پیش روی الگوی فرزندآوری در کشورمان موانعی وجود دارد که در نگاه اول اغلب در حوزه اقتصادی جلوه میکند اما با نگاه دقیقتر متوجه خواهیم شد، نگرشها و چارچوبهای ارزشی جامعه است که بر الگوی فرزندآوری تاثیر فراوانی دارد و چه بسا اثرش از مسائل اقتصادی نیز بیشتر است.
این به معنی موثر نبودن شرایط اقتصادی بر الگوی فرزندآوری جامعه نیست بلکه به معنای سهم اثر و میزان تاثیرگذاری هریک از متغیرها بر سبک زندگی است.
در الگوی خانواده کامل که در دنیای امروز هم از آن دفاع میشود صحبت از خانوادهای است که حداقل چهار فرزند داشته باشد. در واقع در خانواده کامل، پدر و مادر باید دختر و پسر داشته باشند و هرکدام از این دخترها و پسرها نیز باید صاحب خواهر و برادر باشند.
تحقق خانواده کامل البته الزاماتی دارد که بعضا نادیده گرفته میشود و سالهاست که در نظام برنامهریزی کشورمان به آن توجه نشدهاست.
یکی از اصلیترین حوزهها، معماری و شهرسازی و در واقع الگوی مسکن در جامعه است. اگر مسکن برای خانوادههای دارای سه فرزند و بیشتر تامین شود بر تمایل افراد به فرزندآوری بسیار تاثیر خواهد داشت.
وجه دوم هم موضوع کار رسانهای و فرهنگی است به این معنی که فرزندآوری در اتمسفر و روح حاکم بر جامعه باید یک پدیده ارزشمند، فرآیند مثبت و قابل تکریم تعریف شود. اگر اینطور شود چنین جامعهای، جامعه دوستدار فرزند نامیده میشود چنانچه اکنون در جهان جوامعی هستند که با این عنوان شناخته میشوند. پس در کنار ارائه یکسری تسهیلات اقتصادی که شاخصترین آن موضوع مسکن است باید جریانسازی فرهنگی و کار رسانهای نیز بهصورت منسجم و مستمر در دستور کار باشد.
دکتر صالح قاسمی - پژوهشگر جمعیت