printlogo


آغاز مقابله با غول 110‌متری
مازندران و گیلان همان‌قدر که سرسبز، زیبا و هوش‌بر هستند، دغدغه‌های بزرگ و خطرناکی هم پشت نام‌شان نشسته است؛ یکی از آن دغدغه‌ها انباشت زباله، پسماند و جاری شدن شیرابه‌های سمی زباله در کوهستان‌های سرسبز، سواحل دریا، مراتع، دشت‌ها و منابع آبی این مناطق است. نبود زمین کافی برای دفن زباله در مناطق شمالی از یک‌سو و نبود مدیریت صحیح جمع‌آوری زباله و کارخانه‌های زباله‌سوز و تصفیه شیرابه از دیگر سو باعث شده سایت‌های قدیمی انباشت زباله در این استان‌ها سرریز و تبدیل به تپه‌ها و کوه‌های عظیم بدبو و متعفن زباله و رودهای عفونی و جاری شیرابه شود؛ شرایطی که نه‌تنها درحال بلعیدن طبیعت بکر و زیبایی‌های استان‌های شمالی که عامل به خطر انداختن سلامت هموطنان‌مان در این مناطق شده است. سراوان مصداق بارز این ادعاست؛ منطقه‌ای جنگلی و بکر با چند روستا و هزاران خانوار که امروز آن را نه به‌نام زیبایی‌هایش که به‌نام کوه عظیم زباله‌هایش می‌شناسند که ارتفاع آن از 100 متر تجاوز کرده و چون غولی زشت و کریه، زیبایی و سلامت منطقه و مردمانش را نشانه گرفته . البته اواسط هفته گذشته سخنگوی ستاد مدیریت پسماند گیلان به مردم اطمینان خاطر داد که محل دفن زباله سراوان تا پایان امسال تعطیل می‌شود و زباله جدیدی وارد این دفن‌گاه نخواهد شد.

