printlogo


عمق میدان
ساختارپیرامونی و قشر ممتاز وابسته
آیا تاکنون اندیشیده‌ایم چرا در ساختار مستقر و محکم متکی به حکمت قرآنی و مستقل از کفر محارب، می‌توان بیشترین آزادی و جذب نیروهای متخصص را تحت حکمبانی و حکمرانی الهی داشت و حتی به قول استاد شهید مطهری از پروفسور مارکسیست یا لیبرالیست دعوت کرد در دل دانشکده الهیات یا حوزه علمیه، مارکسیسم یا لیبرالیسم درس دهد و... اما در ساختار پیرامونی همین پدیده به فروپاشی نظام منجر می‌شود؟ راز را در خود سرشت سست نظام پیرامونی و عملکرد مدیریت و حکومت قشر نوکیسه بی‌ایمان و آماده خیانت به ملت و آیین و خدمت به شیطان و نقش دشمن متفرعن، جست‌وجو کنید. در ساختار پیرامونی نیروهای هر نهاد از کوچک‌ترین فرصت علیه حقیقت و ایمان به خدا سود می‌برند ولی در ساختار مستقر مؤمنانه به سبب نظارت مطمئن و دارای معرفت از متخصص ولو غربگرا و شرق‌گرا فرصت خیانت سلب می‌شود، چراکه با تسویل شیطان مقابله می‌نماید و حقیقت اشیا را می‌جوید.

