنای پرداخت مستمری بلکه به معنای توانمندسازی این افراد است؛ افرادی که قریب به اتفاق آنها دغدغه اشتغال، مسکن و... دارند. شخصا فکر میکنم برای بهبود وضعیت این قشر از جامعه باید به سمت سیاستهایی حرکت کنیم که بتواند معنای واقعی توانمندسازی را در جامعه به تصویر بکشد، موضوعی که متاسفانه در سیاستهای فعلی دیده نمیشود. سیاستها باید به سمتی حرکت کند که بتواند این سرپرستان خانوار را در مسیری قرار دهد که خودشان از عهده هزینههای زندگیشان برآیند.
حسن موسوی چلک - رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران