روند کاهشی جمعیت، زنگ خطری جدی برای آینده کشور محسوب میشود؛ زنگ خطری که اگر جدی گرفته نشود، میتواند ابعاد مختلفی از زندگی خانوادگی و اجتماعی کشور را در چند سال آینده تحت تاثیر قرار بدهد اما چرا ما امروز به این درجه از بحران سالمندی و جمعیت رسیدهایم؟ طبیعتا عوامل مختلفی از جمله علل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... در این میان تاثیرگذار است.
اما اگر بخواهیم درجه این عوامل برای رسیدن به موقعیت فعلی را سهمبندی کنیم، سهم علل فرهنگی و اجتماعی بیش از عللهای دیگر است؛ موضوعی که ممکن است از نظر برخی عجیب به نظر برسد و عوامل اقتصادی را اولویت این عوامل بدانند اما شخصا فکر میکنم عوامل فرهنگی مبتنی بر اقتصاد، تاثیرگذارترین این علتها در روند کاهشی جمعیت است. البته بدون شک اقتصاد در پیشبرد این روند تاثیرگذار است؛ چرا که وقتی قدرت خرید مردم پایین است و گذران زندگی هزینه بالایی دارد، تمایل افراد جامعه به تشکیل خانواده و از آن مهمتر، فرزندآوری کاهش پیدا میکند. اما با وجود این، بازهم نمیتوانیم منکر عوامل فرهنگی و اجتماعی باشیم. شخصا فکر میکنم بالا رفتن سن ازدواج در بین جوانها ناشی از رسومات غلطی است که در گذشته وجود نداشت و امروز مانعی بزرگ برای ازدواج شدهاست. در گذشته ازدواج کردن آسان بود و طلاق گرفتن سخت انجام میشد؛ چرا که آدمها با کمترین امکانات وارد زندگی میشدند و انتظاری به جز این هم نداشتند اما حالا چه؟ سنتهای سخت و غلطی به ازدواج اضافه شده که طبیعتا هزینهبردار است. از تهیه یک جهیزیه کامل تا برگزاری عروسی و تعیین مهریههای بالا که از اصلیترین صدمات فرهنگی مبتنی بر اقتصاد است، که نهایتا به منصرف شدن جوانها از ازدواج و فرزندآوری ختم میشود. برای همین است که بسیاری از کارشناسان معتقدند باید پیکره فرهنگ را بتراشیم تا عوامل اقتصادی تا این اندازه مانعی برای افزایش جمعیت نباشد.
اسماعیل چراغی - کارشناس جمعیت