تبعیض روز افزون
محصولات فرهنگی در زمره نیازهای اساسی و کالای اساسی انسان قرار نمیگیرد اما اگر آن را در گروه دوم نیازهای انسان محسوب کنیم، نظام عرضه و تقاضا در این زمینه متناسب است با بحرانها یا شکوفایی اقتصادی در هر کشوری. بنابر این با توجه به تورم در کشورمان، پیشبینی میشد میزان تقاضای محصولات فرهنگی به طور چشمگیری کاهش پیدا کند اما نکته اینجاست که در بحرانهای اقتصادی معمولا دولتها به فعالیتهای فرهنگی یارانه میپردازند، مثل فرانسه یا دیگر کشورهای توسعهیاقته که زیرساختهای فرهنگی در اختیار دولت را به قیمت اندکی یا رایگان در دسترس هنرمندان قرار میدهند.
به عنوان مثال در عرصه سینما دولت تجهیزات مربوط به تولید فیلم را به قیمت نازل در اختیار هنرمندان قرار میدهد یا در زمینه برگزاری کنسرت، امکان ارائه ارزان یا رایگان سالنهای دولتی به گروهها وجود دارد با این هدف که محصول فرهنگی با قیمت کمتر و بدون تاثیر تورم در اختیار اقشار مختلف جامعه قرار بگیرد. بنابراین به صورت عام، گران شدن قیمت بلیت کنسرتها متاثر از شرایط اقتصادی کشور منطقی به نظر میرسد اما از نگاه دقیقتر و آیندهنگر، منطقیتر آن است که با اندکی اغماض از سوی صاحبان سالنها، تهیهکنندگان، خوانندگان و بقیه عوامل میشود، محصولات فرهنگی را در اختیار مردم قرار دارد بدون اینکه کالای فرهنگی تبدیل به یک کالای لوکس بشود.
گرانی کنسرتها در کشورمان مسبوق به سابقه است؛ از کنسرت نمایش «سی» شروع شد و بعد از آن هم ادامه پیدا کرد. همیشه این اتفاق را گروهی رقم میزند که بخشی از بازار موسیقی را در دست دارد!
با قیمتهایی که برای کنسرت «سیصد» در نظر گرفته شده، مخالف هستم و تصور میکنم این با وضعیت اقتصادی مردم سازگار نیست و خصوصا قشر متوسط که مصرفکننده هدف محسوب میشود، نخواهد توانست از آن بهره بگیرد. این کنسرت در نهایت سهم قشر نوکیسهای میشود که برای پز دادن و گذران وقت به این کنسرتها میروند. بخش زیادی از مردم نمیتوانند از این محصولات استفاده کنند؛ چون در یک خانواده پنجنفری که اهل فرهنگ هستند، باید رقمی بین دو تا سه و نیم میلیون پرداخت کنند تا این کنسرت را ببینند و این رقم تقریبا معادل نصف حقوق یک کارمند و اجاره ماهانه یک خانه در جنوب تهران است!
معتقدم دفتر موسیقی وزارت ارشاد باید در این مورد دخالت کند و امکاناتی را در اختیار هنرمندان بگذارد که انحصار شکسته شود و بقیه شرکتها و گروههای موسیقی هم بتوانند از اماکن و فضاهای فرهنگی برای اجرای برنامه بهره بگیرند. من مخالف استفاده از اماکن تاریخی و فرهنگی برای برگزاری کنسرت نیستم اما این امکان به صورت عادلانه در اختیار گروهها قرار بگیرد نه اینکه گروه «سی» و «سیصد» مجوز بگیرند و برخی گروههای دیگر امکان بهرهبرداری از این مکان را نداشتهباشند. این دوگانگی که با آن مواجه شدهام، قابل پذیرش نیست.
بیعدالتی به ارائه سالن و مجوز اجرا ختم نمیشود؛ همین حالا اداره اماکن نیروی انتظامی در بسیاری از شهرهای ایران و حتی در تهران، با برگزاری کنسرت در فضاهای باز مخالفت میکند. آخرین نمونه اجرای شهرام ناظری در کرمان بود اما اجرای گروه «سیصد» منعی ندارد. این دوگانگی رفتار و واکنش نشان ندادن وزارت ارشاد احساس بیعدالتی را تقویت میکند. به اعتقاد من باید وزارت میراث فرهنگی، اداره اماکن نیروی انتظامی و دفتر موسیقی وزارت ارشاد باید مانع تبعیض شوند و برگزاری کنسرتها، تحت نظارت یک شورای تخصصی و با نمایندگی ارکان مختلف، از جمله نماینده قشر مصرفکنندگان دست به تعیین قیمت بزند.
پیروز ارجمند - کارشناس موسیقی