تخریب میراث فرهنگی چند سالی است که همچون حوزه محیطزیست باعث واکنش بسیاری از سوی افکار عمومی میشود. واکنشهای پرتکرار در رابطه با تخریب یک اثر تاریخی به هر دلیلی یکی از نشانههای این اهمیت در مطالبه عمومی شهروندان است اما اگر ورود مخاطرات تخریب محیطزیست میان افکار عمومی فراگیر شده، میراث فرهنگی هنوز در میان اغلب شهروندان ناآشناست و واکنشها به این موضوع هم تنها با حسرت و تلخی همراه است. چرا که یکی از مهمترین مخربان این میراث و بیتوجهان به این آثار همان شهروندانی هستند که ما به آنها افکار عمومی میگوییم.
یک ویدئوی معروف در فضای مجازی هنوز دست به دست میشود که حکایت آشکاری در تایید این گفته است، مردی که روبهروی مصاحبهکننده در فضای تاریخی گورستان سفیدآب حضور دارد و فرزند نوجوانش در همان حین مصاحبه دارد با سوئیچ خودرو پدر روی قبرهای چندهزار ساله خط میاندازد! یکباره مرد رو به فرزندش نهیب میزند که از این کار دست بردارد چرا که سوئیچ خراب میشود! این قصه بارها در فضای پیرامونی ما در حال تکرار است، نمونه متاخرش ویدئویی از جمعیت افرادی که در داخل چارطاقی نیاسر در حال درست کردن کباب هستند! سازهای که به گواه اسناد موجود سالمترین چارطاقی بجا مانده از دوره
ساسانیان است.
هر چند واکنش به این ویدئو همگی دلالت بر ناآگاهی این افراد دارد اما باید بدانیم هر چقدر هم در حوزه حقوق عامه در ارتباط با محیطزیست حرف زدیم در رابطه با اهمیت میراث ماندگار این سرزمین سکوت کردهایم.