گفتوگو با زهرا حبیبیخسروشاهی به انگیزه برگزاری نمایشگاه آثارش در خانههنرمندان ایران
نظام سرمایهداری، قدرت بیان را از هنرمندان گرفته است
در روزهایی که دوستداران فرهنگ و هنر در شور و هیجان بازگشایی نمایشگاه کتاب به سر میبرند، نگارخانهها و گالریهای شهر هم با سرعت عجیب در تلاش هستند نمایشگاههایی جذاب و تماشایی از آثار هنرمندان برپا کنند. خانههنرمندان هم سعی کردهاست از این فرصت، برای ایجاد محیطی متفاوت برای نمایش آثار هنرهای تجسمی بهره ببرد. این روزها، در دو تالار خانههنرمندان ایران، دو نمایشگاه در موضوعات گوناگون برپاست و علاقهمندان میتوانند با توجه به گرایش و علاقه هنری خود، از آنها بازدید کنند. اولین نمایشگاه با نام «خیال کن» شکلی متفاوت از هنر را در قالب نقاشی برای مخاطب امروز تعریف میکند اما برگزاری این نمایشگاه هم مانند تمام نمایشگاهها دارای نقاط قوت و ضعفی بود که از نقاط ضعفش میتوان به نبود دستنوشتههایی برای ارائه اطلاعات کامل و توضیح آثار در کنارشان، اشاره کرد. دومین نمایشگاه با نام «وضعیت آخر» میزبان آثار و چیدمانی از زهرا حبیبی خسروشاهی است که با چیدمانی از متریال سرامیک و پوسته تخممرغ فرمهای تخممرغ شکلی را به نمایش گذاشته است. یادآور میشود نمایشگاه گروهی نقاشی هنرمندان با نام خیال کن تا 2 خرداد و نمایشگاه وضعیت آخر تا 26 اردیبهشتT پذیرای عموم علاقهمندان در خانههنرمندان است. به انگیزه برگزاری این نمایشگاهها با زهرا حبیبی خسروشاهی، هنرمند و عضو انجمن سرامیک ایران و انجمن هنرمندان کانادا که نمایشگاه وضعیت آخر به آثار چیدمان وی اختصاص یافتهاست، گفتوگو کردهایم که حاصل آن را میخوانید.
سال گذشته در گالری والی، نمایشگاهی انفرادی با عنوان ترکیبی از کلمه egg و ego برگزار کردم که چیدمانی بود از ۷۲۲ فرم تخممرغی شکل و در آن مفهوم زایش و تکثیر را به چالش کشیدم. 722 عدد فرم تخممرغی شکل که دو عدد آن شامل دو عدد سرامیک بزرگ، 123 سرامیک بارکد و بقیه چیدمان از مواد پوسته تخممرغ بود. آنزمان هم گفتم در طول تاریخ، موضوع تولیدمثل و فرزندآوری همواره از اهمیتی خاص برخوردار بوده و نوع رویکرد و نگرش انسانها و جوامعی که باعث این مشکل میشوند، متفاوت است. اگرچه روش تولید مثل در جوامع بشری جز در مواردی یکسان است اما هر فردی زندگی متفاوتی دارد و گاهی این زندگی متفاوت باعث شده با موجودات ناقص و عجیبی که یادآور ضربالمثل معروف شتر، ببر است، مواجه شویم. آنچه امروز در خانههنرمندان در بازدید عموم قرار گرفته، در حقیقت بازمانده قطعاتی از همان «ایگوهای نمایشگاه قبلیام است که البته با چیدمانی کاملا متفاوت و با قیمتی بسیار اندک به حراج گذاشتهام؛ چرا که تصورم بر این است علاقهمند هنر باید بتواند اثر هنری مطلوبش را خریداری کند. متاسفانه آنچه عموما شاهد آن هستیم این است که آثار هنری در گالریها آنچنان با قیمتهای گزاف به مردم عرضه میشود که علاقهمندان اصلا توان پرداخت چنین مبالغی را ندارند. بنابراین تصمیم گرفتم تمام کارهایم را با قیمتهای بسیار کم به حراج بگذارم. ضمن اینکه قصد داشتم شیوه قیمتگذاریهای نجومی راکه بعضا در گالریها انجام میشود، به چالش بکشم.
گالریها چیدمان را قبول ندارند
روند کاری بسیاری از گالریهای سطح شهر با خانههنرمندان متفاوت است. خانههنرمندان دقیقا شرایط هنرمندانی را دارد که الان با تمام توانشان دست و پا میزنند و تقلا میکنند فقط بمانند. خانههنرمندان هم مثل بسیاری از هنرمندان فقط برای اینکه پایدار بماند و مامنی برای هنرمندان باشد، تسهیلات ویژهای فراهم کرده است. برای برگزاری این نمایشگاه بود که اولین بار وقتی وارد خانههنرمندان شدم. احساس کردم واقعا خانه خودم است. چون حتی یک ریال بابت برگزاری نمایشگاه از من دریافت نکردند. فعلا تصمیم بر این است روز پایانی نمایشگاه وضعیت آخر ویدئو آرتی از روزهای نمایشگاه تهیه کنیم. میخواهیم مرحله به مرحله تغییراتی را که نمایشگاه از روز اول تا آخر داشته، روندی که به سمت کوچک و محدودتر شدن و در نهایت تقلایی که برای ماندن کرده، اسلاید به اسلاید نشان دهیم.
امیدوارم در آینده شاهد بهبود جایگاه هنرهای جدید در کشورمان باشیم؛ چرا که متاسفانه امروز هنر معاصر و جدید در کشور ما اصلا منزلتی ندارد و اکثر هنرمندان و گالریداران همچنان درگیر رنگ و فرم و جذابیتهای بصری هستند. انگار در دوران هنر مدرن، متوقف ماندهایم. هر چند گاهی تلاشهایی در زمینه هنرهای مفهومیمیشود اما آنطور که باید، دیده نمیشود. گالریها اصلا قبول نمیکنند اینستالیشن (چیدمان) را به نمایش بگذارند. به این دلیل که فروشی برایشان ندارد. نظام سرمایهداری به قدری زورگو شده که قدرت بیان را از هنرمندان گرفتهاست. هنوز راه زیادی مانده تا ما به جایی برسیم که هنر مفهومی، با اقبال گسترده هنرمندان و مخاطبان در کشور مواجه شود.
ساناز قنبری - گـروه فرهنگ و هنر