حال سینما، نزار است. فراگیری کرونا هم این نزاری حال و روز سینما را وخیمتر کرده است اما با همه این اوصاف و در همه این سالها در صدر پرفروشهای سینما ژانر کمدی همچنان یکهتازی میکند. اگر روزی روزگاری در میان بالانشینان گیشه و در کنار فیلمهای کمدی چند فیلم موفق اجتماعی هم دیده میشد اما حالا پرفروشها در سیطره این ژانر است. سؤال این است که آیا میتوان این اتفاق را معمولی دانست؟ به این معنا که میتوانیم نظامی از توالی این اتفاق تکراری بیرون بکشیم؟ آیا میتوانیم دیدهشدن کمدی در ایران را به تغییر احتمالی مناسبات اجتماعی ربط دهیم و بهعنوانمثال بگوییم کمبود شاخصی به نام شادمانی در ایران باعث شده فیلمهای کمدی پیشتاز باشند؟ این موضوع وقتی جالبتوجهتر است که بدانیم در میانههای دهه 60 ، عموم فیلمهای پرفروش ایران را فیلمهای درام و اشکآلودی همچون «گلهایداوودی» یا «میخواهمزندهبمانم» شکل میدادند و حالا فیلمی که در زمره ژانر کمدی نباشد احتمالا محکوم به شکست در گیشه است. در کنار این اتفاق و برای فهم بهتر این موضوع میتوان به برخی از آمارهای منتشرشده در این حوزه اشاره کرد. چند روز پیش محققان پژوهشکده علوم بهداشتی جهاد دانشگاهی با بررسی نزدیک به ۲۰هزار ایرانی، ارزیابی افراد را از میزان سلامت خودشان و ارتباط آن با میزان شادی بررسی کردند و دریافتند جایگاه ایران در رابطه با مقیاس شادمانی اجتماعی چندان مناسب نیست. باید گفت تمایل به خوراک فرهنگی، نسبت درستی با وضعیت اجتماعی دارد. به این معنا که استقبالکردن یا استقبال نکردن از محصولات و تولیدات فرهنگی ارتباط معناداری با ساختار اجتماعی که نشاتگرفته از وضع اقتصادی، معیشتی و فرهنگی مردم جامعه است دارد. به همان میزان که مخاطب امروز جامعه آمریکا تمایل بسیاری به تماشای فیلمهای علمی ــ تخیلی دارد یا جامعه ژاپن فیلمهای معناگرا را میپسندد و هندیها تمایل به تماشای فیلمهای رمانتیک و قهرمانمحور دارند به همان میزان هم میتوان میل جامعه ایرانی به فیلمهای کمدی را ناشی از کمبود نشاط اجتماعی در کشور دانست.