printlogo


گفت‌وگو با عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی درباره تاثیر جهانی فردوسی
قدیمی‌ترین سند تاریخی ژاپن، بیتی از شاهنامه است
25 سال از سند زدن روز 25 اردیبهشت به نام بلند حکیم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان پارسی می‌گذرد؛ سندزدنی که نخستین بار دکتر محمدجعفر یاحقی، استاد نام آشنای ادبیات فارسی پیشنهادش را مطرح کرد سپس از تصویب شورای عالی انقلاب‌فرهنگی گذشت. نفوذ بی‌چون و چرای اندیشه حکیم بزرگ توس و اثر ماندگارش شاهنامه در اقصی نقاط جهان، اقبال روزافزون پژوهشگران، محققان تاریخ ادبیات جهان و ایران‌شناسان را به این میراث درخشان و گنجینه بزرگ فرهنگی رقم زده‌است و تقویم ایرانی را بدان مفتخر کرده تا امروز را روز پاسداشت زبان پارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی بنامند.  به مناسبت این روز و برای بررسی تأثیر فردوسی بر ادبیات جهان، با دکتر الهام ملک‌زاده، عضو هیات علمی پژوهشکده تاریخ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت‌وگو کرده‌ایم که خلاصه‌ای از دیدگاه‌های وی را در زیر می‌خوانید.

در شاهکار ادبی شاهنامه چهار دودمان پادشاهی پیشدادیان، کیانیان، اشکانیان و ساسانیان در قالب اسطوره‌ها، افسانه‌ها و تاریخ ایران از آغاز تا حمله اعراب به ایران گنجانده شده‌است. تقسیم سه بخش اسطوره‌ای، پهلوانی و تاریخی توسط فردوسی به عنوان پیونددهنده فرهنگ ایران پیش از اسلام با فرهنگ ایران پس از اسلام، نقطه اوج این شاهکار ادبی است، که در بازه زمانی دو سه هزارساله پیش تاکنون تداوم یافته‌است. در این بین ترجمه‌ها، پژوهش‌ها و انتشار نسخه‌‌های متعدد شاهنامه‌فردوسی در سراسر گیتی همچنان با اقبال جهانی روبه‌روست و در گستره‌ای وسیع به نام ایران فرهنگی نفوذ کرده‌است.
برای نخستین بار متن کامل شاهنامه به زبان پارسی در 1811میلادی در هندوستان منتشر شد. این در حالی بود که نزدیک به 40 سال بعد از این تاریخ، در ایران برای اولین بار و در زمان سلطنت ناصرالدین شاه، شاهنامه چاپ شد. 
نفوذ و نقش شاهنامه و فردوسی در میان کشورهای عربی برخلاف مولوی، خیام یا سعدی، کمتر مورد توجه ادیبان و علاقه ‌مندان ادبیات کلاسیک بوده که غربگرایی مفرط ادیبان عرب، از دلایل اصلی این بی‌توجهی است. آشنایی جهان عرب با شاهنامه، از قرن هفتم هجری و ترجمه فتح‌بن‌علی بنداری در دمشق اتفاق افتاد و پس از آن هم ادیبان مصری بودند که بیشتر به شاهنامه و فردوسی توجه داشته‌‌اند. سایر ادیبان و محققان کشورهای عربی چنین توجه و علاقه‌ای از خود نشان نداده‌اند. 
 تولستوی، برادرش را فردوسی خطاب می‌کرد
در روسیه هم از اواسط قرن نوزدهم میلادی، پژوهش‌‌های گوناگونی در رشته‌‌های زبان شناسی، ادبیات و هنرشناسی ایرانی انجام شد و مطالعه علمی و ترجمه شاهنامه مورد توجه قرار گرفت. سال 1849 میلادی «ژوکوفسکی» داستان رستم و سهراب را از روی ترجمه آلمانی، به روسی برگرداند و نخستین ترجمه کامل شاهنامه از روی متن اصلی در سال‌های 1896-1895 میلادی منتشر شد که البته به زبان اوکراینی بود. شعرا و نویسندگان برجسته روسیه به خوبی فردوسی را می‌شناختند و در آثار خود از وی الهام گرفتند. تولستوی که با مطالعه زندگی فردوسی شناخت زیادی از وی پیدا کرده‌بود، برادرش را که به زعم وی شباهت زیادی به فردوسی داشت، فردوسی صدا می‌زد. نفوذ اشعار و حماسه‌های شاهنامه در فرهنگ و زندگی مردمان حوزه قفقاز و آسیای مرکزی مانند ارمنستان، تاجیکستان، قزاقستان هم قابل توجه است. 
 شاهنامه در شرق دور
جایگاه شاهنامه در چین و شباهت دو اثر منثور چینی از نظر مضمون حماسی، و نقشی که در رشد و تکامل زبان چینی داشته‌اند، همانند نقشی است که شاهنامه در حفظ و تکامل زبان پارسی ایفا کرده و از نفوذ و جایگاه شاهنامه بر ادبیات چین حکایت دارد.
 در ژاپن هم قدیمی‌ترین سند تاریخی ایران در این کشور و نخستین پیام بشر دوستانه ایران پس از اسلام، بیتی است از شاهنامه‌فردوسی که در معبدی در شهر کیاسای ژاپن نگهداری می‌‌شود و متعلق به 786 سال قبل یعنی سال 1217 میلادی است. این سند از سوی بازرگانی ایرانی برای راهب‌های بودایی نوشته‌شده و در آن بیت «جهان یادگار است و ما رفتنی/ ز مردم نماند به جز مردمی» از شاهنامه آمده‌است. 
 بیشترین و کمترین تاثیرگذاری
در این بین باید به ترکیه با کمترین میزان اثرگذاری و افغانستان با بیشترین اشتراکات فرهنگی در مواجهه با فردوسی و شاهنامه هم اشاره کنیم. با این ملاحظه که محل وقوع برخی داستان‌های شاهنامه، از نظر جغرافیایی در مناطق افغانستان کنونی اتفاق افتاده و از گذشته‌‌های بسیار دور از شناخته‌‌شده‌‌ترین کتاب‌ها در بین افغان‌ها بوده‌است. این در حالی است که در حال حاضر و با توجه به سیاست‌‌های حاکمان این کشور، طی سال‌های اخیر در حمایت نکردن از زبان پارسی و پراکندگی محققان و ادیبان افغانستان، همچنین مشکلات داخلی این کشور، نه‌تنها جایگاه فردوسی و شاهنامه در این کشور کمرنگ شده، حتی شاهنامه‌‌خوانی سنتی نیز ممنوع شده‌است. 

فرزانه غلامی - روزنامه نگار
​​​​​​​