printlogo


بازخوانی حضور روحانیت در قاب تلویزیون
گرم، صمیمی و خودمانی
حضور روحانیت در قاب تلویزیون پیشینه ای به اندازه انقلاب دارد؛ از همان روزهای نخستین انقلاب به واسطه حضور مستمر و جدی روحانیت در پیروزی انقلاب، بدون شک حضور آنها در برنامه های مختلف صدا و سیما و حفظ این ارتباط دو سویه باعث شد تا پای روحانی‌ها به صدا و سیما باز شود. روحانیتی که آن زمان ارتباط تنگاتنگی با قشرهای مختلف مردم داشتند و ظهور و بروز آن را می شد در این قاب مشاهده کرد. در این گزارش سعی کردیم مروری اجمالی بر این حضور داشته باشیم.

قرائتی؛ شیرین زبان و دوست داشتنی
حجت‌الاسلام محسن قرائتی احتمالاً شاخص‌ترین و دوست داشتنی ترین روحانی تلویزیون باشد؛ کسی که طی چهار دهه از عمر انقلاب با برنامه «درس هایی از قرآن» پای تخته سیاه و با همان فرم و قالب معلمی با بیانی شیرین و با یک شوخ طبعی همیشگی، سال ها در دل و ذهن مخاطبان تلویزیون جای گرفته است. قرائتی از روحانیونی است که مردم سال‌ها پای درس وی نشسته‌اند و سال‌ها تفسیر و توضیح آیاتی از قرآن را با یک گچ سفید و یک تخته سبز به مردم ارائه کرده است. این شیخ کاشانی به واسطه ادبیات خودمانی و شوخ‌طبعی‌هایی که در آموزشش داشت هم مردم را خنداند و هم توانست مخاطب را ۴۰ سال پای درس‌های قرآنی خود بنشاند.

راستگو؛ روحانی قصه گوی کودکان
حجت‌الاسلام محمدحسن راستگو اولین روحانی بود که با بیانی شاد، پر انرژی و خودمانی برای بچه های دهه 60 و 70 تلویزیون قصه می گفت و از بازی با کلمات تا حل کردن جدول تا انواع مسابقه‌ها و حتی شعرخوانی، همه و همه را به کار می‌گرفت تا بتواند با روش‌هایی پویا و شاد بچه‌ها را آموزش دهد. او اهل مشهد بود و کمی با لهجه حرف می‌زد و با ادبیات صریح و خودمانی خودش سعی می‌کرد آیات، احادیث و مفاهیم دینی را برای کودک و نوجوان ساده سازی کند و نه فقط کودک و نوجوان که بزرگ‌ترها هم با او همراه می‌شدند. 

منبری هایی که مردم با تلویزیون بیشتر آنها را شناختند

اما در دهه 80 و با گسترش شبکه های مختلف تلویزیون حضور برخی روحانی ها در این قاب شکل و شمایل جدیدی پیدا کرد؛ به بهانه اعیاد، عزاداری ها و حتی به عنوان کارشناسان مذهبی و خانواده، مردم پای ثابت منبرها و این برنامه های تلویزیونی قرار گرفتند. سخنرانی‌های منبری حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان و نظرات گاها صریح وی در باب مسائل سیاسی، سخنرانی‌های بی‌تعارف حجت‌الاسلام ناصر نقویان که گاهی با اشعار مولانا، آنها را همراه می‌کرد و در دورانی بعد تر از آنها منبرهای حجت الاسلام دکتر رفیعی و حجت الاسلام عالی از معروف‌ترین و شاخص‌ترین این نمونه‌ها بوده است.
گوش دادن به سخنرانی‌های شیخ حسین انصاریان با ادبیات و لحن خاصش به خصوص در ماه محرم و شب های قدر و یا سخنرانی های حجت‌الاسلام فاطمی نیا و بحث‌های اندیشه‌ای او درباره ائمه و وقایع تاریخی اسلام و اطلاعات و معارفی که مطرح می‌کرد باعث شد طرفداران خاص خود را پیدا کنند.
اما این وسط حضرات علمایی نیز بودند که قاب تلویزیون با افتخار پای درس و منبر آنها می رفت و واسطه ای برای استفاده و بهره بیشتر مردم از علم و اخلاق و عرفان آنها می شد. آیت ا...  مجتهدی تهرانی، علامه محمد تقی جعفری، آیت ا... جوادی آملی، آیت ا...  مکارم شیرازی و اقا مجتبی تهرانی از جمله علمایی بودند که توانستند برنامه های تلویزیون را با نکته ها، بیانات و درس های خود ارتقا دهند. 

برنامه های تخصصی تر با حضور روحانیت
سال‌های پایانی دهه ۸۰ اما زمانی برای بروز و ظهور نام‌های دیگری در عرصه روحانیت بود که هم انگار نبض مخاطب را بهتر می‌دانستند و صمیمی‌تر با او ارتباط برقرار می‌کردند و هم به حوزه‌های دیگر تلویزیون مثل برنامه سازی و گفت‌و‌گوهای غیر از یک بحث کارشناسی صرف ورود کرده بودند. 
در این سال‌ها حضور روحانیون در گفت‌وگوها از مباحث کارشناسی مناسبتی فراتر رفت و آنها را در برنامه‌های تخصصی‌تر و البته مخاطب‌محورتری در مقابل بیننده تلویزیون قرار داد. روحانیونی که در برنامه‌هایی مثل «زلال احکام»، «سمت خدا»، «این شب‌ها» و… حاضر می‌شدند و بحث‌ها به تدریج از حوزه معارف فراتر رفت و روحانیون به مشاورانی در حوزه ازدواج و خواستگاری و زندگی زناشویی تبدیل شدند که باز از نمونه این برنامه‌ها می‌توان به «گلبرگ» اشاره کرد. 
از روحانیون شاخص این دوره می توان به حجت الاسلام زائری، شهاب مرادی، سرلک، دهنوی، عالی، برمایی و حسینی بوشهری اشاره کرد که هر کدام از آنها با حضور در برنامه های مختلف تلویزیونی و با کلامی به روزتر و ارتباطی صمیمانه تر با قشر جوان جامعه، توانستند حضور معنادارتری در قاب تلویزیون داشته باشند و مخاطبان گسترده تری را با تلویزیون آشتی دهند؛ بینندگانی که شاید تصویر متفاوت تری از جامعه روحانیت در ذهن خود داشتند ولی با این حضور گرم، صمیمی و کلام بی واسطه این روحانی ها با مردم، نگاه دیگری به روحانیت حکم فرما شد.
شاید از بین همه این روحانی ها پای حجت الاسلام شهاب مرادی و برمایی به بهانه های مختلف بیشتر به قاب تلویزیون کشیده شد؛  گرچه حضور شهاب مرادی به‌عنوان کارشناس در برنامه‌های معارفی دیده می‌شد اما شاید حضور متفاوتش برمی‌گردد به برنامه صبحگاهی «مردم ایران سلام» و گفت‌و‌گوهایی که با محمدرضا شهیدی‌فر مجری این برنامه انجام می‌داد؛ گفت‌و‌گوهایی که قالب معمول خشک و رسمی برنامه‌های کارشناسی را نداشت و درباره موضوعات مختلف اجتماعی، فرهنگی، دینی به زبان مخاطب صحبت می‌شد و این حضور با برنامه های دیگری در شبکه دو پابرجا باقی ماند. ارتباط گرم و صمیمی این روحانی با قشر نوجوان و جوان تر باعث شد تا وی مرجعیتی بین آنها پیدا کند و حضور طولانی مدتی در قاب تلویزیون داشته باشد. 
اما حجت الاسلام برمایی نیز چند سالی است که مجری - کارشناس ثابت برنامه ماه رمضانی شبکه اول سیما شده و با حضور گرم و صمیمی خود با مهمانان برنامه توانسته جای خود را در تلویزیون به عنوان یک مجری روحانی تثبیت کند. برمایی درباره استقبال مردم از برنامه معتقد است: من بیش از ۱۰ سال است که در برنامه‌های مختلف تلویزیون به عنوان کارشناس دین و مباحث خانواده حضور دارم ولی فکر می‌کنم دیده شدنم در این برنامه بیشتر به خاطر طلبه بودن من و فرم متفاوت برنامه است. 

«عموروحانی» های دوست داشتنی
اما در اواسط دهه 90 برخی روحانیون جوان تر سعی کردند تصویر کاملا متفاوتی با آنچه که در اذهان عموم از روحانیت وجود داشت، در قاب تلویزیون ارائه دهند و این گونه شد که با حضور در برنامه های ویژه کودکان و خردسالان و با ابعاد نمایشی تر، سعی در تربیت و پرورش این نسل از خانواده ها شدند. 
از جمله این روحانیان در حوزه رسانه، یک طلبه جوان با نام حجت‌الاسلام صادق مقدسیان است که حالا دیگر به عموروحانی در شبکه پویا معروف است. حضور وی در برنامه کودک «آفتابگردون» در سال ۹۵ تلاشی بود تا دوباره حضور بازی‌های حجت‌الاسلام راستگو برای کودکان را تداعی کند. او همراه با یک عروسک با نام توتو در جمع بچه‌ها حاضر می‌شد و به قصه‌گویی‌های نمایشی برای آنها می‌پرداخت. همزمان با او و در این چند سال چند روحانی دیگر هم به عنوان عموروحانی معرفی شده‌اند که همه سعی کرده‌اند برای ارتباط بهتر با مخاطب از عنوان حاج آقا و قامض بودن این لفظ برای کودکان بکاهند و در کنار آنها این طلبه جوان نیز چند سالی مستمر تلاش کرد تا ایده‌های خود را محقق کند.
مقدسیان معتقد است که خودمونی بودن و دور از ادابازی کار کردن شاید بیشترین دلیلی بود که توانستم در این قالب دیده شوم. 
وی به مخالفت‌های ابتدایی با حضورش در برنامه و شکل ساختاری آن هم اشاره می‌کند و می‌گوید: واکنش‌ها از همان ابتدا مثبت بود ولی نقدهایی هم وارد می‌شد که یکی از این اشکالات این بود که چرا در کنار من یک عروسک بزرگ وجود دارد و در کنار او ، کار را اجرا می‌کنم. اگرچه این ایده تهیه‌کننده بود ولی من نسبت به همین کار هم دفاع داشتم چراکه وقتی برای کودک برنامه اجرا می‌کنید نمی‌توانید از لوازم مربوط به این قالب غفلت کنید. یک عروسک یا شخصیت فان باید در برنامه حضور داشته باشد که مخاطب کودک نخواهد کانال را عوض کند و من باید بتوانم مخاطبی را که صبح تا شب پای ماهواره است پای برنامه خود بنشانم.