پیش از این درباره ضرورت نفی ساختار پیرامونی که با پروژه تشکیل حکومت‌های تحت سلطه قدرت‌های مرکزی در آغاز قرن 20، مثل حکومت کودتای پهلوی (پدر و پسر) و تحول در سرشت توسعه و تثبیت مدرنیزاسیون متکی و وابسته به نظام امپریالیستی سرمایه‌داری در کشورهای حاشیه‌ای حرف زدیم و نیز درباره جهانگیری مدرنیت همچون سنگ بنای قدرت و تمدن غرب و تحول سرمایه‌داری جهانی در قرن‌20 و تلاش برای تحت سلطه کالبدی در آوردن باقی جهان برای سود بیشتر و توسعه زیاده خواهانه و رفع نیازهای آزمندانه کشورهای مرکز اشاره کردیم و همچنین نقش تعریف قرآن از صورت و ساختار جامعه الهی را با امر ضروری آزاد و مستقل زیستن از سیطره و فرمان پذیری متفرعن و خدای‌واره بت سرمایه سالاری و مدرنیته جهانگیر و کفر جهانی متفرعن، گوشزد کردیم و به تفاوت معنای ساختار در نگاه توحیدی خداپرستانه با دید ماتریالیستی تاکید ورزیدیم و گفتیم شکل‌دادن به ساختار پیرامونی در کشورهای تحت سلطه به معنای آن بوده که شؤون اساسی زندگی اقتصادی و سیاسی و فرهنگی‌شان در خدمت منافع و نیازهای ساختار کشور مرکز شکل داده شود و سر سپرده و دنباله سازگار با آن و در خدمت آن باشد.
 این ساختار اما برای خود آن کشورهای تحت‌سلطه، ماهوا در بردارنده رذائل بزرگی است که امکان رشد، دادگری اجتماعی، استقلال ، آزادی و پیشرفت‌شان را سلب می‌کند. در کانون این باور نگرش کافرانه بیرون نهادن دین و احکام رب العالمین و متن و نص وحی و کلام ا... و کلام مفسران وحی و انوار هدایت معصوم (ع) و جدی نگرفتن آن و جایگزینی عقل خود بنیاد مدرن در راهنمایی عمل مستمر و روزمره اجتماعی قرار دارد که نتایج آن عبارتند از کژراهی قطعی در فعل سیاسی و اقتصادی و اجتماعی به سود سیطره خداستیزانه و شیطانی قدرت متفرعن و فرعونی، سیطره فرهنگ ضد توحیدی و اسلام ستیز و امروز ابزار اساسی این تغلیب با کاربرد دو نظریه سناریوهای تسلط و جهانگیری فرعونی/شیطانی‌اش را به اجرا در می‌آورد. یکی به کارگیری نظریه وانموده است. در اینجا مقصودم برگردان سمیولاکروم   simulacrum است که از simulate برآمده و به‌وسیله دلوز و بودریار سنگ بنای وجوه فلسفی/زیبا شناختی و معرفت شناختی، از یک سو و جامعه شناختی/کارکرد سیاسی‌اش از دیگر سو به بحث کشیده شده و نقش آن در سناریوهای قدرت جهانی سلطه و به‌ویژه پنتاگون پایه اساسی چشم پوشی ناپذیر کنش سلطه‌گری بدل شده است.
نظریه دوم، نظریه بازی یا همان گیم تئوری است که ریشه در آرای ریاضی جان نش و حساب احتمالات و توسعه آن در تئوری‌های اقتصادی سرمایه داری معاصر دارد که کار روی آن پنج نوبل نصیب دانشمندان مختلف پس از جنگ جهانی دوم کرد و گیم‌های کامپیوتری زاده آن است اما کارکرد سیاسی آن به استفاده سیا و پنتاگون در جنگ سرد و فروپاشی بلوک شرق و در عرصه اجرای سناریوهای خاورمیانه‌ای از زمان اشغال فلسطین و در جنگ با انقلاب اسلامی و بازی انقلابات رنگی و تولید وانموده داعش و بازی کنونی در آسیای غربی و... و مقابله با چین و روسیه مربوط است. به هر حال، ساختار و نظام پیرامونی جدید، نتایج ناگزیر شومی برای کشور تن داده به زندگی پیرامونی دارد، مانند: ۱- قدرت‌گیری قشر افزون‌خواه در حکومت، قدرت‌طلبی و برتری‌جویی حاکمان پیرامونی و مدیریت آویزان به کشور مرکز و توسعه بی‌عدالتی جامع به سود سلطه خود، یعنی این ساختار متفرعن مبتنی برکشور سلطه‌گر/سلطه پذیر، تولیدگر بی‌عدالتی اقتصادی و سیاسی و بردگی فرهنگی ناگزیر به سود کشور مرکز و سیطره خواه است. ۲- نتیجه عینی این بی‌عدالتی جامع، وسیع است و نمونه‌هایی از آن عبارت است از: الف ــ پیدایش روز افزون تبعیض طبقاتی موحش و رشد طبقه ممتاز نوکیسه وابسته و ضد ملی حاکم که در اصل کارگزار ارباب بزرگ است! یعنی جامعه‌ای که یک سویش قشر فربه ممتاز وابسته به رانت دولت وابسته به کشور کانونی و سرسپرده فرامین پروردگار فرعونی خود و اسیر نهادهای بین‌المللی این نظام ظلم و جور است و دلبسته به دلالی و واسطه‌گری و بهره نوکری و تکه نانی که جلوی این قشر ممتاز انداخته می‌شود و سوی دیگر انبوه طبقات ستمدیده و مسلوب الحقوقند که روز به روز فقیرتر می‌شوند و امکانات کار مستقل و ملی را از دست می‌دهند، زیرا برنامه‌ریزی زندگی ملت به دست ستمگران و غارتگران منابع انسانی و طبیعی کشور است و سرنوشت توسعه، نظام مالی و پولی، نظام صنعتی و کشاورزی و ساختار مدیریتی و آموزش و دانش و فناوری و فرهنگ و... در اختیار رهبری شیطانی و در خدمت فرعون عصر و به سود قدرت کانونی و سرمایه داری بین‌المللی است. همچنین واردات و واسطه‌گری قشر ممتاز رانتخوار، این قشر زحمت‌کشان و تولیدگران ملی و کوچک صنایع و کشاورزی و کارگران و کشاورزان را به نابودی می‌کشد، بازار سنتی متکی به تولید و کالای کشاورزی و صنعتی بومی‌شان را نابود می‌کند تا جایش را به مؤسسات تجاری و مراکز پخش و فروشگاه‌های بزرگ فروش کالای خارجی یا تولید وابسته به آنان دهد.

احمد میراحسان - شاعر و پژوهشگر