printlogo


یادداشت
شاهنامه  در کنار پلنگینه پوش گرجی

زبان و ادبیات فارسی کلاسیک از دوره آغاز گسترش در منطقه قفقاز جنوبی در سده 5 ه. ق زبان و فرهنگ ملت گرجستان را نیز تحت تأثیر خود قرار داد. در این دوره، ادبیات عرفی یا غیرمذهبی گرجی بر اساس عناصر بومی و به نوعی با تأثیر از ادبیات بیزانسی، عربی به ویژه فارسی کلاسیک شکل ‌گرفت. شاهنامه‌فردوسی از گذشته‌های دور، توجه گرجیان را به خود جلب کرده‌بود و در ادبیات کلاسیک و عامیانه گرجی بازتاب قابل توجهی داشت و همواره بخش مهم زندگی معنوی ملت گرجستان شد. در منابع غنی و مختلف گرجی سده‌‌های 5 تا 12 هـ . ق بسیاری از اسامی خاص قهرمانان شاهنامه مانند: رستم، سهراب، تهمینه، مهراب، گیو، گودرز، بیژن، زال، تهمور‌ث، هوشنگ، لهراسب، افراسیاب، کتایون، منوچهر، آرش، اثرط، تور، بهرام، رودابه، رویین، جاماسپ، نریمان، نوشه، جمشید، کیخسرو، کیکاووس، اسفندیار، سیاوش و غیره با آوانویسی الفبای گرجی و تلفظ خاص به وفور دیده می‌شود که بیشتر آنها حتی امروز نیز میان گرجیان رواج دارد. یکی از قدیمی ‌ترین و کامل‌‌ترین ترجمه‌‌های حماسه شاهنامه در جهان به زبان گرجی وجود دارد.در ادبیات گرجی «روستومیانی» عنوان عمومی روایت‌های گرجی شاهنامه است که به آن «داستان رستم» نیز گفته می‌‌شود. جامعه فئودالی گرجستان در قرون وسطی، با آن که ترجمه شاهنامه از زبان بیگانه انجام گرفته، همواره شیفته روحیه حماسی-پهلوانی این اثر جهانی شده‌بود.  بخش‌‌های مختلف روایات‌‌های گرجی شاهنامه به صورت منثور، منظوم و منثور و منظوم است. برخی داستان‌‌های شاهنامه در ادبیات عامیانه ملت گرجستان نیز گسترش چشمگیری دارد؛ به ویژه داستان‌‌های رستم و سهراب، بیژن و منیژه، و سیاوش به محبوبیت و شهرت خاص مردم عام برخوردار بودند. گرجی‌‌ها به شاهنامه «گنجینه بی‌پایان» می‌گفتند که یک‌‌دفعه ترجمه نشده و افراد مختلفی، در دوره‌های مختلف به ترجمه آن پرداخته‌اند و ارزش‌‌های ادبی روایت‌‌های گرجی شاهنامه نیز یکسان نیست. شاهنامه در سده‌های 9 تا 12 ه. ق در گرجستان به عنوان اثر ادبی جذاب، خواندنی و آموزنده محسوب می‌‌شد که در ساختار آموزش و پرورش جوانان و نوجوانان آن دوره نیز در کنار پلنگینه‌ پوش حماسه ملی گرجیان، سروده و جایگاه والا داشت. 

الکساندر چولوخادزه -  رئیس بخش خاورشناسی دانشگاه گرجستان