گفتوگوی «جامجم» با حمیدرضا نعیمی نمایشنامهنویس، بازیگر و کارگردان:
تئاتر همچنان نیازمند یارانه است
مدیرکل هنرهای نمایشی کشور طی روزهای اخیر و در حاشیه دیدار با مدیران ستاد اجرایی جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان تاکید کرده تئاتر باید در سبد فرهنگی خانوادهها قرار بگیرد، البته اشارهای به سازوکارهای این پیشنهاد ارزشمند نکرده است. با این حال اما تئاتر که همیشه بهعنوان هنری مهجور و کمبرخوردار از حمایتهای دولتی بوده، در دو سال گذشته زیر بار سنگین کرونا کمر خم کرده و شرایط مساعدی ندارد. این در حالی است که جذب مخاطبان به تئاتر، نیازمند حمایتهای دولتی از گروههای نمایش، افزایش سالنها و بهبود زیرساختهاست.
حمیدرضا نعیمی، نمایشنامهنویس، بازیگر و کارگردان شناختهشده تئاتر معتقد است هنرهای نمایشی مخاطب خاص خودش را دارد و باید برای آنها برنامهریزی هدفمند کرد. او میگوید: اساسا مخاطب تئاتر، مخاطب خاص است، در همه جای دنیا خیلیها پول و وقت دیدن تئاتر را نداشته یا علاقهای ندارند مخاطب هنرهای اندیشهورز باشند.
به گفته نعیمی، اگر فکر میکنید در کشورهایی مانند انگلیس و آلمان همه تئاتر میبینند، تصور غلطی است. عدهای علاقهمندند آثار گوته، شیلر، شکسپیر را ببینند؛ همه مردم به سالنهای تئاتر نمیروند و تلویزیون را ترجیح میدهند زیرا یک رسانه عامهپسند است و هزینه ناچیزی هم دارد اما برای دیدن تئاتر باید از تفریحات دیگر صرفنظر کرد زیرا تئاتر در همهجا هنر گرانی است.
این کارگردان برجسته میافزاید: زمانی که، بلیت تئاتر گران بود اما مردم از آن استقبال میکردند و خوشبختانه من هم در آن دوران نمایشهایی مانند سقراط، شوایک، فاوست و ریچارد را روی صحنه داشتم و میدیدم مردم از پرداخت این مبلغ ناراحت نیستند، بهرغم اینکه مطمئنم همه قدرت خرید یک بلیت صدهزارتومانی را نداشتند اما ارزش کار فرهنگی و اندیشمندانه را میدانستند و برای آن هزینه میکردند.
وی شعار «تئاتر برای همه» را یک شعار دهانپرکن و مشخصا ژورنالیستی میداند و تصریح میکند: تئاتر نمیتواند برای همه باشد چون باید برای آن هزینه صرف شود اما آیا در کشور ما یک خانواده کارگر، کارمند، معلم و بهطور کلی طبقه متوسط به پایین برای تئاتر هزینه میکند؟ همانطور که اشاره کردم تئاتر برای بخش محدودی از جامعه است اما آیا برای همان تعداد محدود هم بهدرستی قدم برداشتهایم؟ آیا آرامش نسبی هنرمند تئاتر، از نویسنده و کارگردان تا بازیگر و طراحان و دیگر عوامل تامین شده است؟ بیاغراق هنرمندان سخت کار میکنند، با نمایشهایشان هم سرگرم میکنند و هم آگاهی میبخشند، با مسؤولان وارد گفتوگو و چالش میشوند تا جامعه خوبی داشته باشیم اما وظیفه دولت در قبال این نمایشگران و تماشاگران خاص آنها کجاست؟ متاسفانه در کشور ما نهتنها ساختوساز سالم و استانداردی برای تئاتر اتفاق نمیافتد بلکه برای هرآنچه هم که وجود دارد برنامهریزی و مدیریتی صورت نمیگیرد. پس از انقلاب نهتنها به سمت ایجاد سالنهای تئاتر و موسیقی اپرا نرفتیم بلکه همان سالنهایی را که فرسوده شدند، بهدرستی بازسازی نکردند.
این نویسنده و کارگردان تئاتر عنوان میکند: بخشی از وظایف دولتها در دنیا حمایت از تئاتر دولتی است. (در دوران کرونا در همین کشور همسایه یعنی ترکیه بپرسید که دولت به غیر از تئاترهای دولتی به تئاترهای خصوصی در زمان تعطیلات چه تسهیلات و بودجههایی اختصاص داد) حال ببینیم که در کشورهای دارای برنامه و مدیریت، دولت در مقابل تئاتر خصوصی چگونه انجاموظیفه میکند. در این کشورها نهتنها تئاتر خصوصی به دام ابتذال نمیافتد بلکه تماشاگر به قدری از نظر فکر و سلیقه پرورش و ارتقا داده شده که آثار فرهیخته و متعالیاش را هم در این تئاترها پیدا میکند. در کشور آلمان، تماشاگران گاه از شش ماه قبل برنامهریزی میکنند که بلیت نمایش «ریچارد دوم» اثر کلاوس پایمان یا نمایش «فاوست» را با کارگردانی پیتر اشتاین پیشخرید و تهیه کنند.
نعیمی این سوال را مطرح میکند که آیا ذهن، روح و تن فرزندان ما در مدارس بهدرستی پرورش داده میشود. آیا مدارس آنها را برای تماشای تئاتر به کانونهای پرورش فکری کودکان و نوجوانان میبرند، آیا از گروههای نمایشی دعوت میکنند تا هر هفته برای بچهها در آمفیتئاتر مدرسهها نمایش اجرا کنند؟ خیر!
