نگاهی به سریال این شبهای شبکه 2
آدمهایی که سرنوشت خود را از سر مینویسند!
درام خانوادگی و اجتماعی «از سرنوشت» نگاهی پویا به زندگی و انسانها دارد. نگاهی که در آن توکل به خداوند و همت برای سازندگی کشور و زندگی انسانها از مسیر سلامت و صداقت مد نظر قرار گرفته است. از سرنوشت، برخلاف افراد منفعل که موقعیتهای تلخوشیرین و جایگاه و نقشهای فردی و اجتماعی خود را از پیش تثبیتشده میپندارند و برای ساختن خود و زندگی و آینده دست از تلاش برمیدارند و دچار یأس و ناامیدی و گذران باری بههرجهت زندگی میشوند، با خلق دو شخصیت که از دوران کودکی تا بزرگسالی، زندگی آنها را روایت میکند، نشان میدهد که این خود انسانها هستند که بهرغم تمام مشکلات و موانع با تکیه به خداوند، سرنوشت خود را میسازند. مجموعه خوب تلویزیونی از سرنوشت که در کل خوب نوشته و ساخته شده است و از آثار خوب خردمندان، کارگردان آن است، خوب شروع شد و تا دو فصل پیشین خوب هم جلو آمد، ولی به نظر میرسد در فصلهای بعد، عمدتا به ماجراسازی رویآورده و با ایجاد رخدادهای حاشیهای، سریال را به سمت درازگویی در داستان و طویلسازی در تصویر میبرد. این روند میتواند به ساختار هنری و داستانی و محتوای ارزشمند از سرنوشت لطمه زند و مخاطبان آن را دلزده و دلسرد کند. با آنکه کاراکترها و فضای عمومی داستان سریال، ظرفیت پرداخت بیشتر را دارند اما این ظرفیت باید با نوآوری و خلاقیت همراه شود و امتیازهایش فدای حادثهپردازی صرف نگردد. ورود آدمهای جدید مانند آرام، اگر به قوام و استحکام داستان و پیشبرد مسیر متعالی دیگر شخصیتها نینجامد، بازدارنده است. همچنین درگیری بر سر مسائل کارگاه در سریال، بیش از اندازه طولانی است. دو قهرمان اصلی این مجموعه با بازیهای خوب بازیگرانش، در واقعیتهای فقر و گرانی و دیگر گرفتاریهای اجتماع، بسیار بیشتر از کشاکشهای عاطفی و شخصی و خانوادگی، باید با رویدادهای اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، وارد کشمکش شوند. درهرحال سریال از سرنوشت از نادر مجموعههای خوب و بامحتوا و جذاب تلویزیون است و کارگردانی حرفهای، بازیهای خوب، فیلمنامه اصولی و مضمون و محتوای قابلتوجه از امتیازهای شاخص آن است و این سریال را در کنار بهترینهای سیما جایمیدهد. نگاه واقعگرای هنرمندانه به زندگی و دغدغههای مردم و نسل جوان، از نظر آسیبشناسانه همراه چاشنیهای نقد سازنده و طنزهای مناسب و محترم، از نکات بارزی است که باید در نگارش و تولید مجموعههای خوب تلویزیونی، در دستورکار مدیران تلویزیون و هنرمندان قرار گیرد. از سرنوشت قویتر و جذابتر، در این راستا میتواند نمونهای خوب باشد.
اما باید گفت یکی از مشکلات مهم مجموعههای چندفصلی و ازجمله از سرنوشت، طولانی کردن نابجای مجموعه است. اگر یک سریال در هر قسمت و فصل، نتواند حرفی تازه با مخاطب در میان گذارد و به مسائل تازهتر مرتبط با خط اصلی داستان بپردازد، وارد بیراهه میشود؛ بیننده را مکدر و هزینه تولید را افزایش میدهد. کشدار کردن ماجراهای عاشقانه یکی از کاراکترهای محوری این سریال و دامنزدن به مشکلات داخلی کارگاه و افزودن شخصیتهای جدید، نهتنها توجیه داستانی ندارد و خلاقانه نیست که سبب افت روند سریال میشود. پررنگی مضامین عاشقانه در این سریال به کمرنگی توجه به سوژههای خانوادگی و اجتماعی منجر شده است. نکته مهمتر اینکه در این مجموعه به نقش ایمان در کنار امید به فردای بهتر و سازندگی، اهمیت کافی و شایسته داده نشده که لازم است جبران شود.
جبار آذین - مدرس و منتقد سینما و تلویزیون