بسیج تماشاگرستیزان کنپرست علیه سینما
هرساله تعدادی از جوانان این مرز و بوم، فیلمهایی میسازند که یک سکانس از برخی آثار آنان با اغلب فیلمهای بهنمایشدرآمده در کن برابری میکند. چنبره کنپرستان و وادادههای مارکوپولویی شکمسیر بر صندلیهای مدیریتی و لانهکردههای شیدای غرب در بدنه فیلمسازی، چنان تشکیلاتی شده که برانداختناش جهادی دیگر میطلبد. هم اینان با انواع تمهیدات و ترفندهای مستقیم و غیرمستقیم بسترساز کشاندن جوانان خلاق و مستعد به سمت تولید آثار فلاکتزده ضدتماشاگر هستند. اینان از داخل تا حاشیه جشنوارهها تارعنکبوت تنیدهاند.
شعار «همه چیز از کن میگذرد» با عمر 40سالهاش، درخت تنومندی شده که میوهاش اگر چه خوشآبورنگ است ولی عصارهای سمی دارد که سینمای ایران را نابود کرده. نتیجه این مسمومیت فیلمهایی است که در تمام اجزایشان التماس جایزه، حرف اول را میزند. اینکه دو دهه است کمتر شاهد فیلمهایی قصهگو و غنی هستیم حاصل فعالیت دیدگاه همه چیز از کن میگذرد است؛ باوری که حالا تبدیل به جریانی قدرتمند شده و در کنار ساختارهای فیلمفارسی به جان فیلمسازان و سینمای ایران افتاده است.
جریان کنپرست همواره زیر تیتر «جشنوارهها فرصت هستند و نباید از دست بدهیم» تمایلات سینماستیزی خود را پنهان میکنند چراکه میدانند هیچکسی با این رویکرد که جشنوارهها فرصت هستند مخالف نیست، پس چه بهتر زیر این پرچم، علم نابودی سینمای ایران را برافرازند.
جوانان فیلمساز پرانگیزه و خلاق، بهمحض ارائه اثری قابلاعتنا در برابر موجی از کنپرستی قرار میگیرند که با بزرگنمایی و بیتوجهی مدیران و کلا فضای این طرف، شکار خود را در تور مصرف جشنوارههای خارجی میاندازند. جوانان کمصبر و زودرنج (که با کمترین ناملایمات فرومیریزند) غافل از اینکه اگر آنطرف یکبار به فرشقرمز دست پیدا کنند، ولی همه عمر چیزی جز خدمتکار نخواهند بود. مصداقهای عینی این اتفاقات جلوی چشم همه ما است.
برای نمونه قبل از اینکه قبادی فیلم «زمانی برای مستی اسبها» را بسازد، با فیلم کوتاهی در جشنواره کودک اصفهان شرکت داشت (من هم بودم). به محض اینکه فیلمش موردتوجه قرار گرفت، لشکرکشی برای جلبش شروع شد. در همان چند روز جشنواره از داوران مهمان تا مدیران خارجیپرست و برخی منتقدان، مرتب احاطهاش کرده بودند و تشویقش میکردند که اگر نسخه بلندش را بسازی، سال بعد روی فرش قرمز کن خواهی بود. بله، چنان اعتمادبهنفس او را بالا بردند که همین کار را هم کرد و البته برای مدتی در صدر برخی محافل قرار گرفت، ولی آینده او را تباه کردند تا آنجا که سه سال قبل برای حضور در یک پلان فیلم اسکورسیزی (آیریشمن) مدتها رنج را تحمل کرد.
کنپرستان طی چهار دهه گذشته نهتنها سینمای کنشمند ایران را نابود کردهاند بلکه تعداد زیادی از بروبچههای باهوش و اینکاره را به مسلخ بردهاند.
بیتردید جریان کنپرست امروز، قدرتمندتر از دیروز است و اگر دلسوزان سینما، سینماگران پیشکسوت و مدیران صاحبصندلی و دارای امکانات اجرایی و لجستیکی مبادرت به آسیبشناسی و برنامهریزی بهمنظور افشای این جریان نکنند، بیش از الان با دست خودمان تتمه سینما را ویرانه جغدهای در انتظار خواهیم کرد. هنوز دیر نشده است.
محمدتقی فهیم - منتقد سینما