دولت باید یارانه تماشاگر اندیشمند را بدهد
وی با بیان اینکه اساسا در کشور ما برنامهای برای آشنایی و علاقهمند کردن مردم با هنر نمایش و تئاتر وجود ندارد، تصریح میکند: دولت، وزارت ارشاد، معاونت هنری و اداره کل هنرهای نمایشی نهتنها باید در جهت تربیت مخاطب برای تئاتر تلاش کنند که باید سوبسید این تماشاگر اندیشمند را بدهند و برایش هزینه کنند. نعیمی تاکید میکند: در حال حاضر مساله ما تعداد تماشاگر نیست بلکه اعمال سلایق بر نمایشنامههای ایرانی است؛ نمایشنامههایی که مسالهمند و معترض و نسبت به اوضاع اجتماعی و سیاسی منتقد هستند. دولت باید به گروههای تئاتر پول بدهد و به آنها بگوید که تن به اجرای نمایشهای عامهپسند ندهند و تئاترهای خوب روی صحنه ببرند حتی اگر تماشاگر کمی این نمایشها را ببیند.وقتی من به عنوان درامنویس، کارگردان، بازیگر و... نتوانم از طریق هنرم ارتزاق کنم و پشتیبانی دولت را نداشته باشم چطور باید تماشاگر را به صحنه تئاتر بکشانم؟ جز از طریق کارهایی که ممکن است به سمت ابتذال برود یا در سطح نازلی صرفا تماشاگر را بخنداند؟ متولیان فرهنگی نمیتوانند فقط شعار بدهند، اگر تماشاگر میخواهند باید هزینهاش را هم پرداخت کنند و بودجههای درخور در اختیار گروهها قرار بدهند.
سالها پیش در تئاتر چیزی به نام قرارداد ساخت وجود داشت و یک درامنویس، کارگردان، بازیگر، طراح و... براساس آن حمایت میشد و حداقل میدانست کف قرارداد را به دست میآورد. این هنرمندان با تمام وجودشان کار میکردند بیاین که استرسی داشته باشند. اما امروز بازیگر تئاتر انباردار شرکت یا راننده اسنپ است، آیا بازیگری که باید به آرامش روح و جسماش بپردازد و به انعطاف، آمادگی بدنی و بیانش فکر کند باید پیک موتوری پیتزافروشی شود؟
این مدرس دانشگاه متذکر میشود: مسؤولانی که از کشاندن تماشاگر به سالنهای تئاتر صحبت میکنند باید بگویند برای تبلیغات تئاترها با صداوسیما و سازمان زیباسازی شهرداری چه رایزنیهایی کردهاند؟ آیا خود این عزیزان برای تئاترها یک حمایت درخور و در شأن در نظر میگیرند؟ مسؤولان برای فرهنگ و هنر چه برنامهای دارند و حاضرند برای نجات تئاتر از این وضعیت چه کاری انجام دهند؟
نعیمی با طرح این پرسش که چگونه تئاتر باید در سبد کالای فرهنگی خانواده قرار گیرد، متولیان فرهنگی را مخاطب قرار میدهد و میافزاید: به ما بگویید راهکارش چیست، آیا تئاتر باید قوی شود؟ ما هنرمندان توانمندی داریم که آثارشان از نظر تکنیکی جایگاه ارزشمندی دارد اما آیا ردیف بودجه روشن، کارآمد و مؤثر هم دارند؟ شما نمایشهایی را از ما بخواهید که با استانداردهای روز تئاتر دنیا همخوانی داشته باشد اما آیا شما هم از ما حمایت میکنید؟ شما میخواهید از بزی که به او علف نمیدهید شیر بدوشید!
چرا شفاف حرف نمیزنیم؟
آیا من امروز بهراحتی میتوانم نمایشم را روی صحنه ببرم؟ من نمایش آمادهای به نام «فردریک» دارم که از اداره کل هنرهای نمایشی مجوز گرفته و مطمئنم اگر شرایط جامعه امن باشد این نمایش میتواند در جذب تماشاگرش موفق باشد؛ دو سال است که یک تیم بزرگ، منتظر سالن تئاتر مانده اما نکته مهمتر این است که اگر من این نمایش را روی صحنه ببرم و بهدلایل خارج از خود نمایش، تماشاگر از آن استقبال نکرد آیا باید از سوی دولت تضعیف شوم؟ در حالی که سابقه و عقبه گروه من نشان میدهد چقدر کارهایمان با استقبال مواجه شده اما اگر امروز تماشاگر به سالن نیامد آیا دولت باید به من خسارت بدهد یا خیر، چنانکه اداره کل هنرهای نمایشی در دوران آقای قادر آشنا این کار را نکرد. در دوره ایشان اعلام شد تعداد بلیتهایی که باید فروخته شود نصف ظرفیت سالنها باشد و برای آن نیم که فروخته نشده ما خسارت میدهیم. از ۵۷۰ صندلی در نمایش «گرگاسها» ما مجاز به فروش ۲۸۵ بلیت بودیم و پس از 33 شب اجرا، ادارهکل مرکز هنرهای نمایشی و انجمن هنرهای نمایشی، ۲۸ میلیون تومان به ما خسارت دادند.
حالا بفرمایید چطور باید ۲۸ میلیون را بین ۳۵ نفر اعضای گروه تقسیم کنیم و به آنها بگویم این خسارتی است که برای شما بعد از سه ماه تمرین و 33شب اجرا در نظر گرفته شدهاست. چه کسی باید جوابگو باشد، چرا رودررو و شفاف با یکدیگر حرف نمیزنیم و فقط شعار میدهیم؟
صبا کریمی - روزنامهنگار