حکایت کوه عظیم سراوان، فقط حکایت یک کوه 110 متری زشت و بدمنظر و بدبو از زباله در خطه سرسبز سراوان نیست، حکایتی است که سر دیگر آن به یک جوی شیرابه متعفن و بدبو می‌رسد؛ یک باریکه آب سیاه‌رنگ و خطرناک که از لابه‌لای کوه زباله جاری می‌شود و در حاشیه جنگل و جاده، راهش را گرفته ، از روستاهای پرجمعیت سراوان و کچا عبور می‌کند و خود را به رودخانه گوهررود می‌رساند؛ رودخانه‌ای که در رشت به زرجوب پیوسته و رودی بزرگ را شکل می‌دهند.  آب این رود اما پاک و زلال و شیرین نیست، این رود که از قلب رشت می‌گذرد، از اینجا به بعد مملو از شیرابه‌های سمی بدبو، فاضلاب شهری، صنعتی و بیمارستانی رشت و شهرها و روستاهای همجوار است و وای به روزهای پس از این که از میزان بارش‌ها کم شده و بر گرما و هرم آفتاب در بهار و تابستان افزوده می‌شود. از حالا به بعد به‌ویژه در اوج تابستان، محتوای این رود بزرگ چیزی جز شیرابه و فاضلاب نیست؛ معجونی بدمنظر و متعفن که مستقیم راهی تالاب انزلی و پس از آن دریای خزر شده و سپس راهی بدن زیست‌مندان و آبزیانی که هر روزه مهمان سفره‌های من و شما می‌شوند.  
رودخانه شیرابه و فاضلاب را رها کنیم و برگردیم سمت منطقه سراوان و کوه عظیم زباله‌اش که بیش از 30 سال است موی دماغ جمعیت 9000 نفری روستای سراوان و سایر روستاهای همجوار شده و زندگی را بر آنها سخت و زهر کرده است.  این کوه زباله از ابتدا اینجا نبود، وقتی هم در تابستان 63 محل انباشت زباله شد، از آن به‌عنوان سایتی کوچک و موقت یاد شد که به‌زودی جمع‌آوری و پاکسازی خواهد شد. 
در عمل اما نه‌تنها سایت زباله جمع نشد که با تخلیه روزی هزار تن زباله از شهرستان رشت، شهرها، روستاها و مناطق همجوار در آن، سال به سال بر وسعت و ارتفاع آن افزوده شد تا به امروز که به وسعت 20 زمین فوتبال و ارتفاع 
110 متر برسد و منظر زشت و بوی متعفن و آلودگی بیماری‌زا و غیرقابل تحمل آن امان مردم روستاهای همجوار به‌ویژه سراوانی‌ها را ببرد ، دست به تجمع و اعتراض بزنند و مانع ورود کامیون‌های حمله زباله به منطقه شوند. این تحصن و اعتراض البته با وعده مسؤولان برای رسیدگی فوری خاتمه یافت اما درد مردم بومی خاتمه نیافته است؛ دردی که از زباله، بوی تعفن، پشه و مگس  آغاز و به انواع بیماری‌های پوستی و تنفسی منجر می‌شود. 
​​​​​​​
سدسازی به جای مدیریت زباله
گیلان تنها استان در بین 31 استان کشور است که میزان بارش‌های آسمانی آن بسیار زیاد و بیش از نیاز مردم منطقه است، همین باعث شده در این استان هیچ‌گاه معضلی به نام کمبود آب نباشد و با حفرسه تا چهار متر در زمین  می‌توان به آب رسید. با این حال مسؤولان گیلان اصرار دارند که با کمبود آب برای شرب و کشاورزی مواجه‌اند و برای جبران این کمبود باید سد ساخت؛ تفکری که طی سال‌های گذشته و با وجود مخالفت‌های بسیار در قالب سدهایی چون سد بیجار، شفارود، لاسک، پلرود و... به مرحله اجرا رسیده یا طرح‌شان روی کاغذ آمده و گیلان را به یک کارگاه سدسازی تبدیل کرده است.  این درحالی است که گیلان کمبود آب ندارد و مشکل این استان درواقع پایین بودن کیفیت آب‌های موجود است که دلیل آن‌هم وجود انبوهی از زباله و پسماند و شیرابه‌های عفونی و فاضلابی است که روزانه و بدون تصفیه وارد رودخانه‌ها و منابع آبی زیرزمینی و سطحی گیلان می‌شود. مسؤولان گیلان خود این را می‌دانند و در پاسخ به این پرسش که چرا به جای سدسازی به‌دنبال تصفیه آب‌های موجود نیستید، می‌گویند ایجاد تصفیه‌خانه پول می‌خواهد و ما پول نداریم.

دیگر فرصتی باقی نمانده 
آنچه مردم سراوان را ناراحت و عصبانی کرده، این است که مسؤولان هرسال و هربار می‌آیند وعده‌ای برای رفع مشکل زباله سراوان می‌دهند و بعد می‌روند و پشت سرشان را هم نگاه نمی‌کنند. حتی آخرین بار استاندار گیلان به مردم سراوان گفت که این سایت زباله را تعطیل می‌کند، درحالی که نگفت چطور می‌خواهد اینجا را تعطیل کند و اگر تعطیل کند زباله‌هایش را کجا خواهد برد؟ چرا به فکر چاره اصولی و اساسی نیستید؟ باید این بحران را ریشه‌یابی و سپس برای حل آن چاره اندیشی کرد. در ریشه‌یابی این بحران معمولا به دو عامل می‌رسیم؛ اول وعده  و وعیدهای توخالی مسؤولان و دوم نبود ثبات شهردارهای شهرستان رشت که مدام و هرسال تعویض می‌شوند و در این بازه کوتاه حتی نمی‌توانند مشکلات کوچک شهرستان را حل کنند، چه رسد به بحران عظیم زباله‌های آن. نبود نهادهای نظارتی طی چند سال گذشته را هم به دو عامل فوق اضافه کنید، نتیجه‌اش می‌شود ایجاد همین غول عظیم 100متری زباله که دیگر شکستن شاخ آن، کار هر کسی نیست.  

فاطمه مرادزاده - گروه